به نام خداي مختار
سلام و درود بر شما
در فرمايشات گرانبهاي پيامبر اعظم(جانم بفدايش) مردم در برابر هركار خيري 4 حالت دارند:
حالت اول:
همه دست به دست هم ميدهند و با شور و شعف آن كار را به انجام ميرسانند، كه در اين باره حضرت ميفرمايند: « المومنُ لِلمومنِ كالبُنيانِ يُشَيِّدُ بعضُه بعضاً» (۱) « مومن نسبت به مومن مانند اجزاي يك ساختمان ميماند كه هر يك محكم كننده ديگري است» پس اگر اينگونه عمل شود مومن واقعي هستيم
حالت دوم:
اما گاهي اوقات پيش مياد كه ميبينيم افرادي در كار خير مشاركت ميكنند اما دلشون رضا نيست، انگار كه با اجبار شركت كردن، كراهت دارن از اين كه اين كار را انجام دادن
درباره اين اشخاص حضرت ميفرمايند كه اين كار براي آنها ثبت نميشود گويا بيهوده انجام دادهاند چرا كه در احاديث آمده: « مَن شَهِدَ أمراً فَكَرِهَه كانَ كَمَن غاب عنه» (۲) « كسيكه در كاري حضور داشته باشد اما كراهت بورزد مانند كسي است كه غائب بوده»
حالت سوم:
در مقابل افرادي هم هستند كه توفيق حضور ندارند و نميتوانند در كار خير شركت كنند اما اگر به دل آنها بنگري ميبيني كه آرزو ميكنند كاش توان حضور داشتيم و انجام آن كار را دوست دارند، در اين رابطه حضرت ميفرمايند: « مَن غابَ عَن أمرٍ فَرضَيه كانَ كَمَن شَهِدَه» (۳) « كسيكه در كاري غيبت داشته باشد اما به آن كار راضي باشد مانند كسي است كه در آن كار حضور داشته است»
حالت چهارم:
افرادي هستند كه بر خلاف جماعت مسلمين گام برميدارن و راه خودشون رو از راه جميع مومنين جدا ميكنن كه در اين باره حضرت ميفرمايند: « مَن فارَقَ الجَماعَةَ خَلَعَ اللهُ رِبقَةَ الإسلامِ مِن عُنُقِه» (۴) « كسي كه از جماعت مسلمين جدا شود خدا يوق اسلام را از گردنش برميدارد»
انتخابات يكي از امور خيري هست كه در جامعه اسلامي ما بوقوع ميپيوندد تا جاييكه در هر دوره از انتخابات شاهديم مقام معظم رهبري به حكم « فاستبقوا الخيرات» توصيه ميكنند در اين كار خير سبقت بگيريم و در اول وقت حضور پيدا كنيم حال بايد ديد ما نسبت به انتخابات در چه حالي هستيم!
آيا مومن به حساب خواهيم آمد؟
يا شركتمون كار بيهوده حساب خواهد شد؟
يا نميتوانيم شركت كنيم اما در پرونده اعمالمون ثبت خواهد شد؟
يا اينكه يوق اسلام از گردنمون برداشته خواهد شد؟
ان شالله كه هممون عاقبت بخير باشيم
در پناه حق محفوظ باشيد
-----------------------------------------------
(۱) تفسیر نمونه جلد ۷ ص ۴۵
(۲) و (۳) تفسیر نمونه جلد ۹ ص ۱۵۸
(۴) نهج الفصاحه باب جماعت