به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام علیکم
فرقه ضاله وهابیت فرقه ای است که نزدیک به 315 سال پیش به دست انگلیسیها و با همکاری تعدادی از افراد ساده لوح و طماع و دنیادوست تشکیل شد و از بدو تشکیل به دروغ خود را به عنوان فرقه ای از مسلمانان معرفی کردند که هنوز عده ای از مسلمین به علت آگاهی کم آنها را شاخه ای از مسلمانان می دانند. در طول تاریخ بارها و بارها شاهد بودیم که این افراد به دلیل اینکه نمی توانستند با منطق و استدلال شیعه مقابله کنند متوسل به زور شده و حرکات ناشایست و غیر اخلاقی و حتی غیر عقلانی در برابر شیعیان از خود نشان داده اند که عمده آن را در عربستان سعودی و در برابر حجاج بیت الله الحرام شاهد بوده و هستیم.
اکنون که با حضور طلاب و روحانیون بالاخص مراجع عظام تقلید در دنیای مجازی شاهد گسترش روز افزون فرهنگ شیعه در جهان هستیم و بسیاری از مردم دنیا با مراجعه به سامانه های الکترونیکی مراجع تقلید و علما که عمدتا به چند زبان می باشند بیشتر از پیش با فرهنگ و اعتقادات شیعه آشنا می شوند شاهد یک حرکت غیر اخلاقی دیگر از وهابی ها بودیم که این بار این حرکت غیراخلاقی در دنیای مجازی و با هک سایتهای شیعه به خصوص سایت تعدادی از مراجع تقلید انجام شد.
نکته مهم این است که با این حرکت غیراخلاقی که نشأت گرفته از عجز و ناتوانی وهابی ها در برابر منطق شیعه است نه تنها وهابی ها به امتیازی نرسیدند بلکه چهره واقعی آنها بیش از پیش برای جهانیان شناخته شد و آزادگان و جوانمردان دنیا بیشتر از گذشته به حقانیت اعتقادات شیعیان پی بردند.
همچنین بر طلاب و روحانیونی که در دنیای مجازی فعالیت دارند و با مدیریت سامانه های الکترونیکی و وبلاگها به گسترش فرهنگ تشیع می پردازند لازم است تا فعالیتهای خود را بیشتر کرده و این انسانهای بی منطق را با مطالب علمی و مستدل خود به تکه ها ی فراموش شده تاریخ تبدیل کنند. حتی در این راه لازم است همانطور که در دوران دفاع مقدس روحانیون حاضر در جنگ از جهادگران جبهه های حق علیه باطل مسائل نظامی و مربوط به سلاح را می آموختند اکنون نیز روحانیون فعال در جبهه های مجازی علوم مربوط به مسائل تخصصی رایانه ای را از جهادگران مجازی بیاموزند و در حفظ و صیانت نوشته ها و محصولات فرهنگی اعتقادی خود آنها را بکار بندند.
ولادت با سعادت امام حسن مجتبی (ع) مبارکباد
امام حسن مجتبی علیه السلام پیشوای دوم جهان تشیع که نخستین میوه پیوند فرخنده علی علیه السلام با دختر گرامی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بود، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود.
حسن بن علی علیه السلام بیش از چند سال از دوران جد بزرگوارش را درک نکرد زیرا او تقریبا هفت سال بیش نداشت که پیامبر اسلام بدرود زندگی گفت.پس از درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تقریبا سی سال در کنار پدرش امیر مؤمنان علیه السلام قرار داشت و پس از شهادت علی علیه السلام (در سال 40 هجری) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده گرفت و در سال 50 هجری با توطئه معاویه بر اثر مسمومیت در سن 48 سالگی به درجه شهادت رسید و در قبرستان «بقیع» در مدینه به خاک سپرده شد.

انسان موجودی متعالی و دارای استعداد رسیدن به کمال است و برای سیر تکاملی خویش نیازمند پیروی از یک روش تربیتی قوی و کامل میباشد. انسان فاقد تربیت، فاقد همه چیز است، پس باید به دنبال تربیت روح و روان خویش باشد.
امام مجتبی علیه السلام در زمینه ضرورت تربیت روحی و معنوی انسان و تغذیه روان او میفرماید: «عجبت لمن یتفکر فی ماکوله کیف لا یتفکر فی معقوله، فیجنب بطنه ما یؤذیه و یودع صدره ما یردیه» (1) تعجب میکنم از فردی که در غذای جسمانی خود فکر میکند (که سالم و بهداشتی باشد) اما در غذای روح و جان خویش نمیاندیشد، در نتیجه شکم خود را از غذاهای زیانبخش حفظ میکند ولی سینهاش را در مقابل آن چه آن را پست میگرداند رها میکند.»
از طرفی پیامبر بزرگوار اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بهترین الگوها برای تربیت و تکامل هستند لذا در ادامه ۱۰مورد از ویژگیهای امام حسن مجتبی علیه السلام را شمارش می کنیم تا جرقه ای باشد برای یافتن مسیر و حرکت بسوی تکامل:
شيخ صدوق در كتاب شريف «امالى» از امام جعفر صادق عليهالسلام نقل مىكند:حضرت مجتبى عليهالسلام عابدترين مردم روزگار خويش بود و زاهدترين و برترين. وقتى وضو مىگرفت، بند، بندش مىلرزيد و رنگ چهره آسمانيش به زردى مىگرائيد. وقتى از راز اين حالت مىپرسيدند، فرمود: كسى كه در برابر پروردگارعرش مىايستد، شايسته است كه از دلهره رنگش زرد شود و اندامش بلرزد.(۲)وقتى به آستان مسجد مىرسيد، سر را به سوى آسمان بلند مىكرد و چنين مىگفت:«الهى ضيفك ببابك، يا محسن قداتاك المسى، فتجاوز عن قبيح ما تعلم منّى بجميل ماعندك ياكريم »خدايا! مهمانت بردرخانه است، اى نيكوكار! بدرفتار، به سويت آمده است، اى خداى كريم به زيبايىهايى كه دارى از زشتيهاى كه از من مىدانى درگذر.(۳)
زندگى پيشوايان اهلبيت عليهمالسلام اسوه حيات طيّبه و برتر است و هركدام به تنهايى در اسوه بودن، كاملاند؛ گرچه آگاهى ما از اهداف و ابعاد وجودى و اقدامات آنان محدود و ناقص است و هركس به يك زاويه يا چند بعد، از سيماى آنان نظاره مىكند و بر اساس نيازهاى جامعه در هر عصر، يكى از ويژگىهاى آنان بيشتر مىدرخشد.اين فكر كه مجموعه معصومين عليهمالسلام مقتداى كامل بشريت هستند. ولى هر كدام فقط در ميدانى مشخص، اسوهاى شايسته و نيكويند؛ نه اسوهاى جامع و تمام عيار، انديشهاى ناتمام است. اين فرضيه مىگويد امام حسين عليهالسلام فقط اسوه جهاد و مبارزه است و امام مجتبى عليهالسلام اسوه حلم، نرمش و بردبارى. امام صادق عليهالسلام اسوه دانشورى و امام هشتم الگوى رضا به رضاى الهى و...
ما اين تحليل و تفكّر را نادرست مىدانيم همه ائمه در تمام ابعاد زندگى، برترين انسان روزگار خويش بودهاند، و نه تنها در يك بخش از باب نمونه تنها امام حسين عليهالسلام سمبل عزّتمندى و عزّتگرايى و عزّت گسترى نبوده و نيست. سبط اكبر پيامبر هم امام عزّت و سرافرازى براى همه عصرها و نسلهاست. او انگشترى عقيق سرخ داشت كه نقش نگين آن عبارت «العزّة للّه» بود.(۴) و امام باقر عليهالسلام نيز همين انگشترى را در دست مىكرد.(۵)
تنها سيدالشهداء پيشواى آزاده و آزادى خواه نيست، بلكه همان آزادگى و آزاديخواهى در روح بلند امام حسن مجتبى عليهالسلام هم موج مىزند. امامان معصوم عليهمالسلام ، رهبران منطقه و زمان خاص و داراى صلاحيتهاى محدود نيستند كه در يك يا چند جهت حجّت و مرجع امّت شناخته شوند. علم و عصمت آنان، ضامن نقش هدايتگرى در كل آفاق گيتى، در تمام اعصار و در جميع ابعاد زندگى است. اينكه برخى خيال مىكنند، پيشوايان بزرگ اسلام هر كدام در يك رشته تخصص داشته و همچون استادان مراكز علمى همان ماده آموزشى را به بشريت آموختهاند، دريافتى نادرست و ناقص است. دانش و عصمت آنان تمام نياز بشريت را در بر مىگيرد.
امام در تفكر شيعى، امام زمانِ خاص، مكان ويژه و موضوع خاص نيست. هركدام از چهارده معصوم عليهمالسلام پيشواى زمان خويش و مقتداى تمام اعصار؛ امام جنّ و انساند و گفتار و رفتار و انديشههاى آنان از خطا و لغزش مصون است.
او پاى پياده به سوى خانه خدا مىرفت و گاهى پاى برهنه، چون به ياد مرگ مىافتاد، مىگريست و چون قبر را ياد مىكرد، مىاشكهايش جارى مىشد؛ وقتى روز قيامت و محشر را به ياد مىآورد، گريه مىكرد. وقتى عبور از صراط را به خاطر مىآورد اشك مىريخت. وقتى به حضور انسان در محضر ربوبى مىانديشيد، آنچنان صيحه مىزد كه مدهوش مىشد، و چون به نماز برمىخاست در برابر خداى عزّوجل اندامش مىلرزيد. وقتى بهشت و جهنّم را ياد مىكرد، چون مارگزيده پريشان مىشد و از خداوند، تمنّاى بهشت مىكرد و از جهنّم به او پناه مىبرد.(۶)
او بيست و پنج بار پياده به حجّ مشرّف شد و سه يا دو بار كلّ ثروت خويش را با نيازمندان تقسيم كرد.(۷)البته مورّخان اهل سنّت گفتهاند، آن پيشواى بزرگ دوبار كل دارايى خويش را در راه خدا بخشيد و سه بار تمام آنچه را داشت حتى كفش و لباس خويش را با فقيران عادلانه تقسيم كرد.
آن روزهاى دشوار كه اميرمؤمنان عليهالسلام آماج تبليغات معاويه قرار داشت، امام حسن عليهالسلام روزى پيرامون خانه خدا در حال طواف بود، شنيد كه مردى مىگويد: اين شخص فرزند فاطمه زهرا عليهاالسلام است. امام رو به وى كرد و فرمود: بگو او فرزند على بن ابىطالب عليهالسلام است. به راستى كه پدرم از مادرم بهتر است.(۸)و اين اقدام امام سندى براى دفاع از مظلوم در حال طواف است.
ابن عباس مىگويد: همراه با امام حسن عليهالسلام در مسجدالحرام بودم، آن بزرگوار معتكف بود و در همان حال دورخانه خدا طواف مىكرد، يكى از شيعيانش نزد وى آمد و گفت: فلانى از من طلبكار است، اگر ممكن است شما آن را بپردازيد. حضرت فرمود: سوگند به خداى اين خانه امروز چيزى نزدم نيست، وى گفت اگر مقدور است از او مهلت بخواهيد، زيرا مرا به زندان تهديد مىكند.
ابن عباس مىگويد: امام طواف را قطع كرد و همراه وى حركت كرد. گفتم: فرزند پيامبر! آيا فراموش كردهاى كه در حال اعتكاف هستى؟ فرمود: آرى مىدانم ولى من از پدرم شنيدم كه مىفرمود: از پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم شنيدم كه: هركس حاجت برادر مؤمنش را برآورد، بسان كسى است كه نه هزار سال خداى را عبادت كرده است، عبادتى كه روزها در حال روزه باشد و شبها در حال نماز.(۹)
قطب الدين راوندى نقل كرده است كه امام مجتبى عليهالسلام فرمود:«من قرأ القرآن كان له دعوة مستجابه ايّا معجّلة و امّا مؤجّلة»(۱۰)هركس قرآن تلاوت كند، يك دعاى مستجاب نزد خدا دارد، حال يا زود و سريع يا پس از فرا رسيدن وقت مناسب آن. آن بزرگوار با قرآن انس فراوان داشت هميشه هنگام، تلاوت «يا ايّهاالّذين آمنوا»مىگفت: «لبّيك اللّهمّ لبّيك»، او هميشه و در همه احوال، به ياد خدا بود؛ راستگوترين و سخنورترين مردم بود.(۱۱)
روزى به معاويه گفتند: اى كاش دستور مىدادى حسن بن على بن ابىطالب عليهمالسلام بر منبر برآيد، تا ناتوانى وى در خطابه بر مردم آشكار شود، معاويه در پى اين پيشنهاد، روزى به امام گفت: بر منبر نشين و ما را موعظه كن. حضرت بر منبر بالا رفت و خدا را حمد و ثنا گفت، سپس فرمود:«هان اى مردم! هركس مرا مىشناسد، كه مىشناسد و هركس نمىشناسد، من حسن فرزند على بن ابىطالب و فرزند سرور بانوان جهان، فاطمه، دختر پيامبر خدايم. من فرزند بهترين آفريدگان خدا و فرزند پيام آور اويم. من داراى فضيلتها و معجزات و دلايل فراوان حقانيّت هستم. فرزند اميرمؤمنانم كه حقّم را از من گرفتند. من و برادرم حسين دو مهتر جوانان اهل بهشتيم.من فرزند ركن و مقامم، فرزند مكّه و منايم، فرزند مشعر و عرفاتم.»
معاويه از بيم تأثير گذارى خطابه امام، سخن آن بزرگوار را قطع كرد و گفت: ابا محمد! از اين موضوع بگذر و در باره خرماى تازه «رطبّ» سخن بگو.
حضرت فرمود: باد آن را بارور مىكند، گرما آن را مىپزد و سرما آن را دلپذير و خوشبو مىسازد. سپس ادامه داد:من امام خلق خدايم و فرزند رسول خدا، معاويه از آشوب مردم ترسيد، گفت: اى ابا محمد! همين مقدار كافى است و بدين گونه امام از منبر فرود آمد.(۱۲)
ابوهشام قنّاد مىگويد: من از بصره براى حسن بن على عليهالسلام كالا مىبردم، هنگام خريد با من چانه مىزد و متاع را خريدارى مىكرد ولى گاه من هنوز نشسته بودم كه تمام آن را در راه خدا مىبخشيد و مىگفت: پدرم از رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم نقل كرده است كه فرمود: «المغبون لا محمود و لا مأجور؛ فريب خورده نه ستوده است و نه داراى اجر و پاداش.»(۱۳)
یکی دیگر از صفات برجستهی امام مجتبی علیه السلام انفاق و بخشش بیسابقهی اوست. تاریخ نگاران نوشتهاند: امام حسن علیه السلام دوبار تمام ثروت خود را در راه خدا خرج کرد و سه بار داراییاش را به دو نصف کرده، نیمی را برای خود گذاشت و نصف دیگر را در راه خدا انفاق کرد. (1۴)
امام حسن علیه السلام ملجاء درماندگان، آرام بخش دلهای دردمندان و امید تهیدستان بود، هیچ گاه نشد که فقیری به حضور آن بزرگوار برسد و دستخالی برگردد. در همین مورد نقل کردهاند: مردی به حضور امام حسن علیه السلام آمد و اظهار فقر و حاجت کرد. امام حسن علیه السلام دستور داد تا پنجاه هزار درهم، به اضافهی پانصد دینار به او بدهند. مرد سائل حمالی را صدا زد که پولهایش را برایش ببرد. امام مجتبی علیه السلام پوستین خود را هم به آن مرد داد و فرمود: این را هم به جای کرایه به آن مرد بده. (۱۵)
شرائطى كه به كنارهگيرى امام مجتبى عليهالسلام و صلح تحميلى بر آن بزرگوار انجاميد، تلخترين حوادث تاريخ اسلام است صلح با معاويه جام زهرى بود كه فرزند فرزانه زهرا عليهاالسلام براى پاسدارى از دين و حفظ خون مسلمانان نوشيد، و محروميت جامعه اسلامى از حكومت الهى و آزادى بخش و عزت آفرين امام حسن عليهالسلام را در پىداشت.
اين محروميت به هيچ وجه مولود، ناآگاهى، ضعف روحى، سستى و نعوذ باللّه راحتىطلبى، و عدم مديريت امام و رهبرى امام مجتبى عليهالسلام نبود؛ بلكه عوامل اين «درد جانكاه تاريخى» را بايد در اوضاع فكرى، فرهنگى، اخلاقى و اعتقادى مسلمانان و شهروندان جامعه اسلامى از يك سو و در تلاشهاى نظامى، اقتصادى و سياستهاى تبليغاتى معاويه جستجو كرد، بايد توجه داشت كه «رهبرى صالح و شايسته» براى دست يابى به استقلال و آزادى و اجراى قوانين الهى كافى نيست، يارانى بيدار و فداكار و متّحد به ميزان مورد نياز، لازم است و ملتى كه از نظر روحى و عقيدتى، آخرت را بر دنيا و ارزشها را بر رفاه، ورزشها ترجيح دهد. هجوم فرهنگى در عصر معاويه سبب شد تا برخى از ياران امام و سران قبايل، در آرزوى رفاه و زندگى بهتر، به معاويه پيوستند، برخى مدال گرفتند و برخى مقام و برخى زن و زندگى. البته «مدرك دانشگاهى» و «جوايز بينالمللى» آن روز مرسوم نبود و گرنه بسيارى از روشنفكران عصر امام حسن عليهالسلام براى تدريس، به دانشگاههاى معتبر شام! دعوت مىشدند و جوايز علمى، هنرى! آن روز را تصاحب مىكردند.
فساد فرهنگى، اخلاقى و «دنيازدگى» «خواص» و جهل و غفلت «عامه مردم»، بزرگترين مشكلات فرا روى امام مجتبى عليهالسلام بود. امروز از اين دو مشكل، اولى با همان شدّت وجود دارد و ولى به لطف الهى آگاهى و هوشيارى و ديندارى مردم، سرمايهاى است كه هنوز هم دشمنان اسلام از آن بيم مىبرند و رسانههاى وابسته در محو و تضعيف آن مىكوشند. امروز اگر «خواص» بتوانند تودههاى مردم را به رنگ خويش در آورند، بار ديگر امويان عصر بر ايران و ديار اسلام سلطه خواهند يافت. و اگر مردم از كانالهاى قانونى و با جرأت و شهامت، برخى مسئولان غافل و فاسد را به راه امام بازگردانند، نظام اسلامى، تداوم خواهد يافت.
------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت:
1) الدعوات، قطب الدین راوندی، قم، مدرسة الامام المهدی، 1407 ه . ق، ص 144 و 145
(۲) عيون اخبارالرضا، ج 2، ص 506.
(۳)معالى السبطين، ص 6.
(۴) سفينةالبحار، ج 2، ص 184.
(۵) بحارالانوار، ج 43، ص 339.
(۶) سفينةالبحار، ج 2، ص 184. 6. همان، ص 185.
(۷)موسوعة كلمات الامام الحسن(ع)، ص 238.
(۹) مسندالامام المجتبى، ص 672.
(۱۰)موسوعة كلمات الامام الحسن(ع)، ص 214.
(۱۱) و (۱۲) مسند الامام المجتبى(ع)، ص 126.
(۱۳) موسوعة كلمات الامام الحسن(ع)، ص 262.
(۱۴) تاریخ یعقوبی، ج2 ص215- اسد الغابه، ج2 ص13، تذکره سبط بن جوزی، ص196.
(۱۵) ستارگان درخشان، ص46.
سالروز وفات یاور بزرگ پیامبر اسلام(ص) ام المومنین، حضرت خدیجه کبری(س) تسلیت باد
خدیجه این بانوى آگاه و پاكسرشت، و این دلباختهى فضیلت و معنویت، كه اعتقاد به حق و حقیقت و تمایل به فضایل و كمالات، از خصایص ذاتى او بود، از همان دوران جوانى نیز یكى از مشهورترین زنان حجاز و عرب به شمار مىرفت. وى كه نخستین زن تاجر عرب و یكى از بزرگترین شخصیتهاى تجارى حجاز بود، حتى پیش از ازدواج با پیامبر نیز، از شهرتى شایسته برخوردار بود. چنان كه نام وى نه تنها در تاریخ اسلام، بلكه در تاریخ اعراب و قبائل عرب و در آثار و نوشتههاى مورخین غیراسلامى نیز، به عظمت و تجلیل، یاد شده است.
خدیجه در كار تجارت خود نیز، بر اساس همان خصوصیات و خصلتهاى برجستهى انسانیش، گام برمىداشت. هرگز تجارت را به عنوان وسیلهاى براى كسب درآمدهاى سرشار، به هر طریق و به هر شكل كه باشد، نگاه نمىكرد. هرگز در پى سودجویى و منفعت طلبىهاى شخصى و بىرویه نبود. از این رو همواره سعى داشت كه تجارت خود را به دور از آلودگىها، و عارى از درآمدهاى ناصحیح، انجام دهد، و از عوایدى كه از راههایى چون احتكار و كمفروشى و گرانفروشى و رباخوارى و نظایر آن به دست مىآید، مصون دارد. بر این اساس خدیجه هرگز تجارت خود را، به این گناهان نابخشودنى آلوده نكرد، و داد و ستدهایش را جز از راههاى مشروع و اصولى انجام نداد.
همین خصوصیات انسانى، و روش و رفتار معقول و منطقى باعث شده بود كه اطمینان و اعتماد گروهها و طبقات مختلف مردم، به او جلب شود و راه پیشرفت و ترقى از راههاى مشروع و افزایش درآمدهاى حلال، براى او هموار گردد. تا جایى كه دربارهى موفقیتهاى تجارى او، و ثروت سرشارى كه از این راه فرادست آورده بود، در تواریخ و متون مختلف نوشتهاند: «هزاران شتر در دست خدمه و كاركنان خدیجه بود كه در اطراف كشورهایى چون مصر، شام و حبشه در راه تجارت، مشغول رفت و آمد و داد و ستد و نقل و انتقال كالاهاى تجارى بودند.» (1)
این بانوى بزرگوار و الگوى ممتاز زن مسلمان، در نزد پیامبر اكرم از احترام و محبوبیت خاص برخوردار بود. رسول گرامى، آن خاتون محترم را بسیار دوست مىداشت، به مهر و درایت او آگاه بود. و از این رو در كارهاى خود با وى نه فقط مانند یك همسر، بلكه همچون یك دوست فهیم و دلسوز و یار صمیمى، مشورت مىكرد و به نظریاتى كه خدیجه ابراز مىداشت، با دیدهى احترام مىنگریست.
از حضرت على علیه السلام روایت شده است كه فرمود: «این جمله را از خود پیامبر اسلام شنیدم كه فرمود: بهترین زنان بنىاسرائیل در عصر گذشته، مریم بنت عمران، و بهترین زنان امت، امروز خدیجه بنت خویلد است. (2) البته مقام والا و احترام و شخصیت خدیجه علیهاالسلام را نباید با معیارهاى عادى سنجید، چه مقام و احترام آن بزرگوار چنان بالا گرفت كه خداوند تبارك و تعالى به وسیله جبرئیل براى او سلام فرستاد و او را به پاداشى عظیم وعده داد كه هیچ كس دیگرى، اعم از گذشتگان یا معاصرینش یا از اصحاب رسول خدا، بدان مقام نرسیده بودند.
بخارى یكى از محدثین بزرگ اهل سنت كه یكى از شش «صحیح» عمده و معتبر جهان تسنن از آن اوست، نقل مىكند: «عایشه مىگوید: دربارهى هیچ زنى به اندازهى خدیجه حسرت نكشیدم و حسادت نبردم وقتى شنیدم كه پروردگارش او را به بهشت وعده داده است.» (3)
این سخن عایشه، دور از واقعیت نبوده است. چون مىدانیم كه خدیجه نخستین همسرى است كه پیامبر اكرم قبل از آغاز رسالت اختیار كرده و مدتى طولانى، نزدیك به 25 سال با وى زندگى كرده است. با این كه حضرت رسول، پس از وفات خدیجه با برخى از زنان دیگر مانند عایشه، صفیه، امسلمه، و ... هم وصلت نموده، ولى در تمام مدتى كه همسران دیگرى در خانه داشت، باز از خدیجه به شایستگى یاد مىكرد، نام او را با احترام مىبرد و همواره خاطرهى او را گرامى و عزیز مىداشت چنان كه دربارهاش مىفرمود: «هرگز خداوند متعال بهتر از او را بر من نصیب نفرموده است. او روزى كه من نیاز به كمك داشتم، به یارىام آمد و دستم را با مهر و عطوفت گرفت؛ روزى به من ایمان آورد كه جهانیان نسبت به من كفر مىورزیدند، و روزى مرا تصدیق كرد كه جهانیان تكذیبم مىكردند، خداوند از او به من اولاد عنایت كرد.»(4)
این سخنان صریح و بىشائبه از زبان مبارك پیامبر گرامى اسلام به خوبى مىرساند كه خدیجه از چه موقعیت ممتازى در نزد پیامبر، و از چه شخصیتى برخوردار بوده است.
عایشه مىگوید: روزى نمىشد كه پیامبر اسلام از خدیجه ذكر خیرى به میان نیاورد. به حدى كه روزى غیرت و تعصب زنانه بر من غالب شد و با همان حال (حسادت) گفتم: آیا او زن سالخوردهاى نبود كه خداوند متعال بهتر از او نصیب تو كرده است؟ (منظور عایشه از این سخن، ابراز وجود و بیان ارزش خودش بوده است، زیرا خود را كه زنى بسیار جوان بود با حضرت خدیجه مقایسه كرده و خواسته است كه امتیاز جوانى خود را مطرح كند. اما خودش ادامه مىدهد پیامبر اسلام به شدت غضبناك شد، به حدى كه موهاى جلوى سر مباركش از شدت غضب تكان خورد و آنگاه آن جملات تحسینآمیز را (كه فوقا نقل كردیم) دربارهى خدیجه بیان فرمود.
و باز عایشه مىگوید: «هر وقت در منزل گوسفندى ذبح مىشد، پیامبر اسلام مىفرمودند: از گوشت آن براى دوستان خدیجه هم بفرستید. روزى به این وضع اعتراض كردم، ولى پیغمبر فرمودند: من دوستان خدیجه را نیز دوست مىدارم.» (5)
آنچه ذكر شد فقط مشتى از خروار بود. وگرنه احادیث بسیار زیادى در دست داریم كه از طریق دانشمندان اهل سنت هم نقل شده است و همه از اوصاف درخشان و شخصیت ممتاز و احترام فوقالعادهى خدیجه سخن مىگویند: از جمله در احادیث فراوان از طریق علماى عامه و خاصه، آمده است كه: كاملترین و بهترین زنان از نظر ایمان چهار تن بودهاند كه عبارتند از آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون)، مریم دختر عمران (مادر حضرت عیسى مسیح) خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر پیامبر اسلام. (6)
لذا به خاطر همین اوصاف و فضایل، همین شخصیت و بزرگوارى، همین كاردانى و شایستگى و عطوفت و درایت و سایر امتیازات فوقالعادهى آن بانوى عزیز بود كه پیامبر اسلام، مادامى كه خدیجه كبرى زنده بود، با زن دیگرى ازدواج نكرد و با آن كه در آن زمان، شرایط خاص زمانى و مكانى و سنتهاى قومى و منطقهاى تعدد زوجات را به صورت امرى كاملاً عادى مىنگریست و مردان بسیارى در یك زمان چند همسر در خانه داشتند، و با آن كه قوانین اسلام نیز با تحقق شرائط لازم این اجازه را در اختیار هر فرد عادى هم مىگذاشت - چه رسد به پیامبر خدا - باز رسول اكرم هم هرگز در طول حیات خدیجه از این حق خود استفاده نكرد.
در شرح اوصاف و فضایل خدیجه، سخن تمام نمىشود مگر آن كه به مراتب فضل و دانش وى نیز اشاره كنیم و بگوییم كه او زنى دانشمند، پرتجربه، بسیار فهیم، بسیار روشنبین و صاحبكمال بود. هر مسألهاى را به دقت بررسى مىكرد، هرگز بدون علم و اندیشه چیزى را نمىپذیرفت و بدون تفكر و تعمق حرفى نمىزد. در آغاز رسالت به محض آن كه متوجه شد تغییرات غیر عادى در پیامبر ایجاد شده و حتى وضع جسمانى آن حضرت و اعمال و رفتار و حركاتش دگرگون شده است، در آن شرایط حساس، با دقت و تدبر و تفكر ویژهاى كه داشت، بهتر و دقیقتر از بزرگترین دانشمندان علم روانشناسى به اصل مسأله پى برد و با قاطعیت و صراحت اعلام كرد كه تمام آن تغییرات و پیدایش آن وضع خاص جسمانى براى پیامبر، آثار یك دگرگونى و تحول عمیق روحى و معنوى است و هیچ عارضهى دیگرى وجود ندارد.
در زمانى بعضى از آشنایان و اطرافیان از گوشه و كنار و گاه به طور جسته گریخته و گاه آشكارا براى تغییر حال پیامبر ابراز نگرانى مىكردند، خدیجه با روشنبینى خاص و درك هوشمندانهاش خطاب به پیامبر گفت: «خداوند تو را هرگز عاجز و ناتوان مىسازد (و به بیماریهاى سخت جسمانى كه باعث عدم تعدل و زمینگیرى شوند دچار نمىكند) چون تو در زندگى خود همیشه صلهى رحم داشته و دارى، مهمانى مىدهى و مهماندوستى و مهماننوازى مىكنى، از مستمندان و درماندگان دستگیرى مىكنى و فریادرس مظلومان هستى.» (7)
نكتهى مهم آن كه خدیجه در حساسترین شرایط زندگى پیامبر اسلام - چه آن زمان كه وجود مباركش در آستانهى نزول وحى قرار داشت و همه چیز دگرگون شده بود، و چه آن زمان كه وحى الهى بر قلب پاكش نازل مىشد و جهانى را به لرزه درمىآورد - همواره رسول اكرم را به خوبى درك مىكرد. او را به طور صحیح شناخت و به واقعیتهاى والاى وجودش پى برد. رسالت او را به روشنى فهمید و آن را با تمام جانش پذیرفت و با همهى توان خود در راه تثبیت و گسترش آن ایستادگى كرد. و به راستى كه كمتر همسرى مىتواند این چنین حساس و فهمیده و با كمال و عمیق و عالم و واقعبین باشد.
چنین بانویى، با چنین اوصاف والایى، علاوه بر تمام امتیازاتش بهترین شریك غم و اندوه پیامبر نیز بود. و این صفتى است كه هرگاه زنى منصف بدان باشد، یكى از مهمترین عوامل موفقیت در زندگى مرد، و در تحكیم اصول و مبانى خانوادگى او به شمار خواهد رفت، به طورى كه هرگز زیبایى و جمال و سایر نشانهها و خصوصیات زنانگى نمىتواند جاى آن را پر سازند. توجه بدین امر، در زندگى خانوادگى خدیجه كاملاً مشهود و آشكار بود و اسناد معتبر حاكى از آن است.
«ابناسحاق» یكى از سیرهنویسان اولیه و معروف اسلام در این باره مىگوید: پیامبر اسلام هر چیز مكروهى را كه مىدید و مىشنید و هر ناروایى را كه بر او وارد مىگردید، محزون و متأثرش مىساخت، هنگام بازگشت به خانه با خدیجه در میان مىگذاشت. و خداوند به وسیلهى خدیجه، آن مكروه و ناروا را فرج و گشایش عنایت مىفرمود. خدیجه همواره او را به ثبات و مقاومت دعوت مىكرد و با درایت و عطوفت خود دردها و رنجها و آلام پیامبر را تسكین مىداد (و چنین شریك زندگى و غمگسار مهربانى همیشه یار و مددكار پیامبر بود) تا روزى كه خدیجه از دنیا رفت و یك غمخوار فهیم و مصاحب و مشاور مهربان و صمیم از دست رفت...
این سیرهنویس قدیمى نیز اعتراف مىكند كه: مقام معنوى و اخلاقى حرمت بىمانند خدیجه به جایى رسید كه مورد عنایت خاص الهى قرار گرفت. چنان كه روزى جبرئیل به هنگام نزول وحى گفت: «اى پیامبر، سلام پروردگار یكتا را به خدیجه برسان.» پیامبر اسلام نیز به خدیجه گفت: «اى خدیجه، اینك جبرئیل درود پروردگار را به تو ابلاغ مىكند». آنگاه خدیجه در پاسخ گفت: «خداوند خود سلام است و آغاز سلام و درود از اوست، و درود و سلام بر جبرئیل...»
1- تذكرةالخواص، ج 2، ص 302 .
2- عمدة ابن بطریق، ص 24 .
3 - صحیح بخارى، جزو پنجم، باب 30، ص 114
4- همسران رسول خدا، ص 18. به نقل از استیعاب ابن عبدالبر.
5- منبر الاسلام و توفیق الاعلم .
6- استیعاب و صحیح بخارى.
7- سیره ابنهشام، ج1، ص 114- 116.
به نام ميزبان مهربان رمضان
سلام عليكم
ماه شعبان هم داره تموم ميشه و روز به روز داريم به ماه مهموني خدا نزديك ميشيم
آيا خودمونو براي مهموني آماده كرديم؟!
بعضيا خيلي زرنگ هستن چون از عيد فطر پارسال به فكرمهموني امسال بودنو خودشونو آماده كردن
بعضيا هماز فرصت خوب ماه رجبوشعبان استفاده كردن
اما اوناييكه مثل من تنبل بودن چي؟
پيامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد مصطفي (جانم به فدايش باد) در خطبه شعبانيه ماه مبارك رمضان رو كامل معرفي كردن تا ماها بخونيم وبه خودمون بيايم و از اين فرصت كمباقي مونده براي آمادگي استفاده كنيم
عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عليه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله عليه وآله خَطَبَنَا ذَاتَ يَوْمٍ فَقَالَ:
أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَيَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَيَّامِ وَ لَيَالِيهِ أَفْضَلُ اللَّيَالِي وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ.
اي مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوي شما رو كرده است.
ماهي كه نزد خدا، بهترين ماههاست و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعتهايش بهترين ساعتهاست.
هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُكُمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِيهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُكُمْ فِيهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُكُمْ فِيهِ مُسْتَجَابٌ فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ بِنِيَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ يُوَفِّقَكُمْ لِصِيَامِهِ وَ تِلَاوَةِ كِتَابِهِ.
ماهي كه در آن شما را به مهماني خدا دعوت كرده اند و شما در آن از اهل كرامت خدا شده ايد. نفسهاي شما در آن ثواب تسبيح و ذكر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت.
اعمال شما در آن پذيرفته است و دعاهاي شما مستجاب، پس، از پروردگار خويش با نيت هاي راستين و دلهاي پاك، بخواهيد كه توفيق روزه اين ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنايت فرمايد.
فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِيمِ وَ اذْكُرُوا بِجُوعِكُمْ وَ عَطَشِكُمْ فِيهِ جُوعَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِكُمْ وَ مَسَاكِينِكُمْ وَ وَقِّرُوا كِبَارَكُمْ وَارْحَمُواصِغَارَكُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَكُمْ.
پس شقي و بدبخت، آن كسي است كه در اين ماه بزرگ، از آمرزش خدا بي بهره شود. در اين ماه باگرسنگي و تشنگي خود، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را بياد آوريد. به فقيران و درماندگان كمك وياری كنيد.به پيران و كهنسالان احترام و به كودكانتان ملاطفت و مهرباني نموده و با خويشاوندان رفت و آمد داشته باشيد.
وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا يَحِلُّ النَّظَرُ إِلَيْهِ أَبْصَارَكُمْ وَ عَمَّا لَا يَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَيْهِ أَسْمَاعَكُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أَيْتَامِ النَّاسِ يُتَحَنَّنْ عَلَى أَيْتَامِكُمْ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكُمْ.
زبان خود را از گفتار ناشايست نگاه داريد. ديدگان خود را از ديدن ناروا و حرام بپوشانيد و گوشهاي خود را از شنيدن آنچه نادرست است، باز داريد. با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا بعد از شما با يتيمان شما مهرباني كنند. از گناهان خود به سوي خدا توبه و بازگشت كنيد.
وَ ارْفَعُوا إِلَيْهِ أَيْدِيَكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أَوْقَاتِ صَلَاتِكُمْفَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ يُجِيبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ يُلَبِّيهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ يُعْطِيهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ يَسْتَجِيبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ.
در اوقات نماز، دستهاي خود را به دعا برداريد، زيرا كه وقت نماز بهترين ساعتهاست و در اين اوقات، حق تعالي با رحمت، به بندگانش مي نگرد و اگر با او مناجات كنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا كنند لبيكشان گويد و اگر از او بخواهند عطا كند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.
أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ وَ ظُهُورَكُمْ ثَقِيلَةٌ مِنْ أَوْزَارِكُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا يُعَذِّبَ الْمُصَلِّينَ وَ السَّاجِدِينَ وَ أَنْ لَا يُرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ.
اي مردم! جانهايتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج كنيد. پشت شما از بار گناهان سنگين است، پس با طولانی کردن سجده ها، آن را سبك گردانيد و بدانيد كه حق تعالي به عزت خود سوگند ياد كرده است كه نمازگزاران و سجده كنندگان در اين ماه را عذاب نكند و در روز قيامت آنها را از آتش دوزخ در امان دارد.
أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْكُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِي هَذَا الشَّهْرِ كَانَ لَهُ بِذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ، قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَلَيْسَ كُلُّنَا يَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ فَقَالَ ص اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاء.ٍ
اي مردم! هركه از شما روزه دار مؤمني را در اين ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته اش را خواهد داشت. برخي از اصحاب گفتند: يا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نيستيم. حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهيزيد اگرچه به نصف دانه خرما و يا به يك جرعه آب باشد.
أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْكُمْ فِي هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ كَانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ وَ مَنْ خَفَّفَ فِي هَذَا الشَّهْرِ عَمَّا مَلَكَتْ يَمِينُهُ خَفَّفَ اللَّهُ عَلَيْهِ حِسَابَهُ وَ مَنْ كَفَّ فِيهِ شَرَّهُ كَفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ أَكْرَمَ فِيهِ يَتِيماً أَكْرَمَهُ اللَّهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ.
اي مردم! هركس اخلاق خود را در اين ماه نيكو كند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز كه قدمها، بر آن بلغزد. هركس در اين ماه كارهاي غلامان و مستخدمان خود را سبك گرداند، خدا در قيامت حساب او را آسان كند.
هركس در اين ماه از آزار رساندن به مردم خودداري كند، حق تعالي، روز قيامت،خشم خود را از او بازدارد. هركس در اين ماه يتيم بي پدري را گرامي دارد، خدا او را در قيامت عزيز گرداند.
وَ مَنْ وَصَلَ فِيهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِيهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ تَطَوَّعَ فِيهِ بِصَلَاةٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ مَنْ أَدَّى فِيهِ فَرْضاً كَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّى سَبْعِينَ فَرِيضَةً فِيمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ.
هركس در اين ماه صله رحم كند و با خويشان بپيوندد، خدا او را در قيامت به رحمت خود واصل گرداند و هركس در اين ماه رابطه اش را با خويشان خود قطع كند،خداوند در قيامت رحمت خود را از او دريغ نمايد.
هركس در اين ماه نماز مستحبي بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و كسي كه نماز واجبي بجا آورد، خداوند ثواب هفتاد نماز واجب در ماههاي ديگر را به او عطا كند.
وَ مَنْ أَكْثَرَ فِيهِ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَيَّ ثَقَّلَ اللَّهُ مِيزَانَهُ يَوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِينُ وَ مَنْ تَلَا فِيهِ آيَةً مِنَ الْقُرْآنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِي غَيْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ.
هركس در اين ماه بسيار بر من صلوات فرستد، خداوند كفه سبك اعمال او را سنگين گرداند. وهركس كه در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثواب كسي را دارد كه در ماههاي ديگر قرآن را ختم كرده باشد.
أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبْوَابَ الْجِنَانِ فِي هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُغَلِّقَهَا عَنْكُمْ وَ أَبْوَابَ النِّيرَانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُفَتِّحَهَا عَلَيْكُمْ وَالشَّيَاطِينَ مَغْلُولَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُسَلِّطَهَا عَلَيْكُمْ.
اي مردم! درهاي بهشت در اين ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهيد كه آنها را بر روي شما نبندد.و درهاي جهنم در اين ماه بسته است، از خدا بخواهيد كه آنها را بر روي شما نگشايد.
شياطين در اين ماه در غل و زنجيرند. از خدا بخواهيد كه آنها را بر شما مسلط نگرداند.
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام فَقُمْتُ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ؟ فَقَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ.
علي عليه السلام مي فرمايد: در اين حال از جا برخاسته و عرض كردم، اي پيامبر خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟ حضرت فرمود: اي ابا الحسن! برترين اعمال در اين ماه پرهيز از محرمات است.
وسائل الشيعة ج : 10 ص : 314
سلام عليكم
خيلي وقته به روز نكردم
آخه ذوق وبلاگ نوشتنم كور شده مثل اينكه
ميخواستم به مناسبت نيمه شعبان راجع به مولا به روز كنم
اما از همون موقع توش موندم
نميدونم چي بنويسم كه خودم عمل كرده باشم
نميدونم چي بنويسم كه خودم تو اون مورد دل اماممو خون نكرده باشم
هر موقع نشستم بنويسم توش موندم
امام من بزرگه و درياي موضوع هست كه راجع بهش بشه نوشت
ولي كدوم موضوع رو بگم كه شنيدم و از پيشش نگذشتم
كدوم موضوع كه بنويسم و خودم عاملش باشم
آخه منو چه به نوشتن از امام زمان
مني كه وقتي پرونده اعمالم دستش ميرسه ...
از طرفي موضوعات معمولي ديگه اي هم بود كه ميشد نوشت مثل ادامه خاطرات سفر
حداقل ميشد باهاشون وبلاگ رو به روز نگه داشت
ولي نميتونم از كنار امامم بگذرم و در حاليكه از اون ننوشتم برم سراغ يه موضوع ديگه
آخ كه دلم ....
شما بگيد چي بنويسم كه از كنار امامم به راحتي رد نشده باشم و نوشتمم باعث شرمندگيم نشه
آخه نميگه تو اگه انتظارو ميفهميدي ...؟
نميگه تو اگه عشق و ميفهميدي ....؟
نميگه تواگه امامتو شناخته بودي ....؟
چي بگم؟ از چي بنويسم؟ كه امامم راضي باشه
ماه رجب و شعبان هم داره تموم ميشه و من هنوز براي مهموني آماده نشدم
تازه از شب نيمه شعبان مسجدي كه قبلا ميرفتم رو دوباره فعاليتشو شروع كرديم و دوباره مسئوليت بزرگي تو خط مقدم به گردن من تنها و بيسواد افتاد
وقتي مسئوليت نميگيرم يه درد دارم و وقتي مسئوليت ميگيرم هزاران درد
نميدونم والا
خدا خودش كمك كنه، دعا كنيد تو اين باقي مونده ماه شعبان بتونم براي مهموني خدا آماده بشم
و الا شرمندگي روي شرمندگي