تبليغاتX
وبلاگ شخصی محمد صدارت

 

 

 

 

بنام خداوند حکیم

با سلام و درود خدمت شما دوستان بزرگوار
فرارسیدن سالروز شهادت رئیس مذهب تشیع حضرت امام جعفر صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) را به محضر حضرت صاحب الامر(جانم به فدایش باد) و شما دوستان عزیز تسلیت عرض میکنم.
دوران حضرت امام صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) از جهاتی شبیه به زمان حاضره و میتونه درس بزرگی برای ما داشته باشه.حضرت امام صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) در دورانی بودند که دیگر مانند زمان امام حسین (درود و رحمت خدا بر ایشان باد) جنگ نظامی تنها حربه دشمن نبود بلکه اختلافات اعتقادی و تشکیل فرقه های مذهبی از وسایل سلطه دشمنان بر مسلمین شده بود.
امام جعفر صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) در این دوران با فرماندهی جبهه علم و دانش به مقابله با روشهای جنگی جدید دشمن رفتند و با تربیت شاگردان بسیار به مبارزه با خرافات و اعتقادات ضاله پرداختند.
زمان حاضر نیز شرایطی مشابه دارد، در دوران دفاع مقدس ما با حمله های نظامی دشمنان مواجه بودیم و وظیفه همگان یادگیری رزم و حضور در جبهه های نبرد نظامی حق علیه باطل بود، الان هم دشمن راهکارهای خود را تغییر داده با ایجاد اختلاف و رواج مسائل غیراخلاقی و ضد اعتقادی به مبارزه با جامعه اسلامی اومده ، اینجا وظیفه دلسوزان انقلاب و نظام و شیعیان واقعی و پیروان واقعی امام جعفر صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) اینه که با تقویت بنیه علمی خودشون در برابر انحرافات اخلاقی و اعتقادی بایستند و تهاجمات دشمن را خنثی کنند، اما متاسفانه گاهی اوقات شاهدیم که برخی دوستان نسبت به تقویت بنیه علمی مخصوصا در مسائل اعتقادی بی توجهند و رفتارشان با کلامشان که مدعی پیروی از اهل بیت(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) و خط امام و شهدا هستند سازگاری ندارد.
ان شالله این ایام با تاسی به امام جعفر صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) و با گرفتن مدد از اون حضرت در صدد جبران کوتاهیهای گذشته مون بر بیایم و پایه های اعتقادی و دینی خودمونو قوی کنیم تا بهتر و محکمتر در برابر دشمن بایستیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت   توسط محمد صدارت  | 

عيد فطر روز پاداش گرفتن و رؤيت رحمت الهي بعد از ماه رمضان است، بحمدالله ماه رمضان را كه ماه صبر صلات بود، با عافيت گذرانديد و خداي متعال، با دعا و ذكر و مناجات شما را به اداي فريضه روزه و توسل و خشوع در مقابل حضرت حق موفق كرد. امروز روزي است كه انشاءالله خداي متعال پاداش شما را عنايت خواهد كرد. شايد يكي از بزرگترين پاداشهاي الهي اين باشد كه خدا همه ما را موفق كند تا بتوانيم وسيله رحمت الهي را تا ماه رمضان آينده براي خودمان باقي بداريم.... درس ماه رمضان را براي دوره سال فرابگيريم، اين مي‌شود يكي از بزرگترين پاداشهاي خداوند كه توفيق اين چنيني را به ما بدهد. رحمت و رضا و قبول و عفو و عافيت را از خداي متعال طلب كنيم اين در حقيقت عيد واقعي خواهد شد.

از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با كارگزاران 25/9/80

سلام و درود بر همه شما دوستان عزیز فرا رسیدن عید سعید فطر را به محضر امام زمان(جانم به فدایش باد) و شما دوستان خوبم تبریک عرض میکنم. امیدوارم از برکات ماه مبارک رمضان بهره کافی را برده باشیم و از امروز با باکی پر از معنویات در جاده مبارزه با شیطان و نوچه هایش به سوی مقصد پاک و متعالی قرب الهی بشتابیم.
---------------------------------------------------------------
پی نوشت: تلفن منزل جدید وصل شد از این به بعد اگر توفیق باشه بیشتر خدمتتون میرسم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/29ساعت   توسط محمد صدارت  | 

سلام علیکم
فرا رسیدن ماه رجب رو به همه دوستان تبریک عرض می کنم.
ماه پربرکتیه و ان شالله که قدرش رو بدونیم، برای من که از همون شب اول نشانه هایی از برکاتش پیدا شد، من که شب اول مطمئن نبودم شب اول ماه باشه و منتظر بودم تا رویت هلال ثابت بشه بعدا از خودم تعجب کردم که چطور با این اتفاقات و پیامدهای خیر متوجه شروع ماه پربرکت رجب نشدم.(البته یه اتفاق بد هم داشتم که بیشتر بر اثر یه سوء تفاهم پیش اومده و اعصابمو ریخته به هم که امیدوارم هرچه زودتر حل بشه)
رجب اسم نهری در بهشته که کسیکه قدر این ماه رو بدونه و به اعمالش برسه از اون نهر خواهد نوشید.
امشب هم اولین شب جمعه ماه رجبه که اصطلاحا بهش میگن لیلة الرغائب، به عبارتی بهش گفته میشه شب آرزوها.
اعمال و نمازی داره که اینجا نوشته شده و هر کی بهش عمل کنه و حاجتشو بخواد ان شالله حاجت روا میشه
پس از الان آرزوها و حوائجتونو لیست کنید در راس همه حاجات تعجیل در ظهور مولا و صاحبمون حضرت بقیة الله ( روح و جانم به فدایش)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/04ساعت   توسط محمد صدارت  | 

ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرا(درودورحمت خدا بر ایشان باد) را در حالی طی کردیم که بعضی در هیئات مشغول عزاداری بودند و برخی در استادیوم مشغول رقص وپایکوبی و برخی در پی کسب معرفت و شناخت.
آنچه که مهم است این است که مناسبات مذهبی را می توان تلنگری حساب کرد برای بازیابی عملکرد خود، و می توان تلنگری دانست برای مقایسه راه خود با راه الگوها.
خوشا به سعادت آنان که در اینچنین ایامی علاوه بر سوگواری و اشک ریختن و سینه زدن که برکات معنوی و نورانیت برای انسان به ارمغان می آورد به فکر مطالعه و شناخت بیشتر نسبت به حضرات معصومین(درودورحمت خدا بر ایشان باد) می افتند و به دنبال راهی برای حفظ معنویت و نورانیت می گردند، چه بسا نورهایی که به محض خروج از مجالس بر اثر اعمال اشتباه از بین بروند.
یکی از درسها و آموزه هایی که این ایام با توجه و تعمق به روضه های حضرت صدیقه کبری(درودورحمت خدا بر ایشان باد) می توان دریافت این است که یادگار رسول خدا (درودورحمت خدا بر ایشان باد) برای دفاع از حق بدون هیچ هراسی در برابر باطل اندیشان ایستادند و علاوه بر سخنرانی و افشای حقایق و تبیین چهره دشمنان و منافقین خود را نیز فدای اصلاح جامعه کردند.
اینکه حضرت مانند خیلی از محتاطین از خطرات نترسیدند و در راه دفاع ازحق کتک خوردند و حرفها شنیدند و فرزندشان را فدا کردند و در آخر جان خود را نیز فدای این راه کردند به ما نشان می دهد که برای دفاع از حق  و اصلاح باید به هر قیمتی شده در برابر گمراهان و معاندان ایستاد و ملاحظه منافع شخصی را ننمود.
این رفتار بی بی عالمین(درودورحمت خدا بر ایشان باد) نشانگر این واقعیت است که در دوراهی حق و باطل، نشستن و تماشا کردن و سکوت اختیار کردن موجب پیشرفت باطل اندیشان خواهد شد و این نکته ای است که بسیاری از ما در امتحانات بزرگ فراموش می کنیم و  چه بسا برای حفظ مصالح و منافع و یا از روی تنبلی و بی اعتنایی سکوت می کنیم و با سکوت خود به پیشرفت باطل کمک می کنیم،
لذا بر همه ما به عنوان پیروان اهل بیت عصمت و طهارت (درودورحمت خدا بر ایشان باد) و فرزندخواندگان حضرت فاطمه زهرا(درودورحمت خدا بر ایشان باد) واجب است تا در امتحانات بزرگی همچون انتخابات بیکار ننشسته و به شناسایی اصلح پرداخته و آنرا به سایر مردم نیز بشناسانیم و در این راه بدون ملاحظه مصالح و منافع شخصی خطرات را به جان خریده و در راه دفاع از دین و وطن خویش همه چیز را فدا کنیم.
فراموش نکنیم که رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی (رضوان خدا بر او باد)نیز فرمود:
خاتم انبیا برای اصلاح جامعه آمده اند و همه آنها این مسئله را داشتند که فرد باید فدای جامعه بشود، فرد هرچه بزرگتر باشد بالاترین فرد که ارزشش بیش از هر چیز است در دنیا، وقتی که با مصالح جامعه معارضه کرد این فرد باید فدا بشود، سیدالشهدا روی همین میزان آمد و خودش و اصحابش و انصار خودش را فدا کرد، فرد باید فدای جامعه بشود و جامعه باید اصلاح بشود. «لیقوم الناس بالقسط»(1)باید عدالت در بین مردم و در بین جامعه تحقق پیدا کند(2)

پی نوشت:

(1) سوره مبارکه حدید آیه 25
(2) صحیفه نور ج15 ص148

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/10ساعت   توسط محمد صدارت  | 

در جمع مردم خرمشهر
هنر بزرگ در استقامت كم‏نظير ملت ايران در برابر حملات متجاوزين متعلق به مردم خرمشهر است زيرا زنان، مردان، جوانان و نوجوانان اين شهر حماسه‏اى را آفريدند كه براى هميشه خرمشهر به عنوان يك نام ممتاز و برجسته مطرح خواهد بود.
وزستان يك موجود بيدار و زنده است، جان و روح دارد و مردم غيرتمند، از عشاير عرب تا بختيارى، لر و فارس با الهام از اسلام ايستاده‏اند تا با كمال قدرت از خانه خود دفاع كنند و اگر برخى از كشورهاى منطقه چنين غيرتى را از خود نشان مى‏دادند امروز فلسطين مظلوم در دست اشغال‏گر دچار رنج و محنت نبود.
مردم‌ خرمشهر و آبادان‌ و فرماندهان‌ و رزمندگان‌ عمليات‌ آزادسازي‌ خرمشهر و خانواده‌هاي‌ شهداي‌ اين‌ عمليات
در فتح‌ خرمشهر جهانيان‌، كارآمدي‌ انقلاب‌، اسلام‌ و ملت‌ مؤمن‌ را مشاهده‌ كردند.
خرمشهر با توكل‌ بر خدا و ايمان‌ نيروهاي‌ ارتش‌، سپاه‌ و بسيج‌ و استفاده‌ از همه‌ امكانات‌ موجود و تدبير صحيح‌ در آن‌ شرايط نابرابر از اشغال‌ دشمن‌ خارج‌ شد.
در ديدار اقشار مختلف مردم
واقعه خرمشهر از دور فقط يک حادثه تاريخي است که براي ملت ايران هيجان‏آور و افتخارآميز است؛ ولي از نزديک، اين قضيه شبيه يک معجزه بزرگ بود.
در چنان شرايطي که غم، دلها را فرا گرفته و رجزخوانيهاي عراق همه دنيا را پُر کرده بود، نيروهاي ما از کمترين امکانات مادّي برخوردار نبودند. اين‏که مي‏گويم کمترين امکانات مادّي، يک حقيقت است. من فراموش نمي‏کنم، يکي از سرداران و فداکاران آن روز - که امروز بحمدالله در همين جلسه حضور دارند - به اتّفاق چند نفر در اهواز پيش ما آمدند و چند قبضه خمپاره انداز مي‏خواستند تا بتوانند قدري در مناطقِ جلوتر ايستادگي و مبارزه کنند؛ اما کسي نبود به اينها اين چند قبضه خمپاره‏انداز را بدهد! ما براي سيم خاردار و گلوله و آر.پي.جي مشکل داشتيم؛ تانک و نفربر و امثال اينها که به جاي خود. آنچه در اختيار ملت ايران بود، عبارت بود از يک اراده قوي و نشاط همه‏جانبه که برخاسته از ايمان و آگاهي بود. اين‏که امام فرمودند «خرمشهر را خدا آزاد کرد»، يعني اين.
دشمن راز پيروزي ما در خرمشهر و خرمشهرها را به چشم ديد و فهميد اين ملت اگر پرچم اسلام و ايمان را برافراشته نگهدارد، در همه ميدانها پيروز خواهد شد؛ بنابراين سعي کردند اين پرچم را سرنگون کنند. امروز همه تلاش امريکا و دستگاه و جبهه استکبار اين است که عنصر قدرت و قوّت و مقاومت را از ما بگيرد؛ يعني مي‏خواهد ايمان و اتّکاءِ به نفس و اميد و اتّحاد را در ما تضعيف کند. ملتي که ايمان و اتحّاد نداشته باشد و نسبت به آينده مأيوس باشد، پيداست که در همه ميدانها شکست خواهد خورد؛ در سياست هم شکست مي‏خورد، در اقتصاد هم شکست مي‏خورد، در سازندگي کشور هم شکست مي‏خورد. آنها مي‏خواهند اينها را از ما بگيرند.
در ديدار خانواده‏هاى شهدا
روز سوم خرداد نماد ايثار و مقاومت و پيروزى ملت ايران به بركت ايمان و به‏كار گرفتن قواى خود در مقابل دشمن است.
ما بايد عدالت و اخلاق را مستقر كنيم و جامعه‏ى خود را به معناى واقعى اسلامى كنيم. اين احتياج دارد به كار و تلاش و ايمان و عمل صالح و مجاهدت در راه خدا. آيا اين مجاهدت اثر دارد؟ آيا به نتيجه مى‏رسد؟ بله. دليل؛ سوم خرداد. دليل؛ فتح خرمشهر. دليل؛ هشت سال دفاع مقدس. شهيد محمد جهان‏آرا كه پدر بزرگوارش اين‏جا صحبت كرد، در كدام كلاس نظامى دوره ديده بود؟ شهداى عزيز ما كداميك از ابزارهاى پيشرفته‏ى نظامى را در اختيار داشتند؟
خطبه‏هاى نماز جمعه تهران
آن‏روزها بنده در اهواز از نزديك شاهد قضايا بودم. خرمشهر در واقع هيچ نيروى مسلّحى نداشت؛ نه كه صدوبيست هزار نداشت بلكه ده هزار، پنج هزار هم نداشت. چند تانك تعميرىِ از كار افتاده را مرحوم شهيد «اقارب‏پرست» - كه افسر ارتشى بسيار متعهّدى بود - از خسروآباد به خرمشهر آورده بود، تعمير كرد. (البته اين مال بعد است. در قسمت اصلىِ خرمشهر كه نيرويى نبود). محمّد جهان‏آرا و ديگر جوانان ما در مقابل نيروهاى مهاجم عراقى - يك لشكر مجهّز زرهى عراقى با يك تيپ نيروى مخصوص و با نود قبضه توپ كه شب و روز روى خرمشهر مى‏باريد - سى و پنج روز مقاومت كردند. همان‏طور كه روى بغداد موشك مى‏زدند، خمپاره‏ها و توپهاى سنگين در خرمشهر روى خانه‏هاى مردم مرتّب مى‏باريدند. با اين‏حال جوانان ما سى و پنج روز مقاومت كردند؛ اما بغداد سه روزه تسليم شد! ملت ايران! به اين جوانان و رزمندگانتان افتخار كنيد. بعد هم كه مى‏خواستند خرمشهر را تحويل بگيرند، دوباره سپاه و ارتش و بسيج با نيرويى به‏مراتب كمتر از نيروى عراقى رفتند خرمشهر را محاصره كردند و حدود پانزده هزار اسير در يكى دو روز از عراقيها گرفتند. جنگ تحميلى هشت ساله ما، داستان عبرت‏آموز عجيبى است. من نمى‏دانم چرا بعضيها در ارائه مسائل افتخارآميز دوران جنگ تحميلى كوتاهى مى‏كنند.
در ديدار اقشار مختلف مردم
امام خميني رضوان الله تعالي عليه به عنوان رهبر و پيشواي ما خود آيت و تجسمي از تقوا بودند و فتوحات ما در ميادين جنگ از جمله آزادي خرمشهر نيز با تقوا امكان پذير شد.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت   توسط محمد صدارت  | 

سلام و درود بر شما بزرگواران
ایام شهادت پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد مصطفی(جانم به فدایش باد) و حضرات امام حسن مجتبی و امام رضا(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) را بر همه دوستداران اون بزرگواران تسلیت عرض میکنم
چه جمله زیبایی است این کلام خدا که می فرماید برای شما در پیامبر الگوی حسنه ای قرار داده ام تا ببینید و تبعیت کنید.
و چه والا مقام است این معلم بشریت که تا آخرین لحظات عمر دست از تربیت و پرورش مردم بر نمی دارد.
مطالعه لحظه لحظه زندگی پیامبر اسلام و تامل روی آن، بهترین کمک و یاور است برای کسی که به سمت رشد و کمال گام بر میدارد و به دنبال الگو و رهنما است.
معلمی که 23 سال رنج و آزار و اذیت را تحمل کرد و توأمان مردم را به سمت معبود یکتا هدایت می کرد وراهکارهای تعالی و رشد و جلب رضایت معبود محبوب را به مردم می آموخت
معلمی که بدون دریافت اجر و مزدی هم در آموزش و هم در پرورش مردم می کوشید و در روانشناسی تعلیم و تربیت موفق بوده است.
حتی لحظات آخر عمرشان نیز سرشار از تعلیم و تربیت است
آنگاه که دست امیرالمومنین(درود و رحمت خدا بر ایشان باد)  را می گیرد و می گوید امسال آخرین سال عمر من است و با همراهی اصحاب می روند تا برای دفن شدگان در بقیع از مهربانترین مهربانان طلب آمرزش کند
آنگاه که روی منبر می نشیند و می گوید آخرین روزهای عمر من است اگر کسی حق و حقوقی از او بر گردن من است بگوید تا مدیونش نباشم
آنگاه که چشم باز می کند و می گوید آخرین ساعات عمر من است قلم و کاغذی بیاورید تا نقشه سعادت ابدی را برایتان ترسیم کنم
آنگاه که نمی گذارد حسن و حسین را ازو جدا کنند و از امامت و شهادت آنان برای مردم می گوید
آنگاه که وصایای خود را به حضرت علی(درود و رحمت خدا بر ایشان باد)  می گوید
در تمامی این لحظات افعال و رفتارش سرشار از نکات آموزشی است برای آنان که چشمی بینا دارند، در حالیکه همه می دانستند او حقوق کسی را پایمال نکرده و بارها و بارها وصایای خود را معرفی کرده است.
و در مقابل چه ظالم هستند افرادی که تاب دیدن این نورافشانی را ندارند
چه ظالم هستند آنانی که بخاطر هوی و هوس مقابل هدایت مردم را گرفتند
چه ظالم هستند آنان که بعد از این سالها آن آموزه ها و الطاف را فراموش کردند و به پیروی از جاهلان و نادانان پرداختند
و چه ظالم تر آنان که بعد از 1400 سال و در عصر پیشرفت و تکنولوژی همچنان چشم دیدن این معلم بزرگ و نور مقدس هدایتگری اش را ندارند و به بخاطر منافع دنیوی و خوشایند چهار هم حزبی بدتر از خودشان به ساحت مقدس این معلم بزرگ هتک حرمت می کنند

خدایا به ما توفیق آموزش و پیروی از این معلم بزرگ عطا بفرما


لینک هتک حرمت به پیامبر اعظم(ص)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/06ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بسياري از شخصيت هاي محترمي كه معاصر امام باقرعليه السلام بودند، از آنها سخنان ارزشمندي درباره امام محمدباقرعليه السلام نقل گرديده كه پرداختن به همه آنها، از حوصله اين نوشتار بيرون است. اما بايد گفت:

گرچه آب دريا را نتوان كشيد
اما به قدر تشنگي هم بايد چشيد

در زير به برخي از جملات شخصيت هاي علمي كه درباره امام گفته اند، مي پردازيم:
1. عبدالله بن عطاء مكّي
در حليةالاولياء آمده است كه عبدالله بن عطاء مكّي گفته: «ما رأينا العلماء عند أحد أصغر منهم عند أبي جعفرعليه السلام يعني الباقر. و لقد رأيتُ الحكم بن عينية مع جلالته و سنّه عنده كأنّه صبّي بين يدي معلّم يتعلّم منه؛ ما هرگز نديديم كه علما در محضر كسي همانند ابوجعفر يعني امام باقرعليه السلام آن قدر احساس كوچكي كنند، من خودم حكم بن عينيه را با آن جلالت قدري كه داشت، ديدم كه همانند كودكي در مقابل معلّمش قرار گرفته و از او ياد مي گيرد.»
2. نافع غلام ابن عمر
در ملاقات و پرسش و پاسخي كه امام با نافع داشتند، از وي درباره خوارج و اصحاب نهروان پرسيدند. وي كه از قدرت استدلال امام محمدباقرعليه السلام سخت شگفت زده شده بود از محضر امام بيرون رفته در حالي كه مي گفت: «انت والله أعلم النّاس حقّاً».
3. عكرمه
ابوحمزه ثمالي گويد: در آن سالي كه امام محمدباقرعليه السلام به حجّ رفت و هشام با حضرت ملاقات داشت، مردم از اطراف به سوي حضرت روانه شدند. عكرمه پرسيد: «من هذا؟ عليه سيماء زهرةالعلم لاجربنّه، فلمّا مثل بين يديه ارتعدت فرائصه واسقط في يد أبي جعفر و قال: يابن رسول الله، لقد جلستُ مجالس كثيرة بين يدي ابن عباس و غيره فما أدركني ما أدركني آنفاً فقال له ابوجعفرعليه السلام: ويلك يا عبيد أهل الشام، انّك بين يدي بيوت أذن الله أن ترفع و يذكر فيها اسمه؛ اين كيست؟ در چهره او علم غنچه كرده، مي بايد او را بيازمايم. سپس به نزد حضرت رفته تا در مقابل امام قرار گرفت لرزه بر اندامش افتاد و در برابر امام خاموش شد. سپس رو به امام كرده، گفت: اي فرزند رسول خدا! من تاكنون در مجالس زيادي در برابر ابن عباس و غير او نشسته ام ولي آن گونه در برابر شما مضطرب شده ام در مقابل هيچ يك، وحشت و اضطراب مرا فرا نگرفت!؟
امام فرمود: واي برتو اي بنده أهل شام! تو مي داني كجا نشسته اي؟ در مقابل خانداني هستي كه خداوند اذن داده تا ديوارهاي آن را بالا برند، خانه هايي كه نام خدا در آن برده شود.»
4. جابر جُعفي
يكي ديگر از شخصيت هاي محترمي كه سال ها محضر امام باقرعليه السلام را درك كرده و معارف بي شماري از امام كسب فيض كرده جابر جُعفي است.
درباره جابر نوشته اند كه حدود پنجاه هزار حديث در موضوعهاي مختلف از آن حضرت نقل كرده است.
ابن شهرآشوب مي نويسد: هرگاه جابر از امام باقرعليه السلام حديثي نقل مي كرد، مي گفت: «حدّثني وصيّ الأوصياء و وارث علم الأنبياء»؛ اين حديث را وصيّ اوصياء و وارث علم پيامبران (يعني امام محمدباقرعليه السلام) به من گفته است.»
5. أبرش كلبي
همچنين ابن شهرآشوب مي نويسد: أبرش كلبي در حالي كه به امام محمدباقرعليه السلام اشاره كرده بود، از هشام پرسيد: اين كيست كه اهل عراق گرد او حلقه زده و سؤال مي كنند؟
هشام گفت: اين، پيامبر كوفه است، او گمان مي كند كه فرزند پيامبر خدا و باقرالعلم و مفسّر قرآن است. چيزي را از او بپرس كه نمي داند.
ابرش كلبي به نزد امام آمده، گفت: اي فرزند علي! آيا تورات و انجيل و زبور و فرقان را خوانده اي؟ فرمود: آري.
گفت: پس اجازه دهيد تا مسائلي در اين خصوص از شما بپرسم. امام فرمود: بپرس ولي اگر قصد آگاهي و دست يافتن به مسائل را داري، بهره خواهي برد و اگر قصد اذيّت كردن داري، گمراه خواهي شد.
ابرش پس از چند پرسش و پاسخ، از جاي برخاست در حالي كه مي گفت: حقيقتاً تو فرزند رسول خدا هستي. سپس به سوي هشام رفته، اظهار داشت: اي فرزندان بني اميّه! ما را رها كنيد چرا كه اين أعلم مردم زمين است به آنچه كه در آسمان و زمين مي باشد. اين فرزند رسول خداست.
6. مالك بن أعين جهني
از جمله كساني كه امام محمدباقرعليه السلام را ستود و ضمن اشعاري امام را مورد مدح و ستايش خود قرار داد، مالك بن أعين بود. وي امام را مخاطب قرار داده، چنين گفت:
وقتي مردم علم قرآن را طلب كنند، تمامي قريش از عرضه چنين علمي فرو مي مانند. و هنگامي كه گفته شود: فرزند دختر پيامبر كجاست؟ نزد او رشته هاي دراز اين را خواهند يافت؛ ستارگاني است كه براي شبروان نورافشاني مي كنند و كوه هايي است كه دانش را به وسعت كوهها به ارث مي برند.
7. محي الدّين نووي
وي كه متوفّاي سال 676 ق. است؛ در باره امام محمدباقرعليه السلام مي گويد:
محمد بن الحسين القرشي الهاشمي معروف، به «باقر» از آن جهت بدين لقب ملقّب گشته كه دانش را شكافته، يعني كه اصل و ريشه آن را دريافته و از رازهاي آن باخبر گشته است. او تابعي گرانقدر و امامي پرهيزكار است، كه بر بزرگواريش همگي اذعان دارند و از جمله معدود فقهاي مدينه و بزرگان آن به شمار مي رود.
8. محمد بن طلحه شافعي
وي در كتاب خود به نام مطالب السّؤل مي نويسد: محمد بن علي باقرعليهما السلام همان شكافنده علم و جامع آن است كه دانش گسترده او و مقام بلندش بر همگان آشكار است و گوهر زينتش آراسته است و قلبش پرصفا و كار و كردارش پيراسته است و نفسش پاك و اخلاقش منزّه و اوقاتش به طاعت خدا سپري و قدمش در مقام تقوي راسخ و پا برجاست، فضايل و نيكيها به گرد پايش نمي رسند و ويژگي هاي مثبت اخلاقي به او افتخار مي كنند.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/11ساعت   توسط محمد صدارت  | 

به نام خداوند بخشاینده و مهربان

سلام و درود بر شما بزرگواران
شهادت حضرت امام سجاد(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) را تسلیت عرض میکنم.
ایام ایامیه که کاروان اسرای کربلا و سرهای شهدا رو به سمت کوفه و شام روانه کردن و شهر به شهر میگردوندن.
ایام ایامیه که امام سجاد و حضرت زینب کبری و ام کلثوم(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) با خطبه ها و دفاعیات و تشریح وقایع کربلا حقانیت سید و سالار شهیدان و ستمگری مدعیان خلافت را آشکار میکردن.
به ذهنم رسید درسی که از این ایام میشه گرفت اینه که همونطور که ما در وقایع مهم و در مقابل جنایات جنایتکاران و مستکبرین سعی میکنیم حسینی ایستادگی کنیم و ندای هیهات من الذله سر بدیم، باید هوشیار باشیم و بعد از این وقایع سجادی و زینبی ایستادگی کنیم و با شرح اتفاقات و جنایات دوستان و دشمنان خدا را به دوستان خودمون بشناسونیم.
منبر، تریبون، کتاب ، مقاله، سایت و وبلاگ، همه اینها ابزار و نعمتهایی هستن که خدای متعال در اختیار ما قرار داده تا بتونیم بوسیله اونها از مظلوم دفاع کرده و ظالم رو معرفی کنیم.
لذا از همه دوستان عزیزم تقاضا میکنم فکر نکنن جنگ غزه تموم شده بلکه تازه باید این درسمون رو پیاده کنیم.
فکرنکنید 20 سال از دفاع مقدس گذشته و همه چیز تموم شده بلکه همچنان باید این درس رو تو این زمینه پیاده کنیم تا عده ای جاهل و معاند نتونن ذهنیات نسلهای بعدی جهانیان رو نسبت به دفاع مقدس ایران تغییر بدن.
فکرنکنید 30 سال از انقلاب گذشته دیگه همه چیز تموم شده بلکه این انقلاب همچنان تا انقلاب مهدی فاطمه(جانم به فدایش باد) ادامه داره و الان باید برای ماندگاری انقلاب و انتقال اون به نسلهای بعد این درس رو در رابطه با انقلاب پیاده کنیم.
نشه روزی بیاد که حسرت بخوریم که ایکاش از این نعمتهایی که خدا داده بود بهتر استفاده میکردیم.


بعضی از دوستان نه تنها خودشون این درس رو پیاده میکنن بلکه به وزیر محترم آموزش و پرورش هم پیشنهاد دادن که در راستای حرکات مکتبی دولت نهم این درس رو در کتابهای درسی دانش آموزان هم بگنجونن. ضمن تقدیر از این بزگواران از شما هم میخوام حمایتتونو ازشون اعلام کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/03ساعت   توسط محمد صدارت  | 

به نام خداوند عادل

عدالت طلبی یکی از ویژگیهای فطری وذاتی انسان به عنوان یک موجود اجتماعی است که اگر بر اثر هواها وهوسها و ترسهابر روی آن پرده غفلت کشیده نشود یکی از بهترین راهنمایان بشربه سوی سعادت اجتماعی خواهد بود. بنابراین همواره در طول تاریخ می بینیم که افراد ستمدیده و مظلوم به دنبال فردی مصلح و عادل هستند تا آنها را یاری کند و عدالت را به جامعه برگرداند.
در قدرت و توان مقام مدعو برای موفقیت هیچ شک و ابهامی نیست چرا که همیشه مردم پس از شناخت و علم بر تواناییهای وی تصمیم بر دعوتش می گیرند و او را برخود برتری می دهند اما امر موفقیت و پیروزی بر ظالمان و ستمگران بستگی به این دارد که دعوت کنندگان تا چه حد انسانهای ریشه داری باشند و کلام آنان تا چه اندازه از ریشه و اساس محکمی برخوردار باشد.
نمونه ای از این دعوتها و عدالت طلبیها و اصلاح طلبیها نامه هایی بود که پس از مرگ معاویه پسر ابوسفیان(علیهما اللعنه) توسط اهل کوفه برای حضرت حسین پسر امیرالمومنین(علیهما السلام) فرستاده شد. نامه هایی با این مضامین که با به درک واصل شدن خلیفه دروغین وستمگر زمین و زمان آمادگی آنرا دارد تا امیری عادل ومصلحی شایسته که به حق خلیفه و جانشین رسول خدا(روحی فداه) هست بیاید و بر ما حکومت کند تا از نعمات این حکومت عدل و قسط بهره مند گردیم. اما در چنین ایامی که مسلمین باید برای جشن عید بزرگ ایثار و گذشت، عید سعید قربان آماده شوند نماینده ای از سوی این امام عادل برای نگارندگان نامه می آید تا از آنان بیعت بگیرد و ریشه دا بودن نامه ها را تایید کند، این در حالیست که اهل کوفه ترسها و هوسها را جایگزین ایثار و فداکاری می نمایند و بی ریشه بودن نامه های عدالت طلبان با ریخته شدن خون مسلم پسر عقیل(علیهما الرحمه) نمایان می گردد.
نمونه ای دیگر از این دعوتها و عدالت طلبیها و اصلاح طلبیها دعوت مردم آخرالزمان از جانشین بحق رسول خدا(روحی فداه) در زمان خودشان است که در قالب گریه ها و ناله ها و نامه ها و وبلاگها و سایتها خودنمایی می کند. باز هم در توان آخرین امام(روحی فداه)  برای  اصلاح جامعه شکی نیست اما آنچه که مهم است و زمان وقوع این امر را مشخص می کند ریشه دار بودن یا بی ریشه بودن این دعوتهاست.
با اینکه دوران امامت این امام عدالت گستر بسیار طولانی شده، شیعیان همواره در دورانهای مختلف با برخورد خوب خود نسبت به جانشینان این امام که با عنوان « رواة احادیثنا» ایشان را مشخص نموده است برتری خود نسبت به کوفیان آن زمان نشان داده اند و اثبات کرده اند که ایثار وفداکاری در نزد اینان برتر و بالاتر از هواها و هوسهاست که نمونه بارز و ملموس آن را می توان در سه واقعه ( انقلاب اسلامی – دفاع مقدس ایران – مقاومت اسلامی لبنان ) مشاهده کرد. دشمنان نیز با درک این مسئله دست به تهاجمات و شبیخون ها و ناتوهای گوناگونی زده اند ریشه این دعوتها را خشکانده و به عدالت طلبی کوفیان تبدیل کنند.
هم اکنون آنچه بر ما لازم است این است که از شهادت مسل پسر عقیل(علیهما الرحمه) درس بگیریم و بیش از پیش بیندیشیم که نامه های عدالت طلبانه ما ریشه دار است یا بی ریشه؟!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/17ساعت   توسط محمد صدارت  | 

به نام خداوند بخشنده و جواد

سلام علیکم
شهادت امام جواد(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) رو خدمت همه دوستان و بزرگواران تسلیت عرض میکنم


بدلیل مشغله زیاد و عدم حضور در منزل نتونستم وبلاگ رو برای شهادت امام جواد(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) به روز کنم اما برای اینکه من هم به سهم خودم وظیفه ام رو نسبت به امام جواد(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) انجام داده باشم حدیثی از ایشون نقل میکنم تا ان شالله به خودمون بیایم و حواسمون جمع باشه
در روایت اومده که یکی از اصحاب خدمت امام رسید و حضرت جواد(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) فرمودن:
«لئن ظَنَنتُم أنا لا نراکُم و لا نسمَعُ کَلامَکُم لَبِئسَ ظَنَنتُم»
اگر گمان میکنی من شما را نمیبینم و سخنان پنهانی شما را نمیشنوم این ظن بدیست.
امام جواد(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) با این حدیث به اطرافیان می فهمونن که هر امامی بر اعمال و گفتار مردم زمان خودش ناظره و از همه چی خبر داره و ما باید به این فکر کنیم که امام زمان ما با دیدن اعمال و شنیدن گفتار ما چه حسی پیدا میکنن؟!!!
ان شالله که بتونیم همیشه امام زمانمونو از خودمون راضی نگه داریم.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/09ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بنام خداوند قدرتمند و مهربان

سلام علیکم
فرا رسیدن هفته بسیج را بر تمامی بسیجیان و دلاوران و غیوران و سلحشوران ایران زمین تبریک عرض میکنم
بسیج واژه ای پرمفهوم و پر رمز و راز است، بسیج یادگاری گران بها از پیر مراد ایرانیان و روشندلان جهان است، بسیج فرهنگی غنی از فرهنگستان اسلام است، بسیج یک ارزش است و همه ما به این ارزش افتخار می کنیم.


افتخارم این است که خود را بنام فرهنگی معرفی میکنیم که تمامی انوار اخلاقی و عرفانی و اجتماعی و مشی سیاسی دین مبین اسلام را بردارد ، با افتخار می گویم که بسیجی هستم و از خدا میخواهم به من توفیق دهد تا همچون شهدا و ایثارگران این بسیجیان واقعی به دین و وطنم خدمت کنم و ادامه دهنده راه بسیجیان واقعی باشم.
اللهم ارزقنا توفیق شهادة فی سبیلک

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/02ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بنام خداوند بخشنده مهربان

سلام علیکم
سالروز شهادت رئیس مذهب تشیع حضرت امام جعفر صادق(درود ورحمت خدا بر ایشان باد) را خدمت همه شما بزرگواران تسلیت عرض می کنم.
برخی ایام شهادت را فقط به روضه و گریه و سینه زنی می شناسن اما از این غافلن که امامی که روز شهادتش هست چه کسی بود؟!!
دنبال بلوتوث روضه های توگوشی و مداحی های تلویزیون و هیئتهای مداحیِ صرف هستن اما دریغ از یه ذره مطالعه یا گوش دادن منبر یا تفکر در سیره اهل بیت(درود ورحمت خدا بر ایشان باد)
نمی گم گریه و روضه و سینه زنی نباید باشه ، اینها شور کاره و باید باشه.هرمکتبی نیاز به چاشنی ای از محبت و عاطفه داره و این عاطفه است که به مکتب حرارت میده، ما هم برای پیگیری اصول و دروس مکتبمون نیاز به حرارت داریم تا حرکتی رو به رشد داشته باشیم که این حرارت در مکتب ما با چاشنی ذکر مصیبت و روضه ایجاد میشه.
اما متاسفانه بعضیهامون چاشنی رو گرفتیم و اصل رو ول کردیم. متاسفانه همونطور  که قرآن رو به طاقچه گذاشتیم و داره تو خونه ها خاک میخوره، سیره اهل بیت(درود ورحمت خدا بر ایشان باد) رو هم به طاق آسمون کوبیدیم و میگیم در دسترس ما نیست، ما کجا و اهل بیت کجا!
این جمله کاملا اشتباهه، اهل بیت که فرشته یا موجود دیگه ای نبودن که دور از دسترس ما باشن، اهل بیت(درود ورحمت خدا بر ایشان باد) انسان بودن البته انسان کامل، برای اینکه ما الگو بگیریم و در راه کمال از ایشون تبعیت کنیم.
پیامبر اعظم(جانم بفدایش باد) و ائمه اطهار(درود ورحمت خدا بر ایشان باد) هم مثل ما تشنگی و گرسنگی و احتیاج به خواب و غریزه جنسی و عاطفه داشتن، برای همینه که میتونن مقتدای ما باشن وگرنه موجودی که عاطفه نداشته و بچه هاشو دوست نداشته باشه و تکه تکه شدن بچه اش جلوی چشمش مثل بریده شدن درخت باشه به درد اقتدا نمی خوره
اینکه امام صادق(درود ورحمت خدا بر ایشان باد) بخاطر عشق و علاقه به خانواده روی آتش می دَوََن تا زن و بچه را نجات بدهند ما رو به امام نزدیک می کنه.
اینکه امام حسین(درود ورحمت خدا بر ایشان باد) با چشماشون علی اکبر رو بدرقه می کنن و بعد هم اونطور باهاشون وداع می کنن ما رو به امام نزدیک می کنه
پس نباید گفت ما کجا و ائمه کجا
ائمه که از آسمون نیومدن
کاش از این ایام به عنوان یک جرقه و تلنگر استفاده کنیم و برای پیشرفت و بهتر شدن خودمون سعی کنیم با سیره و سنت و گفتار و رفتار اهل بیت(درود ورحمت خدا بر ایشان باد) آشنا بشیم و تو این ایام از امام صادق(درود ورحمت خدا بر ایشان باد) بخواهیم که کمکمون کنن
یا علی
در پناه حق محفوظ باشید

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/04ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بنام خداوند مهربان

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

سلام علیکم
عید سعید بر شما دوستان گرامی مبارکباد
ماه پربرکت میهمانی خدا هم تمام شد و ما موندیم و حسرت
البته روز حسرت که بعد از ماه رمضان هم داره پخش میشه رو نمیگما
حسرت رو میگم
حسرت قرائتی که هر آیه اش یه ختم قرآن بود، حسرت ساعاتی که حتی خوابیدن هم تو اونا عبادت بود، حسرت نماز صبحهایی که تعدا بیشتری از همسایه ها مسجد میومدن و خیابونا رنگ عشق می گرفت، حسرت سحرهایی که تعداد زیادی از خونه ها چراغشون روشن بود و آدم وقتی از خونه بیرون بود لذت میبرد، حسرت صفا و صمیمیت و مهربانی که بین مردم زیاد شده بود
یادمه از مرحوم میرزا اسماعیل دولابی شنیده بودم که میفرمود زائر اونه که وقتی میره زیارت امام رضا(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) و برمیگرده جسمش برگشته باشه و خودش تو حال و هوای زیارت مونده باشه.
از طرفی از مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی(رحمت خدا بر ایشان باد) شنیده بودم که روزه دار واقعی کسی است که هر سه نوع روزه عام و خاص و خاص الخاص رو داشته باشه، یعنی هم از مبطلاتی که تو رساله اومده دوری کنه و هم اعضا و جوارحش روزه باشن و هم تو دلش غیر از خدا کسی نباشه.
وقتی این دو تا میذارم پیش هم میبینم مهمون خدا کسی است که وقتی جسمش از ماه میهمونی خدا بیرون میاد روحش مهمون خدا بمونه  و مراقب حرکات اعضا و جوارح بدنش باشه و تو دلشم غیر خدا راه نده.
باید مواظب باشیم اگه تو ماه رمضان یه پله بالاتر اومدیم حداقل همینو حفظ کنیم تا ماه رمضان بعدی یه پله بالاتر بریم نه اینکه سال دیگه بعید فطر برسیم جایی که الان هستیم.
برام دعا کنید بتونم همیشه حس مهمون خدا بودن رو داشته باشم
در پناه حق محفوظ باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/11ساعت   توسط محمد صدارت  | 

پیام تاریخی حضرت امام خمینی (ره) به مناسبت اعلام آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی قدس
بسم الله الرحمن الرحيم
من طي ساليان دراز خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم كه اكنون اين روزها به حملات وحشيانه خود به برادران و خواهران فلسطيني شدت بخشيده است و به ويژه در جنوب لبنان به قصد نابودي مبارزان فلسطيني پياپي خانه و كاشانه ايشان را بمباران مي كند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولت هاي اسلامي مي خواهم كه براي كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن به هم بپيوندند; و جميع مسلمانان جهان را دعوت مي كنم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را كه از ايام قدر است و مي تواند تعيين كننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد به عنوان « روز قدس » انتخاب و طي مراسمي همبستگي بين المللي مسلمانان را در حمايت از حقوق قانوني مردم مسلمان فلسطين اعلام نمايند. از خداوند متعال پيروزي مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم . 

                                                                                           والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته 
                                                                                                       روح الله الموسوي الخميني
 
 
سلام علیکم
باز هم وقت یه امتحان دیگه سر رسید. رسول خدا(ص ) فرمود:
((مَنْ سَمِعَ رَجُلاً يُنادى يا لَلْمُسْلِمينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ))  
هر كس بشنود كه كسى (چه مؤ من و چه غيرمؤ من ) فرياد مى زند: اى مسلمانان (ياريم كنيد) و وى را اجابت نكند، مسلمان نيست .
(اصول کافی ج۲ ص۱۶۴)
حال آنچه که در توان ماست اینه که با حضور پررنگ و فریادهای خودمون نظر مردم جهان را به فلسطین جلب کنیم و از جامعه جهانی بخواهیم تا در برابر این ظلم و ستم سکوت نکنن.
امتحان فردا امتحان حضوره
پس سعی کنیم نمره همه در این امتحان ۲۰ بشه
در پناه حق محفوظ باشید
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/04ساعت   توسط محمد صدارت  | 

ولادت با سعادت امام حسن مجتبی (ع) مبارکباد

امام حسن مجتبی علیه السلام پیشوای دوم جهان ‏تشیع که نخستین میوه پیوند فرخنده علی‏ علیه السلام با دختر گرامی پیامبر اسلام ‏صلی الله علیه و آله و سلم بود، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه ‏دیده به جهان گشود.
حسن بن علی علیه السلام بیش از چند سال از دوران جد بزرگوارش را درک نکرد زیرا او تقریبا هفت ‏سال بیش‏ نداشت که پیامبر اسلام بدرود زندگی گفت.پس از درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تقریبا سی سال در کنار پدرش ‏امیر مؤمنان ‏علیه السلام قرار داشت و پس از شهادت علی‏ علیه السلام (در سال 40 هجری) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده گرفت و در سال 50 هجری با توطئه معاویه ‏بر اثر مسمومیت در سن 48 سالگی به درجه شهادت ‏رسید و در قبرستان «بقیع‏» در مدینه به خاک سپرده شد.


انسان موجودی متعالی و دارای استعداد رسیدن به کمال است و برای سیر تکاملی خویش نیازمند پیروی از یک روش تربیتی قوی و کامل می‏باشد. انسان فاقد تربیت، فاقد همه چیز است، پس باید به دنبال تربیت روح و روان خویش باشد.
امام مجتبی علیه السلام در زمینه ضرورت تربیت روحی و معنوی انسان و تغذیه روان او می‏فرماید: «عجبت لمن یتفکر فی ماکوله کیف لا یتفکر فی معقوله، فیجنب بطنه ما یؤذیه و یودع صدره ما یردیه» (1) تعجب می‏کنم از فردی که در غذای جسمانی خود فکر می‏کند (که سالم و بهداشتی باشد) اما در غذای روح و جان خویش نمی‏اندیشد، در نتیجه شکم خود را از غذاهای زیانبخش حفظ می‏کند ولی سینه‏اش را در مقابل آن چه آن را پست می‏گرداند رها می‏کند.»
از طرفی پیامبر بزرگوار اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بهترین الگوها برای تربیت و تکامل هستند لذا در ادامه ۱۰مورد از ویژگیهای امام حسن مجتبی علیه السلام را شمارش می کنیم تا جرقه ای باشد برای یافتن مسیر و حرکت بسوی تکامل:

۱) خداباورى

شيخ صدوق در كتاب شريف «امالى» از امام جعفر صادق عليه‏السلام نقل مى‏كند:حضرت مجتبى عليه‏السلام عابدترين مردم روزگار خويش بود و زاهدترين و برترين. وقتى وضو مى‏گرفت، بند، بندش مى‏لرزيد و رنگ چهره آسمانيش به زردى مى‏گرائيد. وقتى از راز اين حالت مى‏پرسيدند، فرمود: كسى كه در برابر پروردگارعرش مى‏ايستد، شايسته است كه از دلهره رنگش زرد شود و اندامش بلرزد.(۲)وقتى به آستان مسجد مى‏رسيد، سر را به سوى آسمان بلند مى‏كرد و چنين مى‏گفت:«الهى ضيفك ببابك، يا محسن قداتاك المسى، فتجاوز عن قبيح ما تعلم منّى بجميل ماعندك ياكريم »خدايا! مهمانت بردرخانه است، اى نيكوكار! بدرفتار، به سويت آمده است، اى خداى كريم به زيبايى‏هايى كه دارى از زشتيهاى كه از من مى‏دانى درگذر.(۳)

۲) عزّت طلبى

زندگى پيشوايان اهل‏بيت عليهم‏السلام اسوه حيات طيّبه و برتر است و هركدام به تنهايى در اسوه بودن، كامل‏اند؛ گرچه آگاهى ما از اهداف و ابعاد وجودى و اقدامات آنان محدود و ناقص است و هركس به يك زاويه يا چند بعد، از سيماى آنان نظاره مى‏كند و بر اساس نيازهاى جامعه در هر عصر، يكى از ويژگى‏هاى آنان بيشتر مى‏درخشد.اين فكر كه مجموعه معصومين عليهم‏السلام مقتداى كامل بشريت هستند. ولى هر كدام فقط در ميدانى مشخص، اسوه‏اى شايسته و نيكويند؛ نه اسوه‏اى جامع و تمام عيار، انديشه‏اى ناتمام است. اين فرضيه مى‏گويد امام حسين عليه‏السلام فقط اسوه جهاد و مبارزه است و امام مجتبى عليه‏السلام اسوه حلم، نرمش و بردبارى. امام صادق عليه‏السلام اسوه دانشورى و امام هشتم الگوى رضا به رضاى الهى و...
ما اين تحليل و تفكّر را نادرست مى‏دانيم همه ائمه در تمام ابعاد زندگى، برترين انسان روزگار خويش بوده‏اند، و نه تنها در يك بخش از باب نمونه تنها امام حسين عليه‏السلام سمبل عزّت‏مندى و عزّت‏گرايى و عزّت گسترى نبوده و نيست. سبط اكبر پيامبر هم امام عزّت و سرافرازى براى همه عصرها و نسل‏هاست. او انگشترى عقيق سرخ داشت كه نقش نگين آن عبارت «العزّة للّه» بود.(۴) و امام باقر عليه‏السلام نيز همين انگشترى را در دست مى‏كرد.(۵)
تنها سيدالشهداء پيشواى آزاده و آزادى خواه نيست، بلكه همان آزادگى و آزاديخواهى در روح بلند امام حسن مجتبى عليه‏السلام هم موج مى‏زند. امامان معصوم عليهم‏السلام ، رهبران منطقه و زمان خاص و داراى صلاحيت‏هاى محدود نيستند كه در يك يا چند جهت حجّت و مرجع امّت شناخته شوند. علم و عصمت آنان، ضامن نقش هدايت‏گرى در كل آفاق گيتى، در تمام اعصار و در جميع ابعاد زندگى است. اينكه برخى خيال مى‏كنند، پيشوايان بزرگ اسلام هر كدام در يك رشته تخصص داشته و همچون استادان مراكز علمى همان ماده آموزشى را به بشريت آموخته‏اند، دريافتى نادرست و ناقص است. دانش و عصمت آنان تمام نياز بشريت را در بر مى‏گيرد.
امام در تفكر شيعى، امام زمانِ خاص، مكان ويژه و موضوع خاص نيست. هركدام از چهارده معصوم عليهم‏السلام پيشواى زمان خويش و مقتداى تمام اعصار؛ امام جنّ و انس‏اند و گفتار و رفتار و انديشه‏هاى آنان از خطا و لغزش مصون است.

۳)قيامت باورى

او پاى پياده به سوى خانه خدا مى‏رفت و گاهى پاى برهنه، چون به ياد مرگ مى‏افتاد، مى‏گريست و چون قبر را ياد مى‏كرد، مى‏اشكهايش جارى مى‏شد؛ وقتى روز قيامت و محشر را به ياد مى‏آورد، گريه مى‏كرد. وقتى عبور از صراط را به خاطر مى‏آورد اشك مى‏ريخت. وقتى به حضور انسان در محضر ربوبى مى‏انديشيد، آنچنان صيحه مى‏زد كه مدهوش مى‏شد، و چون به نماز برمى‏خاست در برابر خداى عزّوجل اندامش مى‏لرزيد. وقتى بهشت و جهنّم را ياد مى‏كرد، چون مارگزيده پريشان مى‏شد و از خداوند، تمنّاى بهشت مى‏كرد و از جهنّم به او پناه مى‏برد.(۶)

۴) عدالت اجتماعى

او بيست و پنج بار پياده به حجّ مشرّف شد و سه يا دو بار كلّ ثروت خويش را با نيازمندان تقسيم كرد.(۷)البته مورّخان اهل سنّت گفته‏اند، آن پيشواى بزرگ دوبار كل دارايى خويش را در راه خدا بخشيد و سه بار تمام آنچه را داشت حتى كفش و لباس خويش را با فقيران عادلانه تقسيم كرد.

۵) دفاع از مظلوم

آن روزهاى دشوار كه اميرمؤمنان عليه‏السلام آماج تبليغات معاويه قرار داشت، امام حسن عليه‏السلام روزى پيرامون خانه خدا در حال طواف بود، شنيد كه مردى مى‏گويد: اين شخص فرزند فاطمه زهرا عليهاالسلام است. امام رو به وى كرد و فرمود: بگو او فرزند على بن ابى‏طالب عليه‏السلام است. به راستى كه پدرم از مادرم بهتر است.(۸)و اين اقدام امام سندى براى دفاع از مظلوم در حال طواف است.

۶) اعتكاف و خدمت رسانى

ابن عباس مى‏گويد: همراه با امام حسن عليه‏السلام در مسجدالحرام بودم، آن بزرگوار معتكف بود و در همان حال دورخانه خدا طواف مى‏كرد، يكى از شيعيانش نزد وى آمد و گفت: فلانى از من طلبكار است، اگر ممكن است شما آن را بپردازيد. حضرت فرمود: سوگند به خداى اين خانه امروز چيزى نزدم نيست، وى گفت اگر مقدور است از او مهلت بخواهيد، زيرا مرا به زندان تهديد مى‏كند.
ابن عباس مى‏گويد: امام طواف را قطع كرد و همراه وى حركت كرد. گفتم: فرزند پيامبر! آيا فراموش كرده‏اى كه در حال اعتكاف هستى؟ فرمود: آرى مى‏دانم ولى من از پدرم شنيدم كه مى‏فرمود: از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم شنيدم كه: هركس حاجت برادر مؤمنش را برآورد، بسان كسى است كه نه هزار سال خداى را عبادت كرده است، عبادتى كه روزها در حال روزه باشد و شبها در حال نماز.(۹)

۷) تلاوت قرآن

قطب الدين راوندى نقل كرده است كه امام مجتبى عليه‏السلام فرمود:«من قرأ القرآن كان له دعوة مستجابه ايّا معجّلة و امّا مؤجّلة»(۱۰)هركس قرآن تلاوت كند، يك دعاى مستجاب نزد خدا دارد، حال يا زود و سريع يا پس از فرا رسيدن وقت مناسب آن. آن بزرگوار با قرآن انس فراوان داشت هميشه هنگام، تلاوت «يا ايّهاالّذين آمنوا»مى‏گفت: «لبّيك اللّهمّ لبّيك»، او هميشه و در همه احوال، به ياد خدا بود؛ راستگوترين و سخنورترين مردم بود.(۱۱)

۸) سخنورى

روزى به معاويه گفتند: اى كاش دستور مى‏دادى حسن بن على بن ابى‏طالب عليهم‏السلام بر منبر برآيد، تا ناتوانى وى در خطابه بر مردم آشكار شود، معاويه در پى اين پيشنهاد، روزى به امام گفت: بر منبر نشين و ما را موعظه كن. حضرت بر منبر بالا رفت و خدا را حمد و ثنا گفت، سپس فرمود:«هان اى مردم! هركس مرا مى‏شناسد، كه مى‏شناسد و هركس نمى‏شناسد، من حسن فرزند على بن ابى‏طالب و فرزند سرور بانوان جهان، فاطمه، دختر پيامبر خدايم. من فرزند بهترين آفريدگان خدا و فرزند پيام آور اويم. من داراى فضيلت‏ها و معجزات و دلايل فراوان حقانيّت هستم. فرزند اميرمؤمنانم كه حقّم را از من گرفتند. من و برادرم حسين دو مهتر جوانان اهل بهشتيم.من فرزند ركن و مقامم، فرزند مكّه و منايم، فرزند مشعر و عرفاتم.»
معاويه از بيم تأثير گذارى خطابه امام، سخن آن بزرگوار را قطع كرد و گفت: ابا محمد! از اين موضوع بگذر و در باره خرماى تازه «رطبّ» سخن بگو.
حضرت فرمود: باد آن را بارور مى‏كند، گرما آن را مى‏پزد و سرما آن را دلپذير و خوشبو مى‏سازد. سپس ادامه داد:من امام خلق خدايم و فرزند رسول خدا، معاويه از آشوب مردم ترسيد، گفت: اى ابا محمد! همين مقدار كافى است و بدين گونه امام از منبر فرود آمد.(۱۲)

۹)انفاق

ابوهشام قنّاد مى‏گويد: من از بصره براى حسن بن على عليه‏السلام كالا مى‏بردم، هنگام خريد با من چانه مى‏زد و متاع را خريدارى مى‏كرد ولى گاه من هنوز نشسته بودم كه تمام آن را در راه خدا مى‏بخشيد و مى‏گفت: پدرم از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نقل كرده است كه فرمود: «المغبون لا محمود و لا مأجور؛ فريب خورده نه ستوده است و نه داراى اجر و پاداش.»(۱۳)

۱۰) ایثارگری

یکی دیگر از صفات برجسته‏ی امام مجتبی علیه السلام انفاق و بخشش بی‏سابقه‏ی اوست. تاریخ نگاران نوشته‏اند: امام حسن علیه السلام دوبار تمام ثروت خود را در راه خدا خرج کرد و سه بار دارایی‏اش را به دو نصف کرده، نیمی را برای خود گذاشت و نصف دیگر را در راه خدا انفاق کرد. (1۴)
امام حسن علیه السلام ملجاء درماندگان، آرام بخش دل‏های دردمندان و امید تهیدستان بود، هیچ گاه نشد که فقیری به حضور آن بزرگوار برسد و دست‏خالی برگردد. در همین مورد نقل کرده‏اند: مردی به حضور امام حسن علیه السلام آمد و اظهار فقر و حاجت کرد. امام حسن علیه السلام دستور داد تا پنجاه هزار درهم، به اضافه‏ی پانصد دینار به او بدهند. مرد سائل حمالی را صدا زد که پول‏هایش را برایش ببرد. امام مجتبی علیه السلام پوستین خود را هم به آن مرد داد و فرمود: این را هم به جای کرایه به آن مرد بده. (۱۵)

 عصر امام و شرائط امروز

شرائطى كه به كناره‏گيرى امام مجتبى عليه‏السلام و صلح تحميلى بر آن بزرگوار انجاميد، تلخ‏ترين حوادث تاريخ اسلام است صلح با معاويه جام زهرى بود كه فرزند فرزانه زهرا عليهاالسلام براى پاسدارى از دين و حفظ خون مسلمانان نوشيد، و محروميت جامعه اسلامى از حكومت الهى و آزادى بخش و عزت آفرين امام حسن عليه‏السلام را در پى‏داشت.
اين محروميت به هيچ وجه مولود، ناآگاهى، ضعف روحى، سستى و نعوذ باللّه راحتى‏طلبى، و عدم مديريت امام و رهبرى امام مجتبى عليه‏السلام نبود؛ بلكه عوامل اين «درد جانكاه تاريخى» را بايد در اوضاع فكرى، فرهنگى، اخلاقى و اعتقادى مسلمانان و شهروندان جامعه اسلامى از يك سو و در تلاشهاى نظامى، اقتصادى و سياستهاى تبليغاتى معاويه جستجو كرد، بايد توجه داشت كه «رهبرى صالح و شايسته» براى دست يابى به استقلال و آزادى و اجراى قوانين الهى كافى نيست، يارانى بيدار و فداكار و متّحد به ميزان مورد نياز، لازم است و ملتى كه از نظر روحى و عقيدتى، آخرت را بر دنيا و ارزشها را بر رفاه، ورزشها ترجيح دهد. هجوم فرهنگى در عصر معاويه سبب شد تا برخى از ياران امام و سران قبايل، در آرزوى رفاه و زندگى بهتر، به معاويه پيوستند، برخى مدال گرفتند و برخى مقام و برخى زن و زندگى. البته «مدرك دانشگاهى» و «جوايز بين‏المللى» آن روز مرسوم نبود و گرنه بسيارى از روشنفكران عصر امام حسن عليه‏السلام براى تدريس، به دانشگاههاى معتبر شام! دعوت مى‏شدند و جوايز علمى، هنرى! آن روز را تصاحب مى‏كردند.
فساد فرهنگى، اخلاقى و «دنيازدگى» «خواص» و جهل و غفلت «عامه مردم»، بزرگترين مشكلات فرا روى امام مجتبى عليه‏السلام بود. امروز از اين دو مشكل، اولى با همان شدّت وجود دارد و ولى به لطف الهى آگاهى و هوشيارى و ديندارى مردم، سرمايه‏اى است كه هنوز هم دشمنان اسلام از آن بيم مى‏برند و رسانه‏هاى وابسته در محو و تضعيف آن مى‏كوشند. امروز اگر «خواص» بتوانند توده‏هاى مردم را به رنگ خويش در آورند، بار ديگر امويان عصر بر ايران و ديار اسلام سلطه خواهند يافت. و اگر مردم از كانال‏هاى قانونى و با جرأت و شهامت، برخى مسئولان غافل و فاسد را به راه امام بازگردانند، نظام اسلامى، تداوم خواهد يافت.

------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت:
1) الدعوات، قطب الدین راوندی، قم، مدرسة الامام المهدی، 1407 ه . ق، ص 144 و 145
(۲) عيون اخبارالرضا، ج 2، ص 506.
(۳)معالى السبطين، ص 6.
(۴) سفينة‏البحار، ج 2، ص 184.
(۵) بحارالانوار، ج 43، ص 339.
(۶) سفينة‏البحار، ج 2، ص 184. 6. همان، ص 185.
(۷)موسوعة كلمات الامام الحسن(ع)، ص 238.
(۹) مسندالامام المجتبى، ص 672.
(۱۰)موسوعة كلمات الامام الحسن(ع)، ص 214.
(۱۱) و (۱۲) مسند الامام المجتبى(ع)، ص 126.
(۱۳) موسوعة كلمات الامام الحسن(ع)، ص 262.
(۱۴) تاریخ یعقوبی، ج‏2 ص‏215- اسد الغابه، ج‏2 ص‏13، تذکره سبط بن جوزی، ص‏196. 
(۱۵) ستارگان درخشان، ص‏46.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/25ساعت   توسط محمد صدارت  | 

سالروز وفات یاور بزرگ پیامبر اسلام(ص) ام المومنین، حضرت خدیجه کبری(س) تسلیت باد

 خدیجه این بانوى آگاه و پاك‏سرشت، و این دلباخته‏ى فضیلت و معنویت، كه اعتقاد به حق و حقیقت و تمایل به فضایل و كمالات، از خصایص ذاتى او بود، از همان دوران جوانى نیز یكى از مشهورترین زنان حجاز و عرب به شمار مى‏رفت. وى كه نخستین زن تاجر عرب و یكى از بزرگترین شخصیت‌هاى تجارى حجاز بود، حتى پیش از ازدواج با پیامبر نیز، از شهرتى شایسته برخوردار بود. چنان كه نام وى نه تنها در تاریخ اسلام، بلكه در تاریخ اعراب و قبائل عرب و در آثار و نوشته‏هاى مورخین غیراسلامى نیز، به عظمت و تجلیل، یاد شده است.
خدیجه در كار تجارت خود نیز، بر اساس همان خصوصیات و خصلت‌هاى برجسته‏ى انسانیش، گام برمى‏داشت. هرگز تجارت را به عنوان وسیله‏اى براى كسب درآمدهاى سرشار، به هر طریق و به هر شكل كه باشد، نگاه نمى‏كرد. هرگز در پى سودجویى و منفعت طلبى‏هاى شخصى و بى‏رویه نبود. از این رو همواره سعى داشت كه تجارت خود را به دور از آلودگى‏ها، و عارى از درآمدهاى ناصحیح، انجام دهد، و از عوایدى كه از راه‌هایى چون احتكار و كم‏فروشى و گران‏فروشى و رباخوارى و نظایر آن به ‌دست مى‏آید، مصون دارد. بر این اساس خدیجه هرگز تجارت خود را، به این گناهان نابخشودنى آلوده نكرد، و داد و ستدهایش را جز از راه‌هاى مشروع و اصولى انجام نداد.
همین خصوصیات انسانى، و روش و رفتار معقول و منطقى باعث شده بود كه اطمینان و اعتماد گروه‌ها و طبقات مختلف مردم، به او جلب شود و راه پیشرفت و ترقى از راه‌هاى مشروع و افزایش درآمدهاى حلال، براى او هموار گردد. تا جایى كه درباره‏ى موفقیت‌هاى تجارى او، و ثروت سرشارى كه از این راه فرادست آورده بود، در تواریخ و متون مختلف نوشته‏اند: «هزاران شتر در دست خدمه و كاركنان خدیجه بود كه در اطراف كشورهایى چون مصر، شام و حبشه در راه تجارت، مشغول رفت و آمد و داد و ستد و نقل و انتقال كالاهاى تجارى بودند.» (1)
این بانوى بزرگوار و الگوى ممتاز زن مسلمان، در نزد پیامبر اكرم از احترام و محبوبیت خاص برخوردار بود. رسول گرامى، آن خاتون محترم را بسیار دوست مى‏داشت، به مهر و درایت او آگاه بود. و از این رو در كارهاى خود با وى نه فقط مانند یك همسر، بلكه همچون یك دوست فهیم و دلسوز و یار صمیمى، مشورت مى‏كرد و به نظریاتى كه خدیجه ابراز مى‏داشت، با دیده‏ى احترام مى‏نگریست.
از حضرت على علیه السلام روایت شده است كه فرمود: «این جمله را از خود پیامبر اسلام شنیدم كه فرمود: بهترین زنان بنى‏اسرائیل در عصر گذشته، مریم بنت عمران، و بهترین زنان امت، امروز خدیجه بنت خویلد است. (2) البته مقام والا و احترام و شخصیت خدیجه علیهاالسلام را نباید با معیارهاى عادى سنجید، چه مقام و احترام آن بزرگوار چنان بالا گرفت كه خداوند تبارك و تعالى به وسیله جبرئیل براى او سلام فرستاد و او را به پاداشى عظیم وعده داد كه هیچ كس دیگرى، اعم از گذشتگان یا معاصرینش یا از اصحاب رسول خدا، بدان مقام نرسیده بودند.
بخارى یكى از محدثین بزرگ اهل سنت كه یكى از شش «صحیح» عمده و معتبر جهان تسنن از آن اوست، نقل مى‏كند: «عایشه مى‏گوید: درباره‏ى هیچ زنى به اندازه‏ى خدیجه حسرت نكشیدم و حسادت نبردم وقتى شنیدم كه پروردگارش او را به بهشت وعده داده است.» (3)
این سخن عایشه، دور از واقعیت نبوده است. چون مى‏دانیم كه خدیجه نخستین همسرى است كه پیامبر اكرم قبل از آغاز رسالت اختیار كرده و مدتى طولانى، نزدیك به 25 سال با وى زندگى كرده است. با این كه حضرت رسول، پس از وفات خدیجه با برخى از زنان دیگر مانند عایشه، صفیه، ام‏سلمه، و ... هم وصلت نموده، ولى در تمام مدتى كه همسران دیگرى در خانه داشت، باز از خدیجه به شایستگى یاد مى‏كرد، نام او را با احترام مى‏برد و همواره خاطره‏ى او را گرامى و عزیز مى‏داشت چنان كه درباره‏اش مى‏فرمود: «هرگز خداوند متعال بهتر از او را بر من نصیب نفرموده است. او روزى كه من نیاز به كمك داشتم، به یارى‏ام آمد و دستم را با مهر و عطوفت گرفت؛ روزى به من ایمان آورد كه جهانیان نسبت به من كفر مى‏ورزیدند، و روزى مرا تصدیق كرد كه جهانیان تكذیبم مى‏كردند، خداوند از او به من اولاد عنایت كرد.»(4)
این سخنان صریح و بى‏شائبه از زبان مبارك پیامبر گرامى اسلام به خوبى مى‏رساند كه خدیجه از چه موقعیت ممتازى در نزد پیامبر، و از چه شخصیتى برخوردار بوده است.
عایشه مى‏گوید: روزى نمى‏شد كه پیامبر اسلام از خدیجه ذكر خیرى به میان نیاورد. به حدى كه روزى غیرت و تعصب زنانه بر من غالب شد و با همان حال (حسادت) گفتم: آیا او زن سالخورده‏اى نبود كه خداوند متعال بهتر از او نصیب تو كرده است؟ (منظور عایشه از این سخن، ابراز وجود و بیان ارزش خودش بوده است، زیرا خود را كه زنى بسیار جوان بود با حضرت خدیجه مقایسه كرده و خواسته است كه امتیاز جوانى خود را مطرح كند. اما خودش ادامه مى‏دهد پیامبر اسلام به شدت غضبناك شد، به حدى كه موهاى جلوى سر مباركش از شدت غضب تكان خورد و آنگاه آن جملات تحسین‏آمیز را (كه فوقا نقل كردیم) درباره‏ى خدیجه بیان فرمود.
و باز عایشه مى‏گوید: «هر وقت در منزل گوسفندى ذبح مى‏شد، پیامبر اسلام مى‏فرمودند: از گوشت آن براى دوستان خدیجه هم بفرستید. روزى به این وضع اعتراض كردم، ولى پیغمبر فرمودند: من دوستان خدیجه را نیز دوست مى‏دارم.» (5)
آنچه ذكر شد فقط مشتى از خروار بود. وگرنه احادیث بسیار زیادى در دست داریم كه از طریق دانشمندان اهل سنت هم نقل شده است و همه از اوصاف درخشان و شخصیت ممتاز و احترام فوق‏العاده‏ى خدیجه سخن مى‏گویند: از جمله در احادیث فراوان از طریق علماى عامه و خاصه، آمده است كه: كامل‌ترین و بهترین زنان از نظر ایمان چهار تن بوده‏اند كه عبارتند از آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون)، مریم دختر عمران (مادر حضرت عیسى مسیح) خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر پیامبر اسلام. (6)
لذا به خاطر همین اوصاف و فضایل، همین شخصیت و بزرگوارى، همین كاردانى و شایستگى و عطوفت و درایت و سایر امتیازات فوق‏العاده‏ى آن بانوى عزیز بود كه پیامبر اسلام، مادامى كه خدیجه كبرى زنده بود، با زن دیگرى ازدواج نكرد و با آن كه در آن زمان، شرایط خاص زمانى و مكانى و سنت‏هاى قومى و منطقه‏اى تعدد زوجات را به صورت امرى كاملاً عادى مى‏نگریست و مردان بسیارى در یك زمان چند همسر در خانه داشتند، و با آن كه قوانین اسلام نیز با تحقق شرائط لازم این اجازه را در اختیار هر فرد عادى هم مى‏گذاشت - چه رسد به پیامبر خدا - باز رسول اكرم هم هرگز در طول حیات خدیجه از این حق خود استفاده نكرد.
در شرح اوصاف و فضایل خدیجه، سخن تمام نمى‏شود مگر آن كه به مراتب فضل و دانش وى نیز اشاره كنیم و بگوییم كه او زنى دانشمند، پرتجربه، بسیار فهیم، بسیار روشن‏بین و صاحب‌كمال بود. هر مسأله‏اى را به دقت بررسى مى‏كرد، هرگز بدون علم و اندیشه چیزى را نمى‏پذیرفت و بدون تفكر و تعمق حرفى نمى‏زد. در آغاز رسالت به محض آن كه متوجه شد تغییرات غیر عادى در پیامبر ایجاد شده و حتى وضع جسمانى آن حضرت و اعمال و رفتار و حركاتش دگرگون شده است، در آن شرایط حساس، با دقت و تدبر و تفكر ویژه‏اى كه داشت، بهتر و دقیق‏تر از بزرگترین دانشمندان علم روانشناسى به اصل مسأله پى برد و با قاطعیت و صراحت اعلام كرد كه تمام آن تغییرات و پیدایش آن وضع خاص جسمانى براى پیامبر، آثار یك دگرگونى و تحول عمیق روحى و معنوى است و هیچ عارضه‏ى دیگرى وجود ندارد.
در زمانى بعضى از آشنایان و اطرافیان از گوشه و كنار و گاه به طور جسته گریخته و گاه آشكارا براى تغییر حال پیامبر ابراز نگرانى مى‏كردند، خدیجه با روشن‏بینى خاص و درك هوشمندانه‏اش خطاب به پیامبر گفت: «خداوند تو را هرگز عاجز و ناتوان مى‏سازد (و به بیماری‌هاى سخت جسمانى كه باعث عدم تعدل و زمینگیرى شوند دچار نمى‏كند) چون تو در زندگى خود همیشه صله‏ى رحم داشته و دارى، مهمانى مى‏دهى و مهمان‌دوستى و مهمان‏نوازى مى‏كنى، از مستمندان و درماندگان دستگیرى مى‏كنى و فریادرس مظلومان هستى.» (7)
نكته‏ى مهم آن كه خدیجه در حساس‏ترین شرایط زندگى پیامبر اسلام - چه آن زمان كه وجود مباركش در آستانه‏ى نزول وحى قرار داشت و همه چیز دگرگون شده بود، و چه آن زمان كه وحى الهى بر قلب پاكش نازل مى‏شد و جهانى را به لرزه درمى‏آورد - همواره رسول اكرم را به خوبى درك مى‏كرد. او را به طور صحیح شناخت و به واقعیت‏هاى والاى وجودش پى برد. رسالت او را به روشنى فهمید و آن را با تمام جانش پذیرفت و با همه‏ى توان خود در راه تثبیت و گسترش آن ایستادگى كرد. و به راستى كه كمتر همسرى مى‏تواند این چنین حساس و فهمیده و با كمال و عمیق و عالم و واقع‏بین باشد.
چنین بانویى، با چنین اوصاف والایى، علاوه بر تمام امتیازاتش بهترین شریك غم و اندوه پیامبر نیز بود. و این صفتى است كه هرگاه زنى منصف بدان باشد، یكى از مهم‌ترین عوامل موفقیت در زندگى مرد، و در تحكیم اصول و مبانى خانوادگى او به شمار خواهد رفت، به طورى كه هرگز زیبایى و جمال و سایر نشانه‏ها و خصوصیات زنانگى نمى‏تواند جاى آن را پر سازند. توجه بدین امر، در زندگى خانوادگى خدیجه كاملاً مشهود و آشكار بود و اسناد معتبر حاكى از آن است.
«ابن‏اسحاق» یكى از سیره‏نویسان اولیه و معروف اسلام در این باره مى‏گوید: پیامبر اسلام هر چیز مكروهى را كه مى‏دید و مى‏شنید و هر ناروایى را كه بر او وارد مى‏گردید، محزون و متأثرش مى‏ساخت، هنگام بازگشت به خانه با خدیجه در میان مى‏گذاشت. و خداوند به وسیله‏ى خدیجه، آن مكروه و ناروا را فرج و گشایش عنایت مى‏فرمود. خدیجه همواره او را به ثبات و مقاومت دعوت مى‏كرد و با درایت و عطوفت خود دردها و رنج‏ها و آلام پیامبر را تسكین مى‏داد (و چنین شریك زندگى و غمگسار مهربانى همیشه یار و مددكار پیامبر بود) تا روزى كه خدیجه از دنیا رفت و یك غمخوار فهیم و مصاحب و مشاور مهربان و صمیم از دست رفت...
این سیره‏نویس قدیمى نیز اعتراف مى‏كند كه: مقام معنوى و اخلاقى حرمت بى‏مانند خدیجه به جایى رسید كه مورد عنایت خاص الهى قرار گرفت. چنان كه روزى جبرئیل به هنگام نزول وحى گفت: «اى پیامبر، سلام پروردگار یكتا را به خدیجه برسان.» پیامبر اسلام نیز به خدیجه گفت: «اى خدیجه، اینك جبرئیل درود پروردگار را به تو ابلاغ مى‏كند». آنگاه خدیجه در پاسخ گفت: «خداوند خود سلام است و آغاز سلام و درود از اوست، و درود و سلام بر جبرئیل...»

1- تذكرةالخواص، ج 2، ص 302 .

2- عمدة ابن بطریق، ص 24 .

3 - صحیح بخارى، جزو پنجم، باب 30، ص 114

4- همسران رسول خدا، ص 18. به نقل از استیعاب ابن عبدالبر.

5- منبر الاسلام و توفیق الاعلم .

6- استیعاب و صحیح بخارى.

7- سیره ابن‏هشام، ج1، ص 114- 116.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/21ساعت   توسط محمد صدارت  | 

به نام ميزبان مهربان رمضان

سلام عليكم
ماه شعبان هم داره تموم ميشه و روز به روز داريم به ماه مهموني خدا نزديك ميشيم
آيا خودمونو براي مهموني آماده كرديم؟!
بعضيا خيلي زرنگ هستن چون از عيد فطر پارسال به فكرمهموني امسال بودنو خودشونو آماده كردن
بعضيا هماز فرصت خوب ماه رجبوشعبان استفاده كردن
اما اوناييكه مثل من تنبل بودن چي؟
پيامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد مصطفي (جانم به فدايش باد) در خطبه شعبانيه ماه مبارك رمضان رو كامل معرفي كردن تا ماها بخونيم وبه خودمون بيايم و از اين فرصت كمباقي مونده براي آمادگي استفاده كنيم

عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عليه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله عليه وآله خَطَبَنَا ذَاتَ يَوْمٍ فَقَالَ:

 أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَيَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَيَّامِ وَ لَيَالِيهِ أَفْضَلُ اللَّيَالِي وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ.

اي مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوي شما رو كرده است.
ماهي كه نزد خدا، بهترين ماههاست و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعتهايش بهترين ساعتهاست.

هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُكُمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِيهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُكُمْ فِيهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُكُمْ فِيهِ مُسْتَجَابٌ فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ بِنِيَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ يُوَفِّقَكُمْ لِصِيَامِهِ وَ تِلَاوَةِ كِتَابِهِ.

ماهي كه در آن شما را به مهماني خدا دعوت كرده اند و شما در آن از اهل كرامت خدا شده ايد. نفسهاي شما در آن ثواب تسبيح و ذكر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت.
اعمال شما در آن پذيرفته است و دعاهاي شما مستجاب، پس، از پروردگار خويش با نيت هاي راستين و دلهاي پاك، بخواهيد كه توفيق روزه اين ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنايت فرمايد.

 فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِيمِ وَ اذْكُرُوا بِجُوعِكُمْ وَ عَطَشِكُمْ فِيهِ جُوعَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِكُمْ وَ مَسَاكِينِكُمْ وَ وَقِّرُوا كِبَارَكُمْ وَارْحَمُواصِغَارَكُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَكُمْ.

پس شقي و بدبخت، آن كسي است كه در اين ماه بزرگ، از آمرزش خدا بي بهره شود. در اين ماه باگرسنگي و تشنگي خود، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را بياد آوريد. به فقيران و درماندگان كمك وياری كنيد.به پيران و كهنسالان احترام و به كودكانتان ملاطفت و مهرباني نموده و با خويشاوندان رفت و آمد داشته باشيد.

وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا يَحِلُّ النَّظَرُ إِلَيْهِ أَبْصَارَكُمْ وَ عَمَّا لَا يَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَيْهِ أَسْمَاعَكُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أَيْتَامِ النَّاسِ يُتَحَنَّنْ عَلَى أَيْتَامِكُمْ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكُمْ.

 زبان خود را از گفتار ناشايست نگاه داريد. ديدگان خود را از ديدن ناروا و حرام بپوشانيد و گوشهاي خود را از شنيدن آنچه نادرست است، باز داريد. با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا بعد از شما با يتيمان شما مهرباني كنند. از گناهان خود به سوي خدا توبه و بازگشت كنيد.

وَ ارْفَعُوا إِلَيْهِ أَيْدِيَكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أَوْقَاتِ صَلَاتِكُمْ‏فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ يُجِيبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ يُلَبِّيهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ يُعْطِيهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ يَسْتَجِيبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ.

 در اوقات نماز، دستهاي خود را به دعا برداريد، زيرا كه وقت نماز بهترين ساعتهاست و در اين اوقات، حق تعالي با رحمت، به بندگانش مي نگرد و اگر با او مناجات كنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا كنند لبيكشان گويد و اگر از او بخواهند عطا كند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.

 أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ وَ ظُهُورَكُمْ ثَقِيلَةٌ مِنْ أَوْزَارِكُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا يُعَذِّبَ الْمُصَلِّينَ وَ السَّاجِدِينَ وَ أَنْ لَا يُرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ.

 اي مردم! جانهايتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج كنيد. پشت شما از بار گناهان سنگين است، پس با طولانی کردن سجده ها، آن را سبك گردانيد و بدانيد كه حق تعالي به عزت خود سوگند ياد كرده است كه نمازگزاران و سجده كنندگان در اين ماه را عذاب نكند و در روز قيامت آنها را از آتش دوزخ در امان دارد.

 أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْكُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِي هَذَا الشَّهْرِ كَانَ لَهُ بِذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ، قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَلَيْسَ كُلُّنَا يَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ فَقَالَ ص اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاء.ٍ

 اي مردم! هركه از شما روزه دار مؤمني را در اين ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته  اش را خواهد داشت. برخي از اصحاب گفتند: يا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نيستيم. حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهيزيد اگرچه به نصف دانه خرما و يا به يك جرعه آب باشد.

أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْكُمْ فِي هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ كَانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ وَ مَنْ خَفَّفَ فِي هَذَا الشَّهْرِ عَمَّا مَلَكَتْ يَمِينُهُ خَفَّفَ اللَّهُ عَلَيْهِ حِسَابَهُ وَ مَنْ كَفَّ فِيهِ شَرَّهُ كَفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ أَكْرَمَ فِيهِ يَتِيماً أَكْرَمَهُ اللَّهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ.

 اي مردم! هركس اخلاق خود را در اين ماه نيكو كند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز كه قدمها، بر آن بلغزد. هركس در  اين ماه كارهاي غلامان و مستخدمان خود را سبك گرداند، خدا در قيامت حساب او را آسان كند.
 هركس در اين ماه از آزار رساندن به مردم خودداري كند، حق تعالي، روز قيامت،خشم خود را از او بازدارد. هركس در اين ماه يتيم بي پدري را گرامي دارد، خدا او را در قيامت عزيز گرداند.

 وَ مَنْ وَصَلَ فِيهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِيهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ تَطَوَّعَ فِيهِ بِصَلَاةٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ مَنْ أَدَّى فِيهِ فَرْضاً كَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّى سَبْعِينَ فَرِيضَةً فِيمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ.

 هركس در اين ماه صله رحم كند و با خويشان بپيوندد، خدا او را در قيامت به رحمت خود واصل گرداند و هركس در   اين ماه رابطه اش را با خويشان خود قطع كند،خداوند در قيامت رحمت خود را از او دريغ نمايد.
 هركس در اين ماه نماز مستحبي بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و كسي كه نماز واجبي بجا آورد، خداوند  ثواب هفتاد نماز واجب در ماههاي ديگر را به او عطا كند.

 وَ مَنْ أَكْثَرَ فِيهِ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَيَّ ثَقَّلَ اللَّهُ مِيزَانَهُ يَوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِينُ وَ مَنْ تَلَا فِيهِ آيَةً مِنَ الْقُرْآنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِي غَيْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ.

هركس در اين ماه بسيار بر من صلوات فرستد، خداوند كفه سبك اعمال او را سنگين گرداند. وهركس كه در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثواب كسي را دارد كه در ماههاي ديگر قرآن را ختم كرده باشد.

 أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبْوَابَ الْجِنَانِ فِي هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُغَلِّقَهَا عَنْكُمْ وَ أَبْوَابَ النِّيرَانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُفَتِّحَهَا عَلَيْكُمْ وَالشَّيَاطِينَ مَغْلُولَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُسَلِّطَهَا عَلَيْكُمْ.

 اي مردم! درهاي بهشت در اين ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهيد كه آنها را بر روي شما نبندد.و درهاي جهنم در اين ماه بسته است، از خدا بخواهيد كه آنها را بر روي شما نگشايد.
شياطين در اين ماه در غل و زنجيرند. از خدا بخواهيد كه آنها را بر شما مسلط نگرداند.

 قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام فَقُمْتُ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ؟ فَقَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ.

 علي عليه السلام مي فرمايد: در اين حال از جا برخاسته و عرض كردم، اي پيامبر خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟ حضرت فرمود: اي ابا الحسن! برترين اعمال در اين ماه پرهيز از محرمات است.

وسائل ‏الشيعة ج : 10 ص : 314

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/08ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بنام خداوند بخشنده مهربان

سلام و درود بر شما
 ولادت با سعادت حضرت سيدالشهدا و قمر بني هاشم حضرت ابوالفضل  العباس و حضرت امام زين العابدين (درود و رحمت خدا بر ايشان باد) مبارك باد
ببخشيد دير براي تبريك خدمت رسيدم (سرم كمي شلوغ بود و فرصت نكردم)

اين اعياد فرصت مناسبيه تا به خودمون تلنگري بزنيم و ببينيم امامان خودمون رو چقدر ميشناسيم
متاسفانه بعضي از ماها از 57 سال عمر با بركت امام حسين(درود و رحمت خدا بر ايشان باد)  فقط روز آخر اون رو ميشناسيم و بعضي هم فقط از چند روز آخر كه در صحراي كربلا بودن اطلاع داريم و بعضي ديگه هم خيلي همت كنن حدود شش ماه از زندگي اون بزرگوار رو ميشناسن در صورتيكه اگر اين 57 سال رو مورد مطالعه قرار بديم درسهاي بسياري براي زندگيمون مي تونيم بگيريم.
دوران كودكي امام حسين (درود و رحمت خدا بر ايشان باد) در دوران حيات حضرت رسول(جانم به فدايش باد) درسهاي زيادي در زمينه تربيت فرزند و برخوردهاي بين والدين و اولاد براي ما داره
دوران جواني امام حسين در عصر امامت اميرالمومنين(درود و رحمت خدا بر ايشان باد)  و فرماندهي لشكر در جنگهاي با ناكثين و قاسطين و مارقين توسط امام حسين(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) و تقويت روحيه رزمنده ها زمان اعزام به جبهه درسهاي زيادي در زمينه جهاد و ولايت پذيري و ... براي ما ميتونه داشته باشه.
دوراني كه در عصر امامت برادر بزرگوارشون امام حسن مجتبي(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) بود ، همراهي امام حسن(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) در جنگ و صلح هم در زمينه ولايت پذيري، اخلاق، احترام به بزرگتر و... هم درسهاي جالبي براي يك شيعه داره
و دوران امامت امام حسين(درود و رحمت خدا بر ايشان باد)  كه در زمان معاويه و يزيد بود نقاط بسياري براي تامل و عبرت اندوزي داره
همينطور زندگي شريف امام چهارم(درود و رحمت خدا بر ايشان باد)  و زمان امامت ايشون كه با عصر اختناق همزمان بوده و فجايعي مثل سنگباران خانه خدا ، قتل و غارت مردم مدينه، ترويج مجالس شرابخواري و رقاصي و غنا درمكه و مدينه، جلوگيري از امر به معروف و ... در اين دوره رخ داده ، درسها و عبرتهاي بسياري براي شيعيان داره
اما متاسفانه خيلي از ماها اين بزرگواران رو فقط درحد عاشورا و كربلا مي‌شناسيم (گرچه اگه در اون حد هم شناخت واقعي داشته باشيم و سرمشق خوب بگيريم كلي به دردمون ميخوره)
تو زمونه‌اي كه اينترنت و رايانه همه جا روگرفته و به عصر ارتباطات معروفه ديگه بهونه‌ي نبود امكانات و يا سكوت وعاظ درباره دوره‌ها ي مختلف زندگي ائمه بهونه بودن خودشو نشون ميده
همينطور رسالت افرادي كه قلم فرسايي و يا كيبورد فرسايي در راه وبلاگنويسي ميكنن سخت تر ميشه و
اوناييكه مخاطبيني تو وبلاگ خودشون دارن اين وظيفه رو پيدا ميكنن كه بجاي غرق شدن تو روزمرگي و يا بازيهاي سياسي در راستاي شناخت و شناسوندن اهل بيت وقت بيشتري رو صرف كنن و مخاطبين خودشون رو هم در اين راه همراه كنن.
ان شالله بتونيم به بركت اين اعياد به رسالت اصلي خودمون پي ببريم و در اين راه موفق بشيم
در پناه حق محفوظ باشيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/17ساعت   توسط محمد صدارت  | 

به نام خداوند مهربان

سلام علیکم
۱۵ رجب سالروز وفات ام المصائب حضرت زینب کبری(درود ورحمت خدا بر ایشان باد) را محضر حضرت صاحب الامر(جانم به فدایش باد) و عموم شیعیان تسلیت عرض میکنم.

برای آشنایی با این بانوی بزرگ و اطلاع از ویژگیهاشون می تونید لینکهای زیر روبخونید:
ويژه نامه شهادت حضرت زينب(س)

ويژه نامه حضرت زينب كبري(س)

بانوي شكيب

ضمنا اين هفته در مسافرت هستم، شايد نرسم به روز كنم شايد هم اونجا سيستم گيرم بياد . دوستان اراكي و تبريزي اگه دوست داشتن همديگرو ببينيم اطلاع بدن. اگه زنده بودم و به سلامت برگشتم و توفيق بود مثل سابق در خدمتتون هستم.
در پناه حق محفوظ باشيد

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/28ساعت   توسط محمد صدارت  | 

به نام خداوند علي اعلي

سلام عليكم
ولادت با سعادت يعسوب الدين، اميرالمومنين، علي بن ابيطالب (درود و رحمت خدا بر ايشان باد) را بر محضر حضرت بقية الله الاعظم(جانم به فدايش باد) وتمامي شيعيان تبريك و تهنيت عرض ميكنم.

انسان در زندگى مادى و معنوى خویش نیاز به «الگو» داره؛ و انسان معتقد به نبوت و امامت، ميدونه كه قرآن در آيه ۲۱ سوره احزاب بر اسوه قراردادن پیامبرگرامى اسلام‏ (جانم به فدايش باد) تأكید كرده. بر اين اساس كه در آيه ۶۱ سوره آل عمران كه در رابطه با مباهله نازل شد، امیرمؤمنان‏ (درود و رحمت خدا بر ايشان باد) با نفس خاتم الانبیاء (جانم به فدايش باد) « به امر الهى» یكسان دانسته شده، پس ابوالائمة علی (درود و رحمت خدا بر ايشان باد) نیز مقتدا و اسوه امت خواهد بود، لذا مى‏بینیم امام راحل (رضوان خدا بر ايشان باد) در این باره مى‏فرماید:
«... این على‏(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) همه چیز ماست و ما همه باید تابع او باشیم. درعبادت، فوق تمام عبادت كنندگان بود؛ در زهد، فوق همه زاهدها بوده؛ در جنگ، فوق همه جنگجویان بود؛ در قدرت، فوق همه قدرتمندان بود. و این یك اعجوبه‏اى است كه جمع مابین چیزهاى متضاد كرده است.»
(صحیفه نور، ج 6، ص 147، مركز نشر مدارك فرهنگ اسلامى)
ان شالله به بركت اين روز بزگ عزممونو جزم كنيم وسعي كنيم روز به روز بيشتر با اميرالمومنين و رفتار و گفتارشون آشنا بشيم و با الگو برداري از ايشان بشيم هموني كه خدا ميخواد
در پناه حق محفوظ باشيد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/26ساعت   توسط محمد صدارت  | 

به نام خداي بخشاينده مهربان

سلام عليكم
ولادت با سعادت حضرت باقر العلوم( درود و رحمت خدا بر ايشان باد)‌ و آغاز ماه رجب رو تبريك عرض مي‌كنم.
ماه پرفضيلت و مهمي شروع شده ، ان شالله كه بتونيم از اين ماه بهرهه لازم رو ببريم و اسم ما هم جزو رجبيون ثبت بشه.
ماه رجب ماه تخليه است، ماه خالي شدن از چركها و پليديها، ماه عزم و تميز كردن خانه دل براي مهموني خدا
متاسفانه بعضي از ماها تازه شب قدر يادمون ميفته ميخوايم بريم مهموني خدا، در صورتي كه مهموني آمادگي لازم داره، ماه رجب و بعد از اون ماه شعبان ايام آمادگي براي مهموني خدا و خوش تيپ كردن روح و خانه تكاني دل ماست. از شما ميخوام دعا كنيد منم بتونم به اين خانه تكاني و نظافت و خوش تيپ كردن برسم تا تو مهموني خدا بتونم كنار شما حاضر باشم.
استادمون حضرت آيت الله مجتهدي(رحمت خدا بر ايشان باد) مي‌فرمود: سعي كنيد با مفاتيح سروكار داشته باشيد، بعضي از اعمال رو نوبر كنيد، اينجوري نشه كه عمر به پايان برسه ببينيم نه اعمال رجب رو انجام داديم نه اعمال شعبان رو و نه...
ميفرمودن حد اقل نوبر كنيد
رجب بهترين فرصته، سري به مفاتيح بزنيم ببينيم چه چيزهايي در اين ماه وارد شده و اوناييكه در توانمون هست نوبر كنيم
براي من حقير هم دعا كنيد
در پناه حق محفوظ باشيد

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/14ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بنام خالق نور

سلام عليكم
ايام ولادت با سعادت ام ابيها،‌ ام الائمه، ام المومنين ، بانوي عالمين حضرت فاطمه زهرا( درود و رحمت خدا بر ايشان باد را تبريك و تهنيت عرض مي‌كنم.
البته درست است كه به ظاهر اين ولادت سعيد روز بيستم جمادي الثاني اتفاق افتاد اما خلقت وجود مباركه و طاهره حضرت به هفت هزار سال قبل از خلقت آدم ابوالبشر(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) برمي‌گرده.
پس از اين خلقت نور وجود حضرت هفت هزار سال در عرش خدا تسبيح و تقديس و تمجيد مي‌نموده و بعد از آن به صلب حضرت آدم(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) و پس از او به صلبهاي پدران و رحمهاي مادران منتقل شده و در اين مسير هيچگونه پليدي و شرك و ناپاكي برخورد نكرده تا بالاخره به صلب پاك پيامبر اعظم(جانم به فدايش باد) و رحم پاك ام المومنين حضرت خديجه كبري(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) رسيده.

 

همچنين در احاديث اومده كه ولادت جسماني و ظاهري حضرت زهرا(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) مقدمات مهمي داشته كه عبارتند از:
1) هديه سيب بهشتي توسط جبرئيل به پيامبر اكرم(جانم به فدايش باد)  در معراج
2) دوري چهل روزه حضرت رسول(جانم به فدايش باد) و ام المومنين حضرت خديجه(درود و رحمت خدا بر ايشان باد)
3) تناول طعام بهشتي پس از پايان چهل روز
4) قطع رابطه زنان مكه با ام المومنين حضرت خديجه(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) 
5) حضور بانوان بهشتي ساره ، آسيه، مريم و كلثوم براي ياري در وضع حمل
6) ولادت پاك و طيب حضرت زهرا(درود و رحمت خدا بر ايشان باد)
7) حضور ده حورالعين بهشتي با طشت و ابريق و آب كوثر و لباس بهشتي پس از ولادت
8) تكلم سيده زنان عالميان در لحظات اول

اين نكات نشان دهده اهميت و عظمت حضرت فاطمه زهرا است و اميدوارم ما در برابر اين شخصيت به تبريك ولادت و تسليت شهادت اكتفا نكنيم و با مطالعه به افزايش شناخت و معرفت و با عمل به فرمايشات و نصايح اون بزرگوار به سعادت ابدي دست پيدا كنيم
در ضمن اين روز روز ولادت بنيانگذار انقلاب اسلامي حضرت امام خميني(رضوان خدا بر ايشان باد) هم هست و اون رو هم به همه ايرانيان و پيروان نهضت امام تبريك عرض مي‌كنم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/02ساعت   توسط محمد صدارت  | 

به نام خداوند بي نياز

سلام عليكم
باز خرداد ماه اومد. اين ماه يه حس ديگه اي در آدم ايجاد مي‌كنه
روز ملي مقاومت،‌ايثار و پيروزي(سوم خرداد ماه) از يه طرف، روز قيام خونين 15 خرداد از يه طرف، ايام امتحانات مدارس و حوزه و دانشگاه از يه طرف، (براي من روز تولدم هم از يه طرف) حس هاي عجيبي در دل آدم ايجاد مي‌كنن
اما تو اين ماه يه روز ديگه هم هست كه خيلي مهمتر و حساستره
اون هم 14 خرداد، روز عروج ملكوتي بنيانگذار انقلاب اسلامي، روز رحلت عالمي گرانقدر و رهبري فرزانه، روز درگذشت يك بت شكن واقعي ، روز يتيم شدن ميليونها ايراني
سالروز ارتحال امام خميني(رضوان و رحمت خدا بر ايشان باد) روزي است بسيار اندوه برانگيز و شورآفرين.
خب هر كس به نحوي در اين ايام سعي بر زنده گردن ياد امام خميني (رضوان و رحمت خدا بر ايشان باد) داره. برخي دسته هاي راهپيمايي از شهرشون تا حرم مطهر بنيانگذار جمهوري اسلامي راه ميندازن،‌برخي مسابقات مختلف با نام و ياد امام برگزار مي‌كنن و مهمتر از همه مراسم بزرگي كه با حضور باشكوه مردم ايران در حرم مطهر امام خميني (رضوان و رحمت خدا بر ايشان باد) برگزار ميشه
البته ناگفته نمونه  كه روح ملكوتي امام خميني (رضوان و رحمت خدا بر ايشان باد) نيازي به اين برنامه ها نداره بلكه اين ما هستيم كه نيازمند يادآوري ابعاد شخصيت امام خميني و فعاليتهاشون هستيم تا براي خودمون درس و سرمشقي بشه و بتونيم خودمون رو بيش از پيش به امام و انقلاب و آرمانهاش نزديك كنيم، شايد ما هم بتونيم مثل شهدا و رزمندگان دفاع مقدس كه سر تا پا غرق در عشق امام خميني(رضوان و رحمت خدا بر ايشان باد) بودن يه خدمتي به دين اسلام بكنيم.
خب حالا كه هر كس تو زمينه فعاليتي خودش به نوعي در رابطه با زنده كردن ياد و خاطره و شناساندن امام فعاليت مي‌كنه چرا ما وبلاگ نويسا اين كار رو نكنيم؟!!!
از همينجا از همه وبلاگ نويساي عزيز دعوت مي‌كنم تا ادرس مطلبي كه در مورد امام خميني(رضوان و رحمت خدا بر ايشان باد) مي‌نويسن رو به ما بگن كه تو همينجا يه لينكدوني بعنوان امام خميني در وبلاگستان درست كنيم.
راستي مطلبوتونو اينجا و اينجا هم مي‌تونيد ثبت كنيد تا به اطلاع همه برسه
منتظر اعلام نوشتنتون هستم.
در پناه حق محفوظ بايشد
-------------------------------
پي نوشت: توصيه مي‌كنم از نوشتن زندگينامه امام و مطالب خيلي خيلي تكراري بپرهيزيد،‌مخصوصا اينكه اگر به معرفي يكي از ابعاد شخصيت امام خميني يا خاطره يا دلنوشته بپردازيد بهتره

 

امام خمینی در وبلاگستان:

امام خمینی(ره) و بهائیت - مقاله يك دانش آموز آمريكايي درباره امام خميني(ره) - در سوگ پیر جماران - اسناد منتشر نشده ساواك، درباره امام خمینی (ره) - خدایا خواهش می‏کنم حال امام خوب شه... - زندگینامه امام راحل(ره) -  خمینی هم تحریف شد . - ایمان و ارزش های معنوی از دیدگاه امام خمینی(ره)  - نامه ای از امام خمینی (ره) با بوی عرفانی عجیب - امام خمینی(ره) و نصیحت به فرزندانش - امام خميني(ره) و جهان اسلام - بزرگ مرد تاریخنامه ای به امام - چند نکته از مستند سیره عملی امام روح الله - روح الله که بود و چه کرد - مگر امام هم می میرد؟ - آقا! وقت نماز است - به آیت‌الله خمینی(ره) افتخار می‌کنم. - امام خمینی از نگاه یک خبرنگار آمریکایی - دیدگاههاى دکتر اسعد على دبیر کل اتحادیه جهانى نویسندگان عرب زبان و استاد دانشگاه دمشق پیرامون شخصیت‏ حضرت امام خمینى (ره) - امام خمینی(ره) از دیدگاه اندیشمندان خارجی - ابعاد ناشناخته امام خمینی(ره) - از امام به طلاب - من امام را دوست دارم - همسایه ی خورشید... - برای امام خمینی (ره) - کوچه های جماران همراز کوچه های مدینه - سالروز رحلت حضرت امام خمینی ( ره ) - صدور انقلاب پیشکش مان !!! - امام خمینی (ره) کیست؟ - امام خمینی(ره) - می دونی چرا یاد خدا دل ها رو آرامش می ده؟ -  امام خمینی(ره) به روایت پزشک معالج ایشان - از جلو نظام! با امام یا بی امام؟ - خمینی نامی به بزرگی یک انقلاب - روح الله از دیدگاه جهانیان - نهادینه سازی گفتمان امام (ره)، نیاز امروز - افسانه‌های خمینی... - امام خمینی رحمه الله علیه آینه مهر و قهر - خرداد و یاد امام....  -  خاطره ای از عزت مداری حضرت روح الله - آیت الله خمینی هم یک انسان بود. - عرض ارادتي به امام عزيز - عکس های نایابی از امام (ره) - سری اول - عکس هایی نایاب و زیبا امام (ره) - سری دوم - خمینی در نگاه اندیشه ها -  داغ بی تسلی... - نماز شب امام خمینی (رحمه الله علیه) - دلی آرام ، قلبی مطمئن (مقدمه وصیت نامه امام خمینی) - امام خمینی، نه چون دیگران - تصاویری از امام خمینی(ره) - خاطراتی از یک بزرگمرد - خوابی به رنگ خرداد - ابراهیم بت شکنم 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/05ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بنام عالم الغیب و الشهاده

سلام علیکم
بمناسبت فرا رسیدن ایام شهادت استاد شهید علامه مرتضی مطهری(ره) تعدادی از خاطرات ایشون را نوشتم تا ان شالله درسی باشه برای هممون

پشت در مکتبخانه
شهيد مطهري از سن 5 سالگي اشتياق و علاقه خود را به مکتبخانه و درس نشان مي‌داد، به طوري که در يک شب مهتابي که نور ماه حياط را روشن کرده بود، او به خيال اينکه صبح شده است،‌ دفتر و کتابش را برداشته،‌ به سوي مکتبخانه روان شد و هنگاميکه با در بستة مکتبخانه مواجه گرديد، همانجا به خواب رفت، صبح فردا پدر و مادر متوجه شدند که مرتضي در خانه نيست، با نگراني در کوي و برزن به دنبالش گشتند، و سرانجام او را در پشت مکتبخانه در حاليکه آرام خوابيده بود، يافتند.

ازدواج استاد
پدرم از روحانيون خراسان و بسيار متواضع، متدين و با تقوا بود. 11 سال بيشتر نداشتم كه يك شب در خواب ديدم در روي زمين اتاق پدرم يك برگه كاغذ افتاده و بر آن نگاشته شده: «براي مرتضي در تاريخ بيست و نهم عقد مي شود.» با كمال تعجب از خواب بيدار شدم. مدتها گذشت و مادرم خواستگاران مرا با عنوان ادامه تحصيل رد كرد. تا اينكه مرتضي مطهري به علت آشنايي با پدرم به خواستگاري من آمد. اما مادرم مسأله درس خواندن مرا مطرح نمود و مرتضي گفت:«هيچ اشكالي ندارد، مي توانند درسشان را ادامه بدهند و ديپلم بگيرند.» سرانجام در روز بيست و سوم مادرم موافقت خود را اعلام نمود. همان روز گفتند:«‌بيست و نهم براي عقد روز خوبي است.»‌و من در همان روز در سن 13 سالگي به عقد ايشان در آمدم. تازه آن موقع حقيقت خوابي را كه ديده بودم، برايم روشن شد.

دعا
آقا مطهري خيلي به انجام فرائض ديني اهميت مي دادند و مقيد بودند كه آن را با آمادگي روحي انجام دهند. هميشه براي اداي نماز صبح لباس پوشيده و عمامه شان را برسر مي گذاشتند و حتي اصرار داشتند كه هنگام غروب روز جمعه حتماً ‌دعا بخوانند. به طوريكه يك روز در خانة يكي از دوستان جلسه اي برگزار بود. ايشان با متانت و بزرگواري به صاحبخانه فرمود:« ساعتهاي آخر روز جمعه است. من اجازه مي خواهم اگر جاي خلوتي هست كمي دعا بخوانم.» پس برخاست و در گوشه اي آرم به مناجات پرداخت. راوي: حجت الاسلام محمدرضا فاكر

شادي روح استاد شهيد، صلوات

برای خواندن بقیه خاطرات حضرت استاد می تونید به اینجا مراجعه کنید
التماس دعا
در پناه حق محفوظ باشید

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/08ساعت   توسط محمد صدارت  | 

وجود مقدس امام حسن عسكرى عليه السلام از ائمه‏اى هستند[كه تحت فشار بسيار بودند]چون هر چه كه دوران ائمه[به دوره امام عصر عليه السلام]نزديكتر مى‏شد كار بر آنها سخت‏تر مى‏گرديد.ايشان در سامرا بودند كه در آن وقت مركز خلافت‏بود.از زمان‏«معتصم‏»مركز خلافت از بغداد به سامرا منتقل شد. مدتى آنجا بود، دو مرتبه برگشت.علتش هم اين بود كه لشكريان معتصم خيلى به مردم ظلم مى‏كردند و مردم شكايت كردند و ابتدا معتصم گوش نكرد ولى بالاخره هر طور بود راضى‏اش كردند و او براى اينكه سپاهيان از مردم دور باشند مركز را به سامرا منتقل كرد.
امام عسكرى و امام هادى عليهما السلام اجبارا در سامرا به سر مى‏بردند، در محلى كه به نام‏«العسكر»يا«العسكرى‏» ناميده مى‏شد، يعنى محلى كه محل سپاهيان و در واقع پادگان بود، يعنى خانه‏اى كه در آن زندگى مى‏كردند برايشان انتخاب شده بود كه مخصوصا در پادگان باشند و تحت نظر. ايشان در بيست و هشت‏سالگى از دنيا رفتند(پدر بزرگوارشان هم در حدود چهل و دو ساله بودند كه از دنيا رفتند)و دوره‏امامتشان فقط شش سال طول كشيد.
علت عمده اين كه اينقدر امام شديد تحت نظر بود اين بود كه اين مطلب شايع بود و مى‏دانستند كه مهدى امت از صلب اين وجود مقدس ظهور مى‏كند.
به نص تواريخ، تمام اين مدت شش سال يا در حبس بودند يا اگر هم آزاد بودند ممنوع المعاشرة و ممنوع الملاقات بودند.از نظر معاشرت آزادى نداشتند،اگر هم احيانا رفت و آمدهايى مى‏شد يا گاهى حضرت را مى‏خواستند،تحت نظر بودند،وضع عجيبى بود.
مى‏دانيد كه هر يك از ائمه گويى يك خصلت‏خاص بيشتر در او ظهور داشته است كه خواجه نصير در آن دوازده بند خودش هر يك از ائمه را با يك صفتى توصيف مى‏كند كه بيشتر در او ظهور داشته است. وجود مقدس امام عسكرى عليه السلام به جلالت و هيبت و رواء (1) به اصطلاح، ممتاز بودند يعنى اساسا عظمت و هيبت و جلالت در قيافه ايشان به نحوى بود كه هر كس كه ايشان را ملاقات مى‏كرد تحت تاثير آن سيما قرار مى‏گرفت قبل از اينكه سخن بگويند و او از علم ايشان چيزى بفهمد. وقتى كه سخن مى‏گفتند درياى مواجى شروع مى‏كرد به سخن گفتن، ديگر تكليفش روشن است.
در بسيارى از حكايات و روايات اين قضيه كاملا مشخص و محرز است. حتى دشمنان با اينكه ايشان را سخت تحت تعقيب داشتند و گاهى به زندان مى‏بردند وقتى كه با حضرت روبرو مى‏شدند وضع عجيبى داشتند، نمى‏توانستند در مقابل ايشان خضوع نكنند، كه در اين زمينه داستانى را محدث قمى در كتاب الانوار البهيه از احمد بن عبيد الله بن خاقان، پسر وزير المعتمد على الله، و او از پدرش نقل مى‏كند در حالى كه خودش هم حضور داشته است. داستان فوق العاده عجيبى است كه وقت گفتنش را عجالتا ندارم.
علت عمده اين كه اينقدر امام شديد تحت نظر بود اين بود كه اين مطلب شايع بود و مى‏دانستند كه مهدى امت از صلب اين وجود مقدس ظهور مى‏كند. همان كارى كه فرعون با بنى اسرائيل مى‏كرد كه چون شنيده بود كسى از بنى اسرائيل متولد مى‏شود كه زوال ملك فرعون و فرعونيها به دست او خواهد بود پسرهاى بنى اسرائيل را مى‏كشت و فقط دخترها را زنده نگه مى‏داشت و زنهايى را مامور كرده بود بروند در خانه‏هاى بنى اسرائيل و ببينند كدام زن حامله است و هر زنى را كه حامله بود تحت نظر بگيرند،عين اين كار را دستگاه خلافت‏با امام عسكرى عليه السلام انجام مى‏داد.چه خوب مى‏گويد مولوى:

حمله بردى سوى در بندان غيب       تا ببندى راه بر مردان غيب

اين احمق فكر نمى‏كرد كه اگر اين خبر راست است مگر تو مى‏توانى جلوى امر الهى را بگيرى؟!هر چند وقت‏يك بار مى‏فرستادند به خانه حضرت به تفتيش، مخصوصا وقتى كه امام از دنيا رفت، چون گاهى مى‏شنيدند كه حضرت مهدى متولد شده‏اند. راجع به ولادت ايشان هم داستان را همه شنيده‏ايد كه خداى متعال ولادت اين وجود مقدس را مخفى كرد و در حين ولادت كمتر كسى متوجه شد. ايشان شش ساله بودند كه پدر بزرگوارشان از دنيا رفتند.در دوران كودكى، شيعيان خاص از هر جا كه مى‏آمدند حضرت ايشان را به آنها ارائه مى‏دادند. ولى عموم مردم اطلاع نداشتند، اما اين خبر بالاخره پيچيده بود كه پسرى براى حسن بن على عسكرى متولد شده است و او را مخفى مى‏كنند.
گاهى مى‏فرستادند به خانه حضرت كه اين بچه را به خيال خود پيدا كنند و بكشند و از بين ببرند، ولى كارى كه خدا مى‏خواهد مگر بنده مى‏تواند بر ضد آن عمل كند؟!يعنى وقتى قضاى حتمى الهى در يك جا باشد ديگر بشر نمى‏تواند كارى در آنجا بكند. بعد از وفات حضرت و نيز مقارن با وفات حضرت، مامورين ريختند خانه امام را تفتيش كامل كردند و زنهاى جاسوسه خودشان را فرستادند كه تمام زنها، كنيز و غير كنيز را تحت نظر بگيرند، ببينند آيا زن حامله‏اى وجود دارد يا نه؟ يكى از كنيزان را احتمال دادند كه حامله باشد.او را بردند تا يك سال نگاه داشتند، بعد فهميدند كه اشتباه كرده‏اند و چنين قضيه‏اى نبوده است.
وجود مقدس امام عسكرى مادرى دارد به نام‏«حديث‏»كه به لقب‏«جده‏»معروف است. چون جده حضرت حجت(عجل الله تعالى فرجه)بودند ايشان را«جده‏»مى‏گفته‏اند. زنهاى ديگرى هم در تاريخ هستند كه به اعتبار اينكه شهرتشان به اعتبار نوه‏شان است اينها را«جده‏»مى‏گويند، از جمله جده شاه عباس است كه دو تا مدرسه هم در اصفهان به نام‏«جده‏»داريم. زنى كه شهرتش به نام نوه‏اش باشد قهرا به نام‏«جده‏»معروف مى‏شود. اين زن بزرگوار به نام‏«جده‏»معروف شد.ولى تنها جده بودن سبب شهرتش نشد، مقامى دارد، عظمتى دارد، جلالتى دارد، شخصيتى دارد كه نوشته‏اند(مرحوم محدث قمى رضوان الله عليه هم در الانوار البهية مى‏نويسد)بعد از امام عسكرى مفزع الشيعه بود يعنى ملجا شيعه اين زن بزرگوار بود.
قهرا در آن وقت-چون امام عسكرى بيست و هشت‏ساله بوده‏اند كه از دنيا رفته‏اند،على القاعده مطابق سن امام هادى هم حساب كنيم-زنى بين پنجاه و شصت‏بوده است.اينقدر زن‏با جلالت و با كمالى بوده است كه شيعه هر مشكلى برايش پيش مى‏آمد به اين زن عرضه مى‏داشت.
مردى مى‏گويد به خدمت عمه امام عسكرى حكيمه خاتون دختر امام جواد رفتم، با ايشان صحبت كردم راجع به عقايد و اعتقادات مساله امامت و غيره. ايشان عقايد خود را گفت تا رسيد به امام عسكرى. بعد گفت فعلا امام من فرزند اوست كه الآن مستور و مخفى است.گفتم حال كه ايشان مخفى هستند اگر ما مشكلى داشته باشيم به چه كسى رجوع كنيم؟ فت‏به جده رجوع كنيد.گفتم:عجب!آقا از دنيا رفت و به يك زن وصيت كرد؟!فرمود: امام عسكرى همان كار را كرد كه حسين بن على كرد.حضرت امام حسين وصى واقعى‏اش و وصى او در باطن على بن الحسين بود ولى مگر بسيارى از وصاياى خودش را در ظاهر به خواهرش زينب سلام الله عليها نكرد؟عين اين كار را حسن بن على العسكرى كرد. وصى او در باطن اين فرزندى است كه مخفى است ولى در ظاهر كه نمى‏شد بگويد وصى من اوست. در ظاهر وصى خودش را اين زن با جلالت قرار داده است.

باسمك العظيم الاعظم الاعز الاجل الاكرم يا الله...
پروردگارا ما را قدر دان اسلام و قرآن قرار بده.
پروردگارا ما را قدر دان پيغمبر اكرم قرار بده، ما را قدر دان اهل بيت اطهار قرار بده، انوار محبت و معرفت‏خودت در دلهاى ما بتابان، انوار معرفت و محبت پيغمبر و آل پيغمبر در دلهاى ما قرار بده. اموات ما مشمول عنايت و رحمت و مغفرت خودت بفرما.

پى‏نوشت:
1- [به معنى حسن منظر].
منبع:
مرتضى مطهرى، مجموعه آثا، ر جلد ، 18 صفحه 147

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/27ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بنام خداوند مهربان

سلام عليكم
سالروز ولادت عالم بزرگ و محدث عاليقدر حضرت عبدالعظيم حسني(رضوان خدا بر ایشان) را تبريك عرض مي‌كنم.
حضرت عبدالعظيم(درود و رحمت خدا بر ایشان) الگويي بزرگ و نعمتي ارزنده براي ما هستند اما متاسفانه برخي به دليل كم اطلاعي ايشان را با ساير امامزاده‌ها يكي مي‌دانند.
قصد ندارم زندگينامه حضرت عبدالعظيم حسني(رضوان خدا بر ایشان) را براتون بنويسم بلكه براي آشنايي با ايشون مي‌تونيد از اينجا استفاده كنيد.
همونطور كه مي‌دونيد حضرت عبدالعظيم حسني(رضوان خدا بر ایشان) كسي هستند كه امام هادي (درود و رحمت خدا بر ایشان) در رابطه با وي فرموده‌اند كه « تو بحق دوست ما هستي» و همينطور فرموده‌اند كه« كسيكه عبدالعظيم(رضوان خدا بر ایشان) را در ملك ري زيارت كند ثواب زيارت سيداالشهدا(درود و رحمت خدا بر ایشان) در كربلا نصيب او مي‌شود»
نكته مهمي است، ثواب زيارت يك عالم كه از سادات هست و چهار پشت او به امام ميرسه با ثواب زيارت امام بزرگواري كه در دامان پيامبر اسلام پرورش يافته و چندين قرباني در راه خدا داده وآنچنان جهادي نموده و به آن وضع به شهادت رسيده يكي است.
جاي تأمل داره
خيلي از ماها هم از جهادگران سالهاي گذشته خودمون كه در دوران هشت سال دفاع مقدس به شهادت رسيدن ياد مي‌كنيم و آرزو مي‌كنيم جاي اونها باشيم
خيلي از ماها تو در و ديوار منزل و محل كار و ماشين عكس شهدا رو مي‌زنيم و بهشون ابراز علاقه و ارادت مي‌كنيم
اما آيا كاري كرديم كه زيارت قبر ما با زيارت قبر همت و چمران و ... مساوي باشه؟ يا فقط قراره زباني ابراز علاقه كنيم و هميشه عكسهاشون رو به يدك بكشيم؟
به نظرم رسيد سه تا نكته مهم تو زندگي حضرت عبدالعظيم حسني(رضوان خدا بر ایشان) هست كه اگر ما هم رعايت كنيم به اين نقطه نزديك تر ميشيم و نه تنها خدا و پيامبران و ائمه و ملائكه، بلكه شهدايي كه نسبت به اونا ابراز علاقه مي‌كنيم از ما راضي و خشنود مي‌شن.
خيلي كوتاه عرض كنم خدمتتون سه ويژگي بارز حضرت عبدالعظيم(رضوان خدا بر ایشان) كه بايد روي آنها تأمل كنيم اينها هستن:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/22ساعت   توسط محمد صدارت  | 

سلام علیکم
فرارسیدن عید نوروز و بهار طبیعت را به همه شما بزرگواران تبریک عرض می کنم. به همین مناسبت گزیده هایی از فرمایشات مقام معظم رهبری پیرامون عید نوروز و آغاز سال نو را برایتان می نویسمُ باشد که مورد استفاده دوستان قرار گرفته و از این فرمایشات درس بگیریم.

عيد نوروز، سرآغاز طراوت طبيعت و جوان شدن جهان و تازه شدن فضاى زندگى طبيعى انسان است. و چه نيكوست كه همراه با طراوت جهان، جان و دل انسان هم طراوت پيدا كند؛ طراوت جان و دل با ذكر خدا، با درخواست كمك از پروردگار، با روياندن نهال خيرخواهى و نيك‏خواهى براى همه‏ى برادران و خواهران و براى همه‏ى بشريت.
رسم نوروز در درون خود زيبايى‏هاى زيادى را دارد؛ علاوه بر اينكه در هر نقطه، ايرانيان اين لحظه‏ى تحويل را با نام خدا و با درخواست تحول اساسى در زندگى‏شان آغاز مى‏كنند. يكى از زيباترين رسمهاى موجود در عيد نوروز، رسم ديد و بازديد و صله‏ى ارحام و مستحكم كردن روابط و پيوندهاى عاطفى ميان افراد جامعه است. اين را اگر با بعضى از جشنهاى ملىِ ملتهاى ديگر - كه همراه با كارهاى غير اخلاقى و به دور از اين ارتباطات عاطفى است - مقايسه كنيم، آن وقت درمى‏يابيم كه جشن ملى و آغاز سال نوِ ما ايرانيان علاوه بر تقارن با بهار طبيعت كه يك امتيازى است، چه خصوصيات نجيبانه و مهربانانه‏اى در خود دارد. شادى دلها، لبخند و تبريك و خوش‏آمدگويى به يكديگر و پى گرفتن روابط انسانى و نو كردن محيط زندگى از رسوم بسيار خوب و مطلوبى است كه ايرانيان از گذشته تا امروز به آن پايبند بوده‏اند و اينها همه مورد تأييد آئين مقدس اسلام و شرع اسلامى است.
دفتر عمر ما ورقى ديگر خورد و برگى بر كتاب قطور عمر تاريخ ملت ايران افزوده شد. سطور اين ورقها و نوشته‌هاى اين كتابها، سرنوشت‌ساز آينده‌ى افراد و ملتهاست. مردمِ بسيارى در سطور برگ هر سال زندگى، كلمات زرّين و ارزشمندى را ثبت كردند و در خوشبختى و آينده‌ى خود و آفاق روشنى كه در انتظار آن هستند، تأثير كم يا زيادى گذاشتند. بعضى از ما هم كوتاهيهايى كرديم و تأثير همه‌ى اين نيكيها و خوبيها، يا بديها و كوتاهيها به خود ما برمى‌گردد.
از خداوند متعال مسألت مى‌كنم كه در سال آينده كلمات نيك، يعنى كارهايى كه در جهت اهداف عاليه‌ى الهى و انسانى انجام مى‌دهيم و براى دنيا و آخرت ما و ملت ما سودمند است، بيشتر باشد و از كارها و جملاتى كه موجب كوتاهى، عقب‌ماندگى و پشيمانى است، كاسته شود.
با فرا رسيدن بهار فصل نويى در طبيعت آغاز مى‏شود و من به حول و قوه‏ى الهى و به همت دولت و ملت، اميدوارم فصل نويى هم در زندگى ملت ايران آغاز شود. ملت ما به بركت تجربه‏هاى بى‏نظير دوران نظام اسلامى، به ملتى مجرب، هوشيار، مقاوم و پرنشاط تبديل شده و اين ظرفيت و قابليت را يافته است كه بتواند نمونه‏ى برجسته و آموزنده‏يى را در سايه‏ى اسلام در مقابل چشم جهانيان قرار دهد. البته اين كار به حركت مداوم و تلاش پيوسته و خستگى‏ناپذير از سوى مسؤولان و كمك مردم نيازمند است؛ كارى است تدريجى و قدم‏به‏قدم كه ان‏شاءاللَّه در سايه‏ى استقامت و پشتكار به نتيجه خواهد رسيد. ملت ما در عرصه‏هاى مختلف، قابليت و ظرفيت خود را به اثبات رسانده است.
بهار، فصل رويش و بالندگى و نو شدن و طراوت و صفاست. از خداى متعال مى‏خواهيم كه ملت عزيز ما در هر جاى كشور كه هست، و در هر جاى جهان مردمى كه دل در گرو خواسته‏ها و اهداف اين ملت دارند، مشمول لطف الهى و برخوردار از صفا و طراوت و نويى و شادابى باشند. من به همه ملت عزيزمان در اين مناسبت درود مى‏فرستم و از خداوند متعال براى همه آنها سلامت و موفقيّت و پيشرفت در امور مادّى و معنوى مسألت مى‏كنم.
اول سال فرصت خوبى است براى تقويت عزم ملى، براى بركت بخشيدن به عمر خود در اين سال. اگر همه‏ى آحاد ما مردم ايران از اول سال عزم خود را بر اين متمركز كنيم كه با تلاش خود، با حركت خود، سال پُربارى براى خود فراهم كنيم، خداى متعال هم يقيناً كمك خواهد كرد. البته جانمايه‏ى اين عزم ملى و بزرگ، نيت پاك و تصميم بر جلب رضاى الهى است؛ تصميم بر پيمودن صراط مستقيم؛ و آنگاه شناختن موقعيت خود و وضع خود، جايگاه خود در شرايط كنونى عالم و چالشهايى كه پيش روى ملت قرار دارد، و شناختن خطوط اساسى براى مواجهه‏ى با چالشها. اين، شرط موفقيت يك ملت زنده است؛ وضع خود را، جايگاه خود را، شرائط خود را درست بشناسد و براى اين شرائط برنامه‏ريزى داشته باشد و عزم و تصميم قاطع بر مواجهه‏ى با آنچه كه در اين راه براى انسان به طور طبيعى پيش بيايد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/01ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم
فرا رسیدن شهادت یازدهمین امام بزرگوار عالم تشیع و پدر امام زمانمون حضرت امام حسن عسکری (درود و رحمت خدا بر او باد) را به محضر شما تسلیت عرض می کنم.
این روز روزی است که امام زمان ما حضرت صاحب الامر به امامت رسیدند
امیدوارم که همیشه سعیمون بر این باشه بتونیم پیرو و شیعه واقعی اون حضرت باشیم.
به مناسبت امروز حدیثی را نقل می کنم که اثبات بر جانشینی امام حسن عسکری(درود و رحمت خدا بر او باد) توسط حضرت مهدی است.


ابوالأدیان گوید: من خدمتکار امام حسن عسکری(درود و رحمت خدا بر او باد) بودم و نامه‌های حضرت را به شهرها حمل می‌نمودم. در آن بیماری که امام یازدهم به دنبال آن به شهادت رسید بر آن حضرت وارد گشتم. (ظاهرا آن بیماری به علت خورانیدن زهر توسط معتمد عباسی به آن حضرت بود.) 
حضرت نامه‌هایی را به من دادند و فرمودند که اینها را به مدائن برسان. تو 14 روز حضور نخواهی داشت (سفر تو 14 روز طول خواهد کشید) و روز 15 به سامرا وارد می‌شوی و صدای شیون از خانه من می‌شنوی و من در آن هنگام بر روی مغسل قرار دارم (مرا در آن هنگام غسل می‌دهند). ابوالأدیان گوید: گفتم ای آقای من، امر امامت پس از شما با کیست؟ حضرت فرمود: کسی که جواب نامه های مرا از تو بخواهد. گفتم: بیشتر راهنمایی کنید، فرمودند: کسی که بر من نماز گزارد، او قائم پس از من است. گفتم: باز هم  بیشتر راهنمایی کنید. حضرت فرمود: کسی که از درون همیان خبر دهد، قائم پس از من است. هیبت امام عسکری (درود و رحمت خدا بر او باد) مانع شد که من سؤال نمایم که منظور امام کدام همیان است. نامه‌ها را به مدائن بردم و جواب آنها را گرفتم.
همانگونه که امام به من فرموده بودند تا به سامرا بازگشتم، 15 روز گذشت. و در این هنگام مشاهده نمودم که  صدای ناله و شیون از خانه امام عسکری بلند است و پیکر مطهر امام را غسل می‌دهند و بر در خانه جعفر کذاب (برادر ناخلف امام عسکری (درود و رحمت خدا بر او باد)) ایستاده است و مردم او را به خاطر شهادت امام عسکری (علیه السلام) تعزیت می‌دهند و به خاطر جانشینی ایشان، به او تهنیت گویند. ابو الادیان گوید: با خود گفتم که اگر این شخص فاسد زمام امامت مسلمین را بر عهده گیرد، همانا امامت باطل خواهد گشت.
در این هنگام شخصی خطاب به جعفر کذاب گفت که برادر شما را کفن نموده‌اند، پس برخیز و بر او نماز گزار. جعفر کذاب به همراه مردمی که اجتماع نموده بودند، به خانه وارد شد و بر بالای پیکر مطهر حضرت ایستاد تا نماز را اقامه نماید. هنگامی که می‌خواست تکبیر بگوید، ناگاه کودکی گندمگون، پیچیده موی و گشاده دندان جلو آمد و ردای او را گرفت و فرمود: ای عمو، عقب بایست، من برای نماز گزاردن بر پدرم سزاوارترم. پس آن کودک بر امام یازدهم نماز گزارد و آن حضرت را کنار قبر مطهر امام هادی(درود و رحمت خدا بر او باد)دفن نمود. سپس به من فرمود: ای بصری، جواب نامه‌هایی را که در نزد توست به من بده. من جوابها را به او دادم و در نزد خویش گفتم که 2 نشانه محقق شد. اما هنوز مسأله همیان باقی مانده است. ما نشسته بودیم که فردی از جانب شهر قم آمد و به دنبال امام عسکری (درود و رحمت خدا بر او باد) می‌گشت. هنگامی که از شهادت حضرت مطلع گشت، با راهنمایی عده‌ای به نزد جعفر کذاب رفت و گفت: در نزد ما نامه‌ها و مقداری پول است (که از جانب مردم برای امام عسکری (درود و رحمت خدا بر او باد) آورده‌ایم) پس بگو این نامه‌ها از کیست و پول چه میزان است؟ جعفر خطاب به او گفت آیا از من توقع داری که غیب بدانم؟ در این هنگام خادمی وارد گشت و گفت در نزد شما نامه‌های فلان و فلان هست و مقدار پول نیز 1000 دینار است که 10 دینار آن آب طلا دارد. پس آنان نامه‌ها و پول را به او دادند و گفتند کسی که تو را فرستاده  امام پس از امام عسکری است ...
آری آن خادم از طرف همان کودک که محمد نام داشت آمده بود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/26ساعت   توسط محمد صدارت  | 

به نام يگانه آفريدگار مهربان

سلام عليكم
فرا رسيدن هفتم صفر، سالروز ميلاد با بركت حضرت باب الحوائج امام موسي كاظم(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) را به شما دوستان و بزرگواران تبريك عرض مي‌كنم. بهمين مناسبت براي شناخت بيشتر و بهتر ايشان، گفتار دانشمندان شيعه و سني در رابطه با حضرت موسي بن جعفر(درود و رحمت خدا بر ايشان باد)را براي شما نقل مي‌كنم.
شيخ مفيد: او درياي موّاج علم و حلو و فضيلت بود، آن حضرت بيش از هر كس صله رحم مي‌كرد و به خانه برادران و نزديكان مي‌رفت و براي آنان سيم و زر مي‌برد.
ابن صباغ: او امامِ بردبار و حليم و صاحبِ مقامي شامخ و مرتبتي بلند بود.
قطب راوندي: آن حضرت كثرت عبادتش  از تمام اهل زمانش بيشتر بود و البته كثرت عبادت دليل بر علم اليقيني است و او از تمام انسانها افضل و برتر و بالاتر بود، امامت او بهترين دليل بر تفوق و تقدم اوست و آنحضرت از همه چيز به قرآن بيشتر علاقه داشت زيرا مُجري آن بود و بسيار شكيبائي داشت.
ابن جوزي: آن حضرت مشهور به عبد صالح است به دليل جِدّ و جَهدَش در عبادت و هر كس آزارش مي‌نمود او را مي‌بخشيد و مالي هم براي او مي‌فرستاد.
ابن خلكان: هر كس او را مي‌آزرد، شرمنده احسانش مي‌نمود و از كثرت عبادت عبد صالح حق تعالي گرديد.
شافعي: او مجتهدي بود كه در نشر معارف جديت كامل داشت و او بسيار حليم و بردبار و زود گذشت و بخشنده بود و خشمش را فرو مي‌برد و از بسياريِ عبادت، او را بنده صالح خدا خواندند و در عراق به باب الحوائج مي‌شناختندش و صاحب كراماتي بود كه حوائج هر حاجتمندي را بر مي‌آورد.
ابن ابي الحديد: از جمله رجال نامي اسلام، امام موسي بن جعفر است كه عبد صالح و فقيه در دين و سنت و علمو حلم را بهم آميخته و آموخته و از كثرت بردباري او را كاظم ناميدند.
يافعي: ابوالحسن موسي بن جعفر، صالح و عابد و جواد بود و از كثرت عبادت و اجتهاد عبد صالحش ناميدند. هر كس كه غيبت از آن حضرت مي‌نمود براي او هديه و دينار مي‌فرستاد و او را شرمنده مي‌نمود.
ابو حنيفه: موسي بن جعفر را در كودكي ديدمف چنان پاسخ سئوالم را داد كه معلوم بود از سرچشمه ولايت سيراب شده، او فقيهي دانا و توانا و متكلمي مقتدر بود. او بحري بي پايان بود كه مي‌جوشيد و مي‌خروشيد و دانه‌هاي علم و فضيلت را پخش مي‌نمود.
كمال الدين شافعي: امام كبير جليل القدر كه شبها دائما در تهجد بود و علاقه بسيار به راز و نياز با خدا داشت و روزها را به روزه و سجده و قرآن مي‌گذراند، علمش به قدري است كه شهره عالم بوده و منصب كاظم گرفته چون مقصرين را مي‌بخشيد و از خدا براي آنان استغفار مي‌كرد.
ابن شهر آشوب: در شب تار به در خانه درويشان و فقرا مي‌رفت و كيسه‌هاي زر مي‌داد  و نمي‌دانستند چه كسي بود و از كجا كيسه‌هاي درهم و دينار به درب خانه‌شان آورده.
حالا وقت اونه كه با خود فكر كنيم و با مرور اعمالمون ببينيم تا چه اندازه پيرو و شيعه واقعي آن حضرت هستيم
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/25ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بنام خداوند جليل

سلام عليكم
سالروز شهادت چهارمين امام شيعيان حضرت زين العابدين ، سيد الساجدين، علي بن حسين(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) رو تسليت عرض ميكنم.
بر ما وظيفه است كه روز به روز بر شناخت خود نسبت به اهل بيت بيفزاييم و به ايشان نزديكتر بشيم، اما از آنجا كه در وبلاگ مجالي براي  بيان تمام ابعاد زندگي اين بزرگوار نيست براي همين اشاره‌اي كوتاه به اون امام همام مي‌كنم تا تذكري بشه براي اينكه اقدام به تحقيق و مطالعه كنيم و بيشتر ايشان را بشناسيم.
اما علي بن حسين(درود و رحمت خدا بر او باد) كيست؟
اوست پسر مكه و منا
اوست پسر زمزم و صفا
اوست پسر آنكه حجر الاود را به اطراف ردا برداشت
اوست پسر بهترين إذار و رداپوشان
اوست پسر بهترين طواف و سعي كنندگان
اوست پسر آن كه تا مسجد الاقصي او را شبانه بردند
اوست پسر آن كه او را به سدرة المنتهي رساندند
اوست پسر آن كه به حق نزديك شد تا به اندازه كماني
اوست پسر آن كه از سوي جليل به او وحي شده
اوست پسر حسين، حسيني كه در كربلا كشته شد
اوست پسر علي مرتضي
اوست پسر محمد مصطفي
اوست پسر فاطمه زهرا
اوست پسر شجره طوبي
اوست پسر آن كه در خاك و خون غلتيد
اوست پسر آن كه جنيان در تاريكي به او نوحه كردند
اوست پسر آن كه پرندگان هوا بر او شيون كردند
آري، او خود را در شام و در بين جماعتي كه آنها خروج كرده از دين پيامبر اعظم(جانم به فدايش باد) مي‌دانستند اينگونه  معرفي كرد
او همان كسي است كه پس از بازگشت از واقعه كربلا وقتي مردم در شناخت امام چهارم بين برادر امام حسين و پسرش(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) حجر الاسود به لرزه درآمد و به امامتش شهادت داد.
او اولين گريه كننده بر امام حسين بود و تا پايان عمر به ياد واقعه عاشورا مي‌گريست.
او كسي است كه خشم خود را فرو مي‌خورد و مصداق « والكاظمين الغيظ و العافين عن الناس» بود
او كسي كه بود كه در عين امامت و آقايي و سروري نسبت به ساير مردم بصورت ناشناس در كاروان خدمت مسافران مي‌كرد
او همان است كه در وقت نماز جز تكلم با معبود خود متوجه هيچ چيز ديگري نمي‌شد
او كسي بود كه شبها كيسه‌اي به دوش مي‌گرفت و طعام به خانه فقراي مدينه مي‌برد
او كسي بود كه زنان و دختران بني اميه را امان داد و به آنها پناه داد در حاليكه عبدالله بن عُمَر از اين كار سر باز زد.
او همان كسي است كه به دليل كسرت عبادت سيد العابدين و زين العابدين لقب گرفت و به هنگام نماز بدنش را لرزه مي‌گرفت و رنگش زرد مي‌شد و در نماز حركت اضافي نمي‌كرد.
اما اينها هم قطره‌اي از درياي وجود حضرت امام سجاد(درود و رحمت خدا بر او باد) مي‌باشد و ما مي‌بايست خود تلاش كنيم تا بيشتر درباره اهل بيت بدانيم.
از همه دوستان در اين شبها و روزهاي عزيز التماس دعا دارم
در پناه حق

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/01ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بنام خداوند بخشنده مهربان

سلام عليكم
فرا رسيدن سالروز شهادت سيد و سالار شهيدان، حضرت امام حسين(درود و رحمت خدا بر او باد) رو خدمت شما دوستان بزرگوار تسليت عرض مي‌كنم.
اميدوارم تمام عزاداريها مقبول درگاه حضرت دوست قرار گرفته باشه.
بمناسبت ايام محرم حرف براي زدن بسيار داشتم اما متاسفانه بدليل ارتحال پدر بزرگوار حضرت آيت الله مجتهدي تهراني(رضوان خدا بر او باد) حال و حوصله نوشتن و خواندن نداشتم. ان شالله در پستهاي بعدي طبق روال سابق مرتب خواهم نوشت.
يادش بخير، حضرت آيت الله مجتهدي(رضوان خدا بر او باد) چقدر روي توسل به اهلبيت و شركت در مراسم عزاداري در ايام شهادت تاكيد داشتن!
يكي ديگه از نصيحتهاي ايشون اين بود كه چهل نفري كه تو نماز شب براشون دعا مي‌كنيد رو از علماي بزرگ دين انتخاب كنيد چون وقتي ثوابش به روح ايشون ميرسه مي‌گن اين سوغاتي از طرف كيست؟! بهشون گفته ميشه از طرف فلان بن فلان و اون عالم هم در حق اين شخص دعا مي‌كنه، اونا به اين دعا نياز ندارن اما ما به دعاي اونا كه احتمال استجابتش زياده نيازمنديم، براي همين ما هم بمنظور هديه به روح اون بزرگوار يك ختم قرآن گرفتيم ان شاءالله ايشون هم با شنيدن اسم دوستان بعنوان فرستنده ثواب قرائت قرآن براي ما دعا كنن.
(دوستانيكه تا به حال فرصت نكردن تو ختم قرآن ثبت نام كنن سريع بعد از ديدن پست قبلي جزء مورد نظر خودشون رو انتخاب كنن و تو قسمت نظرات اعلام كنن)

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/29ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بنام يكتا آمرزنده گناهان

سلام عليكم
محرم ماه پربركتي است، شايد به اين دليل است كه اكثر مردم به آن علاقه دارند، چرا كه بركتش نه تنها ازنوع مادي بلكه از نوع معنوي است. محرم ماه بخشايش و آمرزش است. محرم ماهي است كه سرشار از عفو گذشت و مهرباني است.
كمي دقت كنيد كه در چه ماهي هستيد!
محرم ماهي است كه روز اول آن روز استجابت دعاي زكرياي نبي(درود رحمت خدا بر ايشان باد) مي‌باشد، روزي كه پروردگار مهربان به آن پيرمرد و پيرزن پاك مژده يحيي را داد و چه عجيب است كه امام جعفر صادق(درود رحمت خدا بر ايشان باد) ميفرمايند: « يحيي را زنازاده كشت و حسين را نيز زنازاده كشت و آسمان جز بر اين دو نگريست» رحمت و رضوان ابدي خدا بر هر دو بزرگوار.
محرم ماهي است كه روز سوم آن روز نجات يوسف(درود رحمت خدا بر ايشان باد)  از چاه است كه اين نيز رحمتي است براي يعقوب و يوسف(درود رحمت خدا بر ايشان باد)  و مردم آن زمان مصر كه از نعمت حكومت چنين پيامبري برخوردار باشند.
محرم ماهي است كه در سرتاسر آن در شهر و ديار ما روضه ابا عبدالله الحسين(درود رحمت خدا بر ايشان باد) خوانده مي‌شود و اشك از چشم همه جاري مي‌شود و حال اينكه اين اشكها رحمتي هستند براي مردم آنچنان كه امام جعفر صادق(درود رحمت خدا بر ايشان باد) فرموده‌اند: « كسي نيست كه درباره حسين شعري بگويد يا بگريد يا بگرياند جز آنكه خدا برايش بهشت را واجب كند و بيامرزدش» و علي بن موسي الرضا(درود رحمت خدا بر ايشان باد) فرموده‌اند: « گريه بر حسين، گناهانِ بزرگ را مي‌ريزد» و حضرت ابي عبدالله(درود رحمت خدا بر ايشان باد) خود نيز فرموده‌اند: « من كشته گريه‌ام، گرفتار كشته شدم و بر خداست كه گرفتاري نزدم نيايد جز آنكه خدا اورا خرسند به خاندانش برگرداند.»
و تو اي دوست!
آيا عهد و پيمان شب قدرت را همچنان محفوظ داشته‌اي؟
آيا مطمئني كه در شب قدر آمرزيده شده اي؟
آيا توفيق داشتي عرفه در عرفات آمرزيده شوي؟
و حال فرصت از نو شده، آيا سعيمان را مي‌كنيم در اين ماه آمرزيده شويم؟
آيا اشكمان را حفظ ميكنيم يا پس از خروج از مجلس اهلبيت با گناهي ديگر اثرات اشك را از بين خواهيم برد؟
دعا كنيد همه توفيق استفاده مطلوب از اين نعمت و بركت را داشته باشيم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/20ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بنام آفريدگار عشق

سلام عليكم
فرا رسيدن ايام شهادت آقا و سرور شهيدان ، حضرت ابي عبدالله الحسين(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) و ياران با وفايش را به شما دوستان و بزرگواران تسليت عرض مي‌كنم.
ماه محرم ، ماه زياد شدن شور حسيني و وقت مناسبي براي كسب شعور حسيني است. اگه دقت كرده باشيد محرم ماهي است كه همه آدمها قلبشون به اهلبيت(رحمت خدا بر آنان باد) نزديك ميشه و خيلي از اونهايي كه توفيق دوستي و رفاقت با امام حسين(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) و لياقت نوكري براي عزيز دردانه رسول خدا(جانم بفدايش باد) رو پيدا كردند همه چيزشون رو از اين ماه دارن.
محرم ماه شروع سال است، نه فقط سال قمري بلكه ميتونه شروع سال عمل ما هم باشه، محرم ماهي است كه شيعيان با گريه بر پسر فاطمه(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) قلبهاشون رو شستشو ميدن و با قلبي سفيد با خدا عهد مي‌بندن تا سال جديد اعمالشون رو همچون يك شيعه واقعي شروع كنن و از خدا طلب كمك مي‌كنن براي اينكه تا آخر سال حسيني بمونن.
آري، درسته كه تو محرم شور عجيبي تو جوونا ديده ميشه، درسته كه همه بامرامها و با معرفتا همه كاراشونو تو اين ماه به احترام پسر اميرالمومنين(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) كنار ميذارن، درسته كه تو اين ماه شور حسيني سراسر شهر رو فرامي‌گيره اما اصل بر اينه كه اين شور حسيني زمينه ساز كسب شعور حسيني بشه، چرا كه شور مثل كف روي آب ميمونه و گذراست و اين شعوره كه پايدار و ماندگار خواهد بود.
از همه شما دوستان تقاضا دارم كه تو اين ماه شريف تو هر مجلسي شركت كرديد براي تعجيل در ظهور آقا امام زمان(جانم بفدايش باد) و براي ثبوت همه جوونا تو راه حسين بن علي(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) دعا كنيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/19ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بنام آفريدگار يكتا


سلام عليكم
عيد بزرگ مسلمين ، عيد امامت و ولايت ، عيد اكمال دين ، عيد سعيد غدير خم بر شما دوست عزيز مبارك باد.
اين عبارات زيبا و روشن را ببينيد:
« دخترم! آيا نمي‌داني از جمله كرامتهاي خداوند بر تو آن است كه تو را به ازدواج بهترين امتم و بهترين اهل بيتم در آورده است! او كه در قبول اسلام از همه پيشتر ، در حلم و بردباري از همه بالاتر ، در علم از همه بيشتر ، روحش از همه بزرگوارتر ، زبانش راستگوتر ، قلبش شجاعتر ، دستش بخشنده تر ، نسبت به دنيا از همه زاهدتر و در كوشش و جديت از همه شديدتر است»
آري! اينها جملاتي است كه پيامبر در آخرين لحظات عمرشان خطاب به دختر پاك و مطهره‌شان ، مادر همه مؤمنان ، حضرت فاطمه( درود و رحمت خدا بر ايشان باد) ميفرمودند و حضرت زهرا كه با ديدن ضعف پدر و حال ايشان بغض گلويشان را گرفته بود و گريه مي‌كردند را مسرور و خوشحال ساختند.
بعد از اين عبارات نبي مكرم اسلام به فضائل اختصاصي اميرالمؤمنين پرداختند و فرمودند:
« علي بن ابي‌طالب هشت دندان برنده و شكافنده( كنايه از فضائل) دارد و مناقبي دارد كه هيچيك از مردم ندارند:
ايمان او به خدا و رسولش قبل از هركس كه احدي از امتم در اين باره بر او سبقت نگرفته است، علم او به كتاب خدا و سنتم كه احدي از امت بجز همسرت (اميرالمومنين) همه‌ي علم مرا نمي‌داند، ديگر اينكه تو اي دخترم همسر او هستي و دو پسرش حسن و حسين نوه‌هاي من هستند و آنها دو سبط امتم هستند، امر بمعروف و نهي از منكر او، و اينكه خداوند به او حكمت و حل و فصل بين حق و باطل را آموخته است»
اين روز بزرگ سعادت و شرافت و بزرگي خود را از حادثه‌اي كسب كرده كه در حجة الوداع شاهد آن بوده، روزي كه به پيامبر بزرگوار اسلام بعد از بيست و سه سال رنج و محنت گفته شد اگر آنچه را كه گفته‌ايم اعلام نكني رسالت خود را ابلاغ نكرده‌اي. حادثه‌اي كه اگر اتفاق نيفتاده بود بيست و سال زحمت آخرين پيامبر الهي به هدر مي‌رفت، در اين روز و بعد از اين حادثه بود كه شياطين و مريدان رو به ابليس كردند و گفتند: « اين امت مورد رحمت قرار گرفته و حفظ شده‌اند و ديگر تو و ما را براينان راهي نيست چرا كه پناه و امام بعد از پيامبرشان به آنان شناسانده شد» و ابليس غمگين و محزون از بين آنان رفت، و آن حادثه چيزي نيست جز معرفي علي بعنوان جانشيني و خلافت بعد از پيامبر و امامت بر امت مسلمان، معرفي فردي كه حضرت رسول او را اينچنين معرفي فرموده بودند كه در بالا خوانديد.
در اين روز بود كه پيامبر پرسيدند: « اي مردم! آيا مي‌دانيد كه خداوند عزوجل صاحب اختيار من است و من صاحب اختيار مؤمنين هستم و من از خود آنان به ايشان صاحب اختيار ترم؟» و همه گفتند: بلي يا رسول الله. بعد پيامبر فرمودند « برخيز اي علي» و علي برخاست و حضرت فرمودند: « هر كس من صاحب اختيار او هستم اين علي صاحب اختيار اوست. پروردگارا ، هر كس او را دوست مي‌دارد دوست بدار و هر كس او را دشمن مي‌دارد دشمن بدار» سپس سلمان برخاست و عرض كرد: يا رسول الله! ولايت و صاحب اختياري او چگونه است؟ و پيامبر فرمودند: « ولايت و صاحب اختياري او همچون ولايت من است. هر كس من نسبت به خودش صاحب اختيار ترم علي هم نسبت به او از خودش صاحب اختيارتر است»
بايد قدر خودمون رو بدونيم و در سالروز غم و ناراحتي ابليس با تقويت ايمان و اراده و با عهد صادق با صاحب اختيارمون اميرالمومنين و فرزندانش دوباره شيطان را محزون و مأيوس كنيم
التماس دعا


پی نوشت: این متن قرار بود شب عید غدیر آنلاین بشه اما سایت بلاگفا اذیتم کرد و تا الان به روز نمیکرد. قسمتم این بوده

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/10ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بنام پروردگار بزرگ بي‌نياز

سلام عليكم
فرا رسيدن هفته ولايت رو خدمتتون تبريك عرض مي‌كنم. اين هفته هفته بزرگي است و تا مي‌تونيم بايد جشنهاي باشكوهي برگزار كنيم چون كه هفته اكمال دينه. بله روز غدير خم روزي بود كه دين حضرت رسول(صلوات خدا بر ايشان باد) كامل شد و آيه 3 از سوره مائده در غدير خم نازل شد، البته بعضي از دشمنان متعصب ارتباط اين آيه با اين واقعه را منكر ميشن ولي در روايات بسياري از اهل تسنن و تشيع اين واقعه بيان شده كه بعد از اعلام ولايت اميرالمؤمنين(درود خدا بر ايشان باد) علي توسط نبي مكرم اسلام (صلوات خدا بر ايشان باد) قسمت دوم اين آيه نازل شده بعنوان مثال قسمت پايين رو كه از كتاب تفسير نمونه نوشتم بخونيد:
«حافظ ابونعيم اصفهاني» در كتاب «ما نزل من القرآن في علي(ع)» از «ابو سعيد خدري»(صحابي معروف) نقل كرده كه پيامبر(جانم به فدايش) در غدير خم علي(درود خدا بر ايشان باد) را به عنوان ولايت به مردم معرفي كرد و مردم متفرق نشده بودند تا اينكه آيه «اليوم أكملتُ لكم دينَكم و أتممتُ عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا» نازل شد، در اين موقع پيامبر(صلوات خدا بر ايشان باد) فرمود:
الله اكبرُ علي إكمالِ الدّينِ و إتمامِ النّعمةِ و رِضَي الرّبِ بِرِسالَتي و بِالوِلايةِ لعليٍّ مِن بعدي، ثمّ قال: مَن كُنتُ مولاه فَعَليٌّ مولاه اللهم والِ مَن والاهُ و عادِ مَن عاداهُ وَانصُر مَن نَصَرَهُ وَاخذُل مَن خَذَلَه
« الله اكبر بر تكميل دين و اتمام نعمت پروردگار و خشنودي خداوند از رسالت من و ولايت علي(درود خدا بر ايشان باد) بعد از من، سپس فرمود: هركس من مولاي اويم علي مولاي اوست، خداوندا! آن كس كه او را دوست دارد دوست بدار و آن كس كه او را دشمن بدارد دشمن بدار، هر كس او را ياري كند ياري كن و هر كس دست از ياريش بردارد دست از او بردار»
البته مانند اين روايات رو مرحوم علامه اميني(رضوان خدا بر ايشان باد) در كتاب شريف الغدير آورده‌اند كه وبلاگ جاي بيان تمام اونها نيست و دوستانيكه در مورد مسئله ولايت شكي، شبهه‌اي يا سئوالي دارن بايد يك دوره اين كتاب رو مطالعه كنن، فقط متعصبان و منافقان و كافران مسلمان نما هستند كه منكر اين واقعه ميشن وگرنه در دوران معاصر و دورانهاي ماقبل خيلي از علماي اهل تسنن رو داشتيم كه به مقام عظماي اميرالمومنين(درود خدا بر ايشان باد) اعتراف كرده اند.
ياد فرمايش آيت الله خزعلي در نشست غدير و ولايت افتادم كه فرمودن:
ما به اهل تسنن احترام مي‌گذاريم، ولي اعتقاد داريم وهابياني كه مي‌گويند عيد غدير، بدعت است، بنده دلار نفت‌اند و اگر دلار نفت آن‌ها قطع شود، ديگر مخالفي در اين زمينه نخواهيم داشت.

انشالله توفيق داشته باشيم و بيشتر با اهلبيت آشنا بشيم تا بتونيم حقشون رو ادا كنيم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/02ساعت   توسط محمد صدارت  | 

به نام آفریدگار نیکیها

سلام عليكم

فرا رسيدن عيد سعيد قربان، عيد آزمودن اخلاص و بندگي، و عيد پرتاب سنگ به سوي شيطان رو به شما دوستان و بزرگواران تبريك عرض مي‌كنم. اميدوارم نسبت به عهد و پيماني كه روز عرفه با خدا بستيم پايبند بمونيم و و از روز عيد قربان زندگي رو شروع كنيم كه هر روزش عيد باشه چرا كه اهلبيت مي‌فرمايند هر روزي كه گناه نكنيم عيد حساب ميشه

 

اعمال شب و روز عيد قربان
شب دهم ماه ذي‌الحجه از ليالي متبرکه و از آن چهار شبي است که احياء آنها مَندُوب است و درهاي آسمان در اين شب بازه و سنّت در آن زيارت امام حسين (درود و رحمت خدا بر ايشان) و دعاء يا دائِمَ الْفَضْلِ عَليَ الْبَرِيَّةِ که در اعمال شب جمعه مفاتيح اومده
روز دهم ماه ذي‌الحجه روز عيد قربانه و بسيار روز شريفي است و اعمال آن چند چيزه:

 اوّل غسل که در اين روز سنّت مؤ کد است و بعضي از علماء واجب دانسته اند

 دوّم نماز عيده كه مثل نمازعيد فطره،  لکن در اين روز مستحبه که افطار بعد از نماز از گوشت قرباني باشه

سوّم خواندن دعاهائي که وارد شده پيش از نماز عيد و بعد از آن و شايد بهترين دعاهاي اين روز دعاي چهل و هشتم صحيفه کامله باشه که اوّل آن «اَللّهُمَّ هذا يَوْمٌ مُبارَکٌ» است و دعاي چهل و ششم که اوّل آن «يا مَنْ يَرْحَمُ مَنْ لا يَرْحَمُهُ الْعِبادُ» است

چهارم خواندن دعاي ندبه

پنجم قرباني كه سنّت مؤ کّد است

ششم خواندن تکبيرات (براي کسي که در مني است بعد از پانزده نماز که اوّلش نماز ظهر روز عيده و آخرش نماز صبح روز سيزدهم و کساني که در ساير شهرها هستند بخونن بعد ازده نماز از ظهر روز عيد تا صبح دوازدهم و تکبيرات موافق روايت صحيح در کافي اين است :

 

اللّهُ اَکْبَرُ اللّهُ اَکْبَرُ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَکْبَرُاللّهُ اَکْبَرُاللّهُ اَکْبَرُ ولِلّهِ الْحَمْدُ اللّهُ

 

خدا بزرگتر از توصيف است .... معبودي جز خدا نيست و خدا بزرگتر است ... و ستايش خاص خدا است

 

اَکْبَرُ عَلي ما هَدانا اَللّهُ اَکْبَرُ عَلي ما رَزَقَنا مِنْ بَهيمَةِ الاْنْعامِ

 

خدا بزرگتر است بر آنچه ما را راهنمائي کرد خدا بزرگتر است بر آنچه روزي ما کرد از چهارپايان انعام (شتر و گاو و گوسفند)

 

وَالْحَمْدُلِلّهِ عَلي ما اَبْلانا

 

و ستايش خاص خدا است براي آنکه آزمود ما را

و مستحب است تکرار اين تکبيرات بعد از نمازها

بيايد در اين روز به هم عيدي بديم و عيديمون هم دعا براي تعجيل امام زمان (عج) و دعا براي سلامتي و موفقيت همديگه باشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/29ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عليكم
حرف براي زدن بسيار است اما متاسفانه وقت براي نشستن پشت سيستم پيدا نمي‌كنم، تو اين حال و هوا واجب دونستم كه براي عرض تسليت حتما به روز كنم و از همين جا فرا رسيدن سالروز شهادت نهمين امام شيعيان حضرت جواد(درود و رحمت خدا بر ايشان باد) رو به محضر اربابم ، قطب عالم امكان حضرت بقية الله الاعظم و مراجع عظام تقليد و شما دوستان و بزرگواران تسليت و تعزيت عرض مي‌كنم.
از همه شما دوستان هم خواهش دارم تو امشب و فردا هر وقت و به هر شكل براي اين امام همام عزاداري كرديد و يا در مجلسي شركت كرديد ما رو هم از دعاي خير خودتون فراموش نكنيد.

اگر مطلبي در رابطه با امام جواد(درود و رحمت خدا بر ايشان باد ) هم نوشتيد بگيد لينكشو اينجا بذاريم براي استفاده ساير دوستان مثل:
بخشنده تر از آفتاب

زندگي نامه امام جواد(ع)

برگزاري مراسم شهادت امام جواد(ع) در مسجد امام جواد(ع) زاهدان

برگزاري مراسم عزاداري شهادت امام محمد تقي(ع) در مدرسه علميه امام محمد تقي(ع) تهران

عرض تسليت...

كلام ابن الرضا(ع)

انما الاعمال بالنيات


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/19ساعت   توسط محمد صدارت  | 

اللهم داحِيَ الكعبة أسئَلُكَ في هذا اليوم أن تصلّي علي محمدٍ و أهلِ بيتِه و أسعِدني بِعَفوِكَ و أيِّدني بِنَصرِك

سلام عليكم
فرارسيدن روز بيست و پنجم  ذي‌القعده، روز تولد حضرت ابراهيم خليل(درود خدا بر ايشان باد) و ميلاد حضرت عيسي بن مريم(درود خدا بر ايشان باد) و روز پهن شدن زمين از زير خانه كعبه بر روي آب رو تبريك ميگم.
ان شاءالله كه روز خوبي باشه براتون و توفيق انجام اعمال رو خدا بهمون عنايت كنه.
ضمنا نكته جالبي كه وجود داره اينه كه يكي از اعمال اين روز هم زيارت امام رضا((درود خدا بر ايشان باد) است و خوشا بحال اونايي كه قسمتشون شد و اين ايام رو مشهدالرضا بودن.
از همه دوستان التماس دعا دارم  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بسم الله الرئوف

سلام عليكم
ميدونيد امشب چه شبي است؟
امشب يعني يكشنبه شب شب پانزدهم ذي القعده است ، شبي كه پيامبر بزرگوار اسلام ( صد درود و صلوات بر ايشان) سفارش كرده در آن به طاعت و عبادت و راز و نياز و مناجات مشغول بشيم. شبي كه فرموده‌اند شب حاجت گرفتن و دعا كردنه كه در اين شب خداي عزيز خيلي از دعاها رو مستجاب ميكنه
پس يادمون نره امشب شب دعاست
شب حاجت گرفتنه
برای من حقیر هم دعا کنید

خدايا كلي از اين شبها اومد و رفت و ظهور اربابم رو نديدم ، من كه لياقت و ارزشي ندارم پس به حق اين شب عزيز در ظهور مولاي ما تعجيل بفرما
خدايا! بعضي از جووناي اطرافم رو ميبينم كه براي ازدواج و شغل دچار مشكل شدن ، به حق پيامبر شريفت  مشكلات رو از سر راهشون بردار
بارالها! دشمناي تو در سراسر عالم نسبت به مسلمونا راه ظلم و جور و توهين و تحقير رو در پيش گرفته‌اند، بحق اميرالمومنين همه شان را خوار و ذليل بفرما
يا خدا! حاجيهاي امسال هم حركت كردن و معلوم شد من عرفه عرفات نيستم، پس چجوري عقب افتادگي و كم كاري شب قدرم رو جبران كنم؟ به حق امشب توفيق رو نصيبم كن عرفه كربلا باشم
خداجون! كمكم كن آدم بشم
رب دلرباي من! به من عقل بده تا فقط مال خودت بشم
خدايا ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/04ساعت   توسط محمد صدارت  | 

بسم رب الشهداء و الصديقين

سلام عليكم
ضمن گراميداشت ياد و خاطره شهداي بسيجي فرا رسيدن هفته بسيج رو به ملت غيور و بسيجي ايران تبريك عرض ميكنم و از خداي متعال خواستارم تا به ما كمك كرده و اين توفيق رو بده كه روز به روز به معناي واقعي بسيج نزديكتر شده و يك بسيجي واقعي بشيم.
تو ذهن خيليها ممكنه اين سئوال مطرح بشه كه بسيج يعني چي؟ چرا كه انسان از مقام معظم رهبري و بزرگان تعريف و تحسين و تمجيد بسيج و بسيجي رو مي بينه اما ممكنه در رفتار كسيكه خودش رو بسيجي معرفي ميكنه چيزي كه قابليت اين تحسين و تمجيد رو داشته باشه نبينه كه اين هم دلايل مختلفي ممكنه داشته باشه مثلا اينكه اون شخص بسيجي نيست و بعبارتي جزو بسيجي نماها حساب ميشه يا اينكه اون شخص بسيجي هست اما هنوز نتونسته از بسيج شناخت كاملي پيدا كنه و يا اينكه اون شخص بسيجي است ولي هنوز اول راهه و در تلاشه كه به يه بسيجي واقعي تبديل بشه.
براي روشن شدن مفهوم بسيج و بسيجي بهتره از خود اين بزرگاني كه بسيج رو مقدس ميشمرن بخواهيم تعريفش كنن اون وقته كه ميبينيم بسيج يك سازمان يا نهاد نيست (البته افتخاري است كه بسيج در نهاد ارزشمندي مثل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي سازماندهي شده اما بسيجي بودن صرف عضويت در اين سازمان نيست) بلکه اکثر ایرانیان بسیجی محسوب میشن.
خب زياد سرتونو درد نميارم و براي فهم معناي بسيج در اين پست به يكي از تعريفات مقام معظم رهبري براي بسيج اشاره ميكنم :


«بسيج يعنى به صحنه آمدن و به ميدان آمدن. چه ميدانى؟ ميدان چالش هاى حياتى و اساسى. ميدان ها و چالش هاى اساسى زندگى چيست؟ فقط آن وقتى است كه به كشورى حمله شود و مردم آن كشور به صحنه بيايند تا از مرزهاى خودشان دفاع كنند؟ البته كه نه؛ اين فقط يكى از موارد به ميدان آمدن است. آن وقتى هم كه هويت ملى و سياسى يك ملت مورد مناقشه قرار مى گيرد، جاى به ميدان آمدن است. آن وقتى هم كه به فرهنگ و اعتقادات و باورهاى ريشه دار يك ملت اهانت مى شود و آن را تحقير مى كنند، جاى به ميدان آمدن است. آن وقتى هم كه نسل برگزيده ى يك ملت احساس مى كنند از غافله ى دانش عقب مانده اند و بايد علاجى بكنند، جاى به ميدان آمدن است. آن وقتى هم كه احساس بشود پايه هاى يك زندگى مطلوب و عادلانه در كشور احتياج به تلاش دارد تا ترميم و يا استوار شود، جاى به ميدان آمدن است. آن وقتى هم كه جبهه هاى فكرى و فرهنگى دنيا براى تسخير ملتها با ابزارهاى فوق مدرن مى آيند تا ملتى را از سابقه و فرهنگ و ريشه ى خود جدا كنند و براحتى آن را زير دامن خودشان بگيرند، جاى به ميدان آمدن است. همه ى اينها انسانهايى را مى طلبد كه نياز را احساس كنند؛ آدمهاى گيج و غافل و سرگرم نيازهاى حقير اصلاً اين نيازها را احساس نمى كنند.»

گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری در بین دانشجویان بسیجی
همانطور که میبینبد فرهنگ بسیج می طلبه که بسیجی همواره بیدار و هشیار باشه و آمادگی حضور در میدان رو داشته باشه
پیشنهاد میکنم رو فرمایش رهبری فکر کنید و ان شالله در طول این هفته بیشتر راجع به بسیج خواهم گفت
التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/03ساعت   توسط محمد صدارت  |