تبليغاتX
وبلاگ شخصی محمد صدارت
وبلاگ شخصی محمد صدارت

جای خالی احکام دین در اخبار

بنام خداوند رحیم

با سلام و درود خدمت همه شما بزرگواران
نکته مهمی که امروز دهنم را مشغول کرده جای خالی احکام دین در مسائل مهم مخصوصا در رسانه هاست.
همانطور که مستحضرید عصر دیروز تهران مقدار کمی لرزید اما همچنان پس از گذشت 24 ساعت خبرش در رسانه ها گفته میشه و دوباره خبرنگاران و مسئولین یاد تذکر دادن و آموزش دادن مسائل ایمنی زلزله افتادند. چیز مهمی که ذهنم را مشغول کرده اینه که چرا زمانیکه به همراه داشتن بیسکوئیت و ظرف چهار لیتری آب در کنار وسائل ایمنی و امدادی مهمه و در اخبار گفته میشه (انهم بعد از رد شدن زلزله) هیچ اسمی از نماز آیات که از واجبات مسلمین هست آورده نمیشه.
نمازی که واجبه و باید فورا هم خونده بشه، نمازی که هنوز با گذشت 24 ساعت بعضیا نخوندن و یا حتی احکامش رو هم بلد نیستن. نمازی که وقتی به تاخیر افتاد در رابطه با نیت ادا یا قضا یا ما فی الذمه بودنش اختلاف فتوا وجود داره و مردم باید به رساله مراجعشون ارجاع داده بشن.
گویا تنها روزی که مسائل دینی جایگاه حضور در اخبار را پیدا میکنند تا به گوش مردم برسند یک روز مانده به شروع ماه رمضان و شوال است که مسائل مربوط به یوم الشک و زکات فطره برای مردم بازگو میشه
و این برای رسانه جامعه اسلامی نقطه ضعف تاسف آوری است

× نوشته شده توسط محمد صدارت | لینک ثابت |



درسی از امام صادق(ع)

بنام خداوند حکیم

با سلام و درود خدمت شما دوستان بزرگوار
فرارسیدن سالروز شهادت رئیس مذهب تشیع حضرت امام جعفر صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) را به محضر حضرت صاحب الامر(جانم به فدایش باد) و شما دوستان عزیز تسلیت عرض میکنم.
دوران حضرت امام صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) از جهاتی شبیه به زمان حاضره و میتونه درس بزرگی برای ما داشته باشه.حضرت امام صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) در دورانی بودند که دیگر مانند زمان امام حسین (درود و رحمت خدا بر ایشان باد) جنگ نظامی تنها حربه دشمن نبود بلکه اختلافات اعتقادی و تشکیل فرقه های مذهبی از وسایل سلطه دشمنان بر مسلمین شده بود.
امام جعفر صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) در این دوران با فرماندهی جبهه علم و دانش به مقابله با روشهای جنگی جدید دشمن رفتند و با تربیت شاگردان بسیار به مبارزه با خرافات و اعتقادات ضاله پرداختند.
زمان حاضر نیز شرایطی مشابه دارد، در دوران دفاع مقدس ما با حمله های نظامی دشمنان مواجه بودیم و وظیفه همگان یادگیری رزم و حضور در جبهه های نبرد نظامی حق علیه باطل بود، الان هم دشمن راهکارهای خود را تغییر داده با ایجاد اختلاف و رواج مسائل غیراخلاقی و ضد اعتقادی به مبارزه با جامعه اسلامی اومده ، اینجا وظیفه دلسوزان انقلاب و نظام و شیعیان واقعی و پیروان واقعی امام جعفر صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) اینه که با تقویت بنیه علمی خودشون در برابر انحرافات اخلاقی و اعتقادی بایستند و تهاجمات دشمن را خنثی کنند، اما متاسفانه گاهی اوقات شاهدیم که برخی دوستان نسبت به تقویت بنیه علمی مخصوصا در مسائل اعتقادی بی توجهند و رفتارشان با کلامشان که مدعی پیروی از اهل بیت(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) و خط امام و شهدا هستند سازگاری ندارد.
ان شالله این ایام با تاسی به امام جعفر صادق(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) و با گرفتن مدد از اون حضرت در صدد جبران کوتاهیهای گذشته مون بر بیایم و پایه های اعتقادی و دینی خودمونو قوی کنیم تا بهتر و محکمتر در برابر دشمن بایستیم.

× نوشته شده توسط محمد صدارت | لینک ثابت |



من و بازمانده هویزه

بنام خداوند شهدا

با سلام و درود
دیشب بطور اتفاقی پام به خونه یه شهید باز شد، تا حالا هر موقع خونه شهدا رفته بودم رسمی بوده، یا برای شرکت در مراسمی بوده یا سخنرانی داشتم یا برای دیدار و مصاحبه با خانواده شهدا بوده اما این دفعه خیلی فرق داشت، این دفعه بصورت غیر رسمی و بعنوان مهمون پام به خونه یه شهید باز شده بود.
چیزی که برام عجیبه اینه که خیلی احساس راحتی و انس با این خانواده داشتم(البته شاید برای چون منی که پررو تشریف دارم و زود خودمونی میشم طبیعی به نظر بیاد) اما احساسات درونیم نسبت به این خانواده برای خودم خیلی غیر طبیعی میزد.
یکی از اتفاقات جالبی که برام افتاد این بود که وسط مهمونی ازم دعوت شد نگاهی به کتابخانه شهید بندازم، از دیدن و خوندن کتاب انرژی میگیرم اما این دعوت برام عجیب بود، آخه وسط مهمونی که وقت کتاب خوندن نیست، ولی خب این دعوت بی دلیل نبود حکمتی داشت.
هنگام حرکت به سمت کتابخانه به خودم گفتم با کتابخانه ای روبرو میشم که پر از کتابهایی است که اول انقلاب مد بود و شنیدم که جوانان انقلابی میخوندن، کتابهای اعتقادی و اخلاقی و کتابهایی مثل گناهان کبیره
اما کتابخانه ای دیدم پر از کتابهای متنوع، از رمان های ویکتور هوگو و لئو تولستوی گرفته تا کتابهای علمی و دانشگاهی و یا کتابهای دکتر شریعتی و امثاله تا کتابهایی که تو ذهن من بود.
نکته اش این بود که این جانباز شهید حدود 13 سال بعد از جنگ تحمیلی به شهادت رسیده و در این دوران در دانشگاه هم تحصیل میکرده.
یه اتفاق خیلی خوبی که افتاد این بود که خانواده شهید کتابی را که در مورد شهید نوشته شده به من دادن تا بخونم و با صاحبخونه بیشتر آشنا بشم (کاش بنیاد شهید برای همه شهدا آثاری را به چاپ برسونه و در اختیار خانواده هاشون قرار بده تا برای گسترش فرهنگ دفاع مقدس زمینه سازی کرده باشه.)
چندبار بهم گفته شد باید این کتاب را بخونی تا بفهمی خونه کی اومدی و منم در جواب با لحنی شوخ می گفتم اگر میفهمیدیم که الان اینجا نبودیم، بعد از گفتن این جمله از خودم میپرسیدم این جمله را کی تو دهن من گذاشت؟!!! حرف خیلی گنده ای بود نسبت به دهن من.
شب که برگشتیم خونه این کتاب 80 صفحه ای را خوندم و تموم کردم، کتابی که این شهید را به روایت همسرش معرفی کرده، شهیدی که خودش را به همسرش بازمانده هویزه معرفی کرده.
وجه مشترک زیادی بین خودم و شهید پیدا می کردم و باهاش احساس انس و آشنایی داشتم (شاید بخاطر همشهری بودنش با پدرم بود که هیچ ربطی نداره)ولی یکی دو نکته هم از محاسنش بود که من ندارم
اوایل کتاب برام خیلی جالب بود اما 15 صفحه آخرش را اشکهام نمیذاشت درست بخونم.
بخاطر این که از نوجوانی همراه پدر و مادرم زیاد به بیمارستان رفتم اوایل فکر میکردم خاطرات این همسر شهید از بیمارستان رفتنهایشان برایم عادی و قابل تصور است اما به جایی رسیدم که به معنای واقع کم آوردم.
وقتی کتاب تموم شد فهمیدم که هیچی از شهدا نمیفهمم و اون جمله که در منزل شهید از زبانم جاری میشده بی دلیل نبوده (شاید خود شهید به زبونم جاری میکرده که بهم بفهمونه که هیچی نمیفهمم.)
حالا جای سختش اینه که همسر شهید ماموریتی بهم سپرد و منم از پررویی قبول کردم و بعد از خوندن کتاب فهمیدم این دیگه خیلی گنده تر از قد و قواره منه، امیدوارم خود شهید کمکم کنه، به سرم زده برم سر مزارش و ازش بخوام یا منو معاف کنه یا خودش کمک کنه، اما بخاطر فاصله 12 ساعتیمون بعیده بتونم برم، این شهیدی که من شناختم اگه لایقم بدونه خودش میاد اینجا کمکم میکنه اما نمیدونم لیاقت این ماموریت را دارم یا نه!
برام دعا کنید، دارم به چه کنم چه کنم می افتم
من که میدونم آدم نیستم ولی امیدوارم این شهید ضایعم نکنه

× نوشته شده توسط محمد صدارت | لینک ثابت |



مسجد ضرار خانگی

بنام خداوند قابل ستایش

سلام و درود بر شما دوستان عزیز

یکی از سنتهای خوب که در رابطه با مجالس اهل بیت(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) سالیان سال است به اجرا در می آید برپایی مجالس روضه و مولودی و عزاداری در منازل جهت تبرک و نورانیت منازل است.
به خصوص اینکه پس از انقلاب و جنگ تحمیلی این مجالس در منازل شهدا برگزار می شود و آثار بسیاری در روحیات نوجوانان و جوانان دارد.
نکته مهمی که در رابطه با این مجالس وجود دارد این است که در حالت سنتی مجالس خانگی با حضور امام جماعت محل و با محوریت مسجد و پایگاه بسیج برگزار می شد و بدلیل آگاهی امام جماعت و مسئولین پایگاه مقاومت از مسائل روز جامعه و محله و روشنگری آنها، مسجدیها و هیئتیها از گزند منافقین و دشمنان امنیت بیشتری داشتند.
آفتی که بر سر راه این مجالس قرار گرفت خارج شدن مسجد و روحانیت از محوریت تعداد کمی از مجالس بود که ریشه آن نیز ریاست طلبی و مشکلات نفسانی برخی گردانندگان مجالس بود، و بنده همواره در رابطه با این موضوع به اطرافیان و هیئاتی که با آنها مرتبط بودم هشدار می دادم که مبادا این حرکت موجب جدایی از مسجد و سوء استفاده دشمنان شود چرا که بنیانگذار انقلاب اسلامی فرمودند« مساجد سنگر است و نباید این سنگرها را خالی کرد»
از طرفی شاهد بودم علما و اساتید اخلاق نظیر آیت الله مجتهدی تهرانی( مقامش متعالی باد) همواره مردم را توصیه می کردند تا احادیث اهل بیت عصمت و طهارت(درود و رحمت خدا بر ایشان باد) را که در هیئات و مجالس می شنوند در منزل و در جمع خانواده مطرح کنند و نمونه کوچکی از هیئت را در خانه ایجاد می کنند.
با رعایت این شرایط مجالس خانگی افراد را از آفات حفظ می کند و در راه ارزشهای دین و انقلاب اسلامی ثابت قدم می گرداند،  اما در راستای مقابله با این حرکات شنیدیم که جدیدا برخی فریب کاران و نوکران دشمن به منظور دوری مردم از مسجد و روحانیت و دور کردن آنان از محل ولادت و پیدایش انقلاب اسلامی طرح مساجد ضرار خانگی را مطرح می کنند.
بدیهی است افراد مومن و متدین باید فرق این مجالس با مجالسی که در بالا سخن از آنها به میان آمد را با توجه به اهداف و روش کار آنها بدانند و ضمن اطلاع رسانی و روشنگری نسبت به مساجد ضرار خانگی از حضور در مجالس خانگی ای که برای مقابله با انقلاب اسلامی و بدون حضور عناصر انقلابی و معتمد برگزار می شود پرهیز کنند.
از بقیه دوستان وبلاگ نویس هم خواهشمندم بنا بر وظیفه رسانه ای که بر عهده داریم در هشدار نسبت به این نیرنگ دشمنان وبلاگ خود را به روز کنند و در این حرکت سهیم باشند

× نوشته شده توسط محمد صدارت | لینک ثابت |



مجموعه ای برای تفریح یا ...

بنام خداوند حکیم


سلام و درود بر شما دوستان عزیز
در یکی از مجموعه های تفریحی تهران سالنی وجود داره که بظاهر مخصوص تفریح و سرگرمی خانواده ها درست شده تا به گفته متصدیان اجراییش اعضای خانواده در کنار یکدیگر به بازی و تفریح و تخلیه انرژی بپردازن و از مزاحمت اراذل دور باشن.
این خیلی خوبه که فضایی مخصوص خانواده ها باشه تا پدرومادرها فرزندانشون رو راحت به تفریح ببرن و از آفت دیدن صحنه های نامناسبی که گاهی در پارکها اتفاق میفته در امان باشن اما نکاتی هم در فعالیت این مجموعه هست که میشه از نقاط ضعفش برشمرد.
مثلا اینکه تنوع و کثرت وسایل بازی و تفریح در این سالن برای کودکان و نوجوانان زیاده اما برای بزرگسالان منحصر به تعداد انگشت شماری میشه.
یا اینکه در این سالن بزرگ بطور دائم موسیقی هایی که دارای کوبش بسیار هستن و یا حتی موسیقی هایی که رقص آور هم هستن( که البته از زمان دولت اصلاحات براشون مجوز صادر میشه و بصورت مجاز فروخته میشن) پخش میشن و گوش کودکان و نوجوانان به شنیدن این موسیقیها عادت میکنه در حالیکه با وجود حکومت جمهوری اسلامی هیچ عالم و دانشمندی مفید بودن یا شرعی بودن این آهنگها رو تایید نکرده.
و مهم اینکه از ساعت 23 به بعد بارها اعلام میشه که راس ساعت 24 نمایش لیزر شو برگزار خواهد شد و کارمندان، شرکت کننده ها را تشویق به ماندن در سالن میکنن تا این نمایش به قول خودشون مهیج و زیبا را ببینن و راس ساعت 24 با خاموش شدن چراغها و پخش دود و بخار در سالن و جمع کردن شرکت کننده ها در مرکز سالن از یک گوشه ی سقف، لیزرهایی با تنوع رنگی و همراه با آهنگ بصورت رقص نور پخش میشه و بالتبع جوونایی هستن که جیغ خواهند زد و دستاشون رو بالا خواهند برد و ...
دوستی می گفت این برای اینه که پارتی نرفته ها یکبار هم که شده تجربه چنین جمعی رو داشته باشن ولی من میگم این کار موجب از بین رفتن قبح چنین حرکتهایی میشه تا اگر افراد در عروسیها و یا مهمانیهای خانوادگی چنین حرکتی را دیدن براشون قبح نداشته باشه و به اختلاط جوونا و ... اعتراض نکنن
البته جالب اینجاست که در این مجموعه ظاهرا اراذل فقط به پسرانی گفته میشه که مجردی حضور پیدا کردن و کمی بیشتر از دیگران دارای انرژی و جنب و جوش هستن و هر دختر و پسری در کنار یکدیگر خانواده حساب میشن و اجازه ورود دارن حتی اگر یه دختر با چند پسر و یا یه پسر با چند دختر باشن، و یا حتی اگر خانمی را موقع ورود با یک آقایی ببینیدش و در کافی شاپ با یک آقای دیگه و در کنار بازیها با یکی دیگه.
این قسمتش منو یاد دمشق میندازه، دو سه تا خیابون بالاتر از پل ویکتوریا در حال قدم زدن و پیاده روی بودم در حالیکه هنوز اذان نماز شب پخش نشده بود، خیابون خلوت و ساکت بود و دیدم بین این ساختمانهای بسته و تعطیل ساختمان سیاه رنگی هست که مقابل دربش نورافشانی شده، هنوز چند تا ساختمان با اونجا فاصله داشتم که دیدم ماشینی با پلاک سعودی مقابل اونجا ایستاد و چند پسر جوون و پرشور پیاده شدن که برن داخل اما راهشون ندادن، بعد فهمیدم اون ساختمان محلی است برای رقص و تخلیه انواع انرژیها که کسی را مجردی راه نمیدن و باید یه جنس مخالف همراهش باشه، اون روز خیلی تاسف خوردم که در یک کشور اسلامی و در شهری پر از مسجد و زیارتگاه  باید شاهد همچین مجموعه هایی باشیم، اما الان با دیدن این مجموعه در تهران خییییییییییییلللللییییییییی بیشتر تاسف خوردم و سئوالات زیادی برام پیش اومد

آیا مردم ایران طی یک نهضت چند دهه ای، انقلاب اسلامی را رقم زدن تا نتیجه ای شبیه فعالیتهای حزب بعث سوریه داشته باشه؟ که اگر اینچنین بود دیگه چه نیازی به انقلاب و ریخته شدن خون هزاران شهید بود؟
آیا متصدیان آموزشی کشور برای مدیران اجرایی و مدیران میانی حکومت اسلامی دوره های آشنایی با مبانی  انقلاب اسلامی را برگزار کردن تا مدیران بدونن به چه چیزی باید مجوز داد و به چه چیزی نباید مجوز داد؟
آیا دستگاههای  آموزشی  جوانان را با مبانی فکری و عملی انقلاب اسلامی آشنا کرده اند تا وقتی چندتا جوون به دنبال شغل و منبع درآمد میگردن از هر راهی به دنبال کسب روزی نباشن؟
و غم انگیز تر از همه اینکه چندسالی است بلیط این مجموعه را در نهادهای مذهبی میبینم که برای پرکردن اوقات فراغت بین دانش آموزان مومن پخش میشه تا اونها هم برن با این مجموعه آشنا بشن

× نوشته شده توسط محمد صدارت | لینک ثابت |




آخرین مطالب وبلاگ



Copyright 2010 Designer Mohammad Rfiei & sedarat.blogfa.com