تبليغاتX
وبلاگ شخصی محمد صدارت
وبلاگ شخصی محمد صدارت

هیئت برای کیه؟

بنام خداوند یگانه

سلام علیکم
معروفه که میگن یه عده ای یه مسجدی ساختن. روز آخر که ساخت مسجد تموم شد سر اسمش دعواشون شد. فردا صبح که اومدن دیدن بهلول یه سنگ بالای سردرب زده که نوشته مسجد بهلول
همه ناراحت و خشمگین رفتن سراغش که ما این همه زحمت کشیدیم تو به اسم خودت زدی
و اینجا بهلول بهشون یادآوری کرد مگه مسجد رو برای خدا نساختید؟ پس چرا برای خدا نمیرید توش نماز بخونید و همتون دنبال اسمش هستید
ما هم حکایتمون این روزا این شده
مسجدمون تو محلی واقع شده که پر از هیئته. با یکی از هیئتها صحبت می کردم که برای جلوگیری از تضعیف مسجد برنامه ایام فاطمیه رو مشترک بگیریم
ولی چنان بحثی به راه انداختن که نفهمیدم برای حضرت زهرا(س) میخوان هیئت بگیرن یا برای خودشون
البته اگه توش ریز بشیم میبینیم این از اون دسته از تهاجمهای دشمنه که داره فراگیر میشه و بیشتر بین افراد مومن رخنه میکنه

خدا آخر عاقبت هممونو ختم بخیر کنه
در پناه حق محفوظ باشید

× نوشته شده توسط محمد صدارت | لینک ثابت |



ميلاد حضرت زينب(س)

به نام خداوند  مهربان

سلام عليكم
ولادت با سعادت اسوه صبر و پايداري، حضرت زينب كبري( درود و رحمت خدا بر ايشان) را خدمت همه شما دوستان تبريك عرض مي‌كنم.
اين مناسبت براي مسجد ما مناسبت پرباري بود چرا كه به همت هيئت امناء دو نفر خانم پرستار جوون كه اهل محل هستن رو دعوت كرديم و از زحمات انساني و اسلاميشون تقدير و تشكر كرديم. اولين مناسبتي بود كه در اين مسجد داشتيم كه الحمدلله به خوبي هم برگزار شد. هم مولوديخوني داشتيم و هم مسابقه و قرعه كشي و هم اعطاي تقديرنامه به اين دو پرستار محترم. البته يه بدي داشت اونم اين كه چون دير اقدام كرده بوديم نتونستيم واعظ دعوت كنيم و مردم مجبور شدن چهره و صداي منو به عنوان سخنران تحمل كنن ، متن صحبتهاي ديشب رو اينجا ميتونيد بخونيد.
از همه اينها پربارتر اينه كه به همت جووناي مسجد همزمان با ميلاد با سعادت حضرت زينب(درود و رحمت خدا بر ايشان) وبلاگ مسجد هم راه اندازي شد.

ديشب از مرتضي عباس دوست بزرگوارمون تقاضا كردم تا قالبي براي اين دوستان طراحي كنن(همينجا هم صميمانه ازشون تشكر ميكنم) و شبانه شكل و قالب و دامين وبلاگ آماده شد تا دوستان مسجدي از امروز مطالبشون رو بنويسن و شما رو از اخبار مسجد مطلع كنن.
ان شالله به اون وبلاگ هم مرتب سر بزنيد و با نظرات و پيشنهادات خودتون به ارتقاي فعاليت فرهنگي مسجد كمك كنيد.
راستي مطالب زير رو هم به مناسبت امروز بخونيد خيلي خوبه:

زینب علیها السلام الگوى ماندگار
فضائل و مناقب حضرت زینب علیهاالسلام
كلیات الگوى زندگانى حضرت زینب علیهاالسلام
زنان در عرصه سیاسی كربلاو حضور زینب ، بزگ بانوی كربلا

× نوشته شده توسط محمد صدارت | لینک ثابت |



سه اصل کاربردی جوانان

بنام خداوند زنده و جاودان

سلام عليكم
يكي از فرمايشاتي كه چند سالي است از مقام معظم رهبري نقل شده و هر جاكه جوونا باشن مينويسن اينه كه: توصيه رهبر معظم انقلاب به جوونا داشتن سه فعاليت تحصيل و تهذيب و ورزشه.
اما تو بعضي از محيطهايي كه براي خدمتگزاري به جوونا و يا جذب جوونا فعاليت ميشه ميبينم كه نتونستن اين سه تا موضوع را با هم اجرا كنن،‌البته متاسفانه اين روند ديگه داره طبيعي ميشه چون خيلي از فرمايشات ايشون هست كه شعار ميشه و همه جا از لغتش استفاده مي‌كنن اما در عمل ...
تصميم داشته و دارم كه تو برنامه‌هام اين سه اصل رو رعايت كنم و بحمدلله موفق شديم تو مسجد هم پياده كنيم
ميگيد چجوري؟
خب بحث تحصيلش اينه كه هر شب بعد از دو نماز يه دونه مسئله شرعي ميگيم و هممون ياد مي‌گيريم،‌علم فقه هم كه جايگاه رفيعي داره و براي همه لازمه،‌ تازه براي پايگاه تابستوني مسجد هم داريم سعي مي‌كنيم تو علوم مختلفي استاد جور كنيم و اين اصل رو شامل حال دانش آموزان مختلفي كنيم.
بحث تهذيب هم اينطور پيش ميريم كه هر شب بعد از اين يه احكام يه دونه حديث يا آيه رو ميگيم كمي راجع بهش تامل مي‌كنيم تا ان شالله بيشتر با دستورات اخلاقي دين مبين اسلام آشنا بشيم و در خودمون پيادش كنيم.
اين صحبتها جمعاً بين 5 تا 10 دقيقه وقت مي‌گيره كه مورد استقبال مسجدي‌ها هم واقع شده، خدا رو شكر
اما اصل سوم كه بين بعضي از مسجديها و مذهبيها غريب مونده
ورزش
براي اين هم طرح داديم، چهارشنبه بعد از منبر گفتم هر كي دوست داره جمعه صبح بياد بريم كوه
اول همه با تعجب نگاه كردن، گويا پيش خودشون فكر مي‌كردن چي تو سر اين آخونده خورد ما نديديم
اما فرداش ديدم دو تا از جوونا اعلام آمادگي كردن
بحمدلله امروز صبح نماز صبح رو جماعت اقامه كرديم و سه تايي راهي كولكچال شديم، جاتون خالي
پاييز مرتب مي‌رفتم اما ازاون برفي كه اول دي ماه اومد ديگه توفيق نداشتم كه به بركت مسجد از اين هفته باز توفيق نصيبمون شد
امشب هم وقتي جوونا شنيدن كه ما سه تايي رفتيم گفتن از هفته بعد باهامون ميان
خدا رو شكر مي‌كنم كه به بركت حضور در اين مسجد كه غريب مونده بود توفيق هر سه اصل رو نصيب حالمون كرد
راستي شما رابطتون با اين سه اصل چطوره؟

× نوشته شده توسط محمد صدارت | لینک ثابت |



پرداختن به عیوب

به نام خداوند پوشاننده عيبها

سلام عليكم
تو پست قبلي اشاره‌اي به مسجد و مسجد بازي داشتم
بعضي از دوستان گفتن كاش فرق بين اين دو رو توضيح ميدادم
خب آخه اوناييكه اِفه مذهبي بودن ميان وقتي موقعيت خوبي براي كار كردن پيش مياد ميگن ما اهل مسجد و مسجد بازي نيستيم
مسجدي بودن كه مشخصه
اما مسجد بازي!!!
ميخواستم براتون چند نمونه از كار اوناييكه مسجد رو جاي بازي ميدونن و از اسم مسجد سوء استفاده مي‌كنن بگم(گرچه خودتون بيشتر ميدونين) اما تا خواستم بنويسم ياد اين حديث پيامبر بزگوار اسلام افتادم كه مي‌فرمايند:

طوبي لِمَن شَغَلَهُ عَيبُهُ عَن عُيُوبِ النّاس
خوشا بحال كسيكه عيوبش او را از عيوب مردم مشغول دارد

يادم افتاد كه خودم اونقدر عيب دارم كه اگه بشينم بشمرم و بهشون فكر كنم ديگه به عيوب اين جماعت نمي‌رسم
فقط فرقش اينه كه عيوب خودم رو نمي‌تونم به شما بگم
امیدوارم حضرت رسول(جانم به فدایشان) منو ببخشن 
به اميد روزي كه بشيم همون كه امام زمانمون مي‌خواد و عيبي نداشته باشيم
در پناه حق محفوظ باشيد

× نوشته شده توسط محمد صدارت | لینک ثابت |



مسجد و مسجدبازی!

بنام یگانه معبود مهربان

سلام عليكم
اگه دقت كرده باشيد جديدا دير به دير به روز رساني مي‌كنم و اين به خاطر اينه كه سنگر جديدي تحويل گرفتيم و سرمون شلوغ شده. باز يه امتحان ديگه پيش اومده كه البته اين يكي جزو امتحاناي سخته.
يادمه تو هفته ها و ماههاي گذشته چند جا اين حديث رو گفته بودم كه پيامبر اعظم(ص) مي‌فرمايند چهار چيز بين مردم غريب هستن و سر پل صراط جلوي راه مردم را خواهند گرفت كه يكي از اين چهار چيز مسجدي است كه بين اهل خودش غريب بمونه، مسجدي كه در محلي ساخته بشه و اهالي محل اونجا نماز نخونن.
حالا تو همين موضوعي كه براي مردم مي‌گفتم خودم هم مورد امتحان و آزمايش قرار گرفتم.
مسجدي تو محله ما هست كه حدود بيست ساله بسته شده و اونجا نماز جماعت نمي‌خونن، و فقط و فقط پنجشنبه شبها دربش رو باز مي‌كردن و هيئتي داشتن كه بيشتر پيرمردها در اون جلسه شركت مي‌كردن،‌تا جاييكه ماها فكر مي‌كرديم اينجا حسينيه است.
حالا درست تو ايامي كه اين حديث زياد تو ذهنم بازي مي‌كرد و خيلي اونو مي‌گفتم باخبر شدم مسجدي در محل خودمون غريب مونده و به دليل اينكه منبع درآمدي نداره تا بحال نتونستن نماز جماعتشو راه بندازن اما الان عده‌اي از امنا و اهالي در نظر دارن اين گذشته را جبران كنن.
خب من كه از قبل تو اين محل احساس نياز شديد نسبت به كار فرهنگي مي‌كردم و با ديدن افزايش روز به روز مصرف و خريد و فروش مواد مخدر و تكثر گناه در بين جوونا ناراحت شده و مي‌سوختم، احساس كردم حضرت رسول(ص) دارن به من اعلام مي‌كنن كه وقته عمله، ما سنگري براتون باز مي‌كنيم و شما به عمل بپردازيد.
دوستاني دارم كه براي شركت نكردن در برنامه‌هاي مساجد دلايل مختلفي داشتند و هميشه در حال ايراد گرفتن و انتقاد هستن، حالا من به همشون اعلام آمادگي كردم كه در اين مسجد در خدمتيم مي‌تونيد بيايد و نظرات و پيشنهاداتتون رو مطرح كنيد اما هنوز ازشون خبري نشده،‌ نمي‌دونم منتظرن ما همه سختيهاي اولش رو بگذرونيم و راه هموار بشه بعد بيان يا اينكه منتظرن ما رو در روزي ببينن كه بنشينن و همينجوري ازمون انتقاد كنن.
اما در بين حرفهايي كه بين من و ساير دوستان براي حضور در مسجد رد و بدل مي‌شد به نكته‌اي برخوردم و اون اينكه بعضيا كه خانواده متدين و مومن و مذهبي اي دارن گفتن ما اهل مسجد و مسجدبازي و اينا نيستيم.
برام عجيبه
مسجد خونه خداست، مهمترين پايگاه مسلمينه، مركز تجمع مسلموناست، اين همه حديث راجع به مسجد داريم و اون موقع بچه هيئتيها و بچه مذهبيها بگن ما اهل مسجد و مسجدبازي نيستيم؟!!!
نميدونم چي بايد بهشون گفت! شايد بيشتر راجع به مسجد براتون نوشتم.
فعلا علي الحساب حديث زير را راجع به آثار حضور در مسجد بخونيد:
امام علي عليه السلام ، براي حضور در مسجد هشت اثر برشمرده شده است: مَنِ اخْتَلَفَ اِلَي الْمَسْجِدِ اَصابَ اِحْدَي الثَّمانِ؛ اَخا مُسْتَفادا فِي اللّه ِ، اَوْ عِلْما مُسْتَطْرَفا اَوْ آيَةً مُحْكَمَةً اَوْ يَسْمَعُ كَلِمَةً تَدُلُّ عَلي هُديً، اَوْ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً، اَوْ كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَنْ ردي، اَوْ يَتْرُكَ ذَنْبا خَشْيَةً اَوْ حَياءً؛
كسي كه به مسجد رفت و آمد مي كند، يكي از منافع هشتگانه نصيب او مي شود:
1- برادري مفيد و با ارزش در راه خدا
2- علم و دانش نو
3- دليل و برهان محكم براي تثبيت عقايد
4- كلماتي كه موجب هدايت شود مي شنود
5- رحمت مورد انتظاري شامل حال او مي شود
6- مواعظي كه او را از فساد و گناه باز دارد مي شنود
7-به خاطر ترس گناهي راترك مي كند
8-به خاطر حيا و آبروي خود گناهي راترك مي كند.

راستي ارتباط شما با مسجد محله‌تون چطوره؟

اگه كسي خواست برامون دعا كنه يا به هر نوعي كمكمون كنه با آغوش باز مي‌پذيريم.
در پناه حق محفوظ باشيد

× نوشته شده توسط محمد صدارت | لینک ثابت |



خاطراتی از استاد شهید

بنام عالم الغیب و الشهاده

سلام علیکم
بمناسبت فرا رسیدن ایام شهادت استاد شهید علامه مرتضی مطهری(ره) تعدادی از خاطرات ایشون را نوشتم تا ان شالله درسی باشه برای هممون

پشت در مکتبخانه
شهيد مطهري از سن 5 سالگي اشتياق و علاقه خود را به مکتبخانه و درس نشان مي‌داد، به طوري که در يک شب مهتابي که نور ماه حياط را روشن کرده بود، او به خيال اينکه صبح شده است،‌ دفتر و کتابش را برداشته،‌ به سوي مکتبخانه روان شد و هنگاميکه با در بستة مکتبخانه مواجه گرديد، همانجا به خواب رفت، صبح فردا پدر و مادر متوجه شدند که مرتضي در خانه نيست، با نگراني در کوي و برزن به دنبالش گشتند، و سرانجام او را در پشت مکتبخانه در حاليکه آرام خوابيده بود، يافتند.

ازدواج استاد
پدرم از روحانيون خراسان و بسيار متواضع، متدين و با تقوا بود. 11 سال بيشتر نداشتم كه يك شب در خواب ديدم در روي زمين اتاق پدرم يك برگه كاغذ افتاده و بر آن نگاشته شده: «براي مرتضي در تاريخ بيست و نهم عقد مي شود.» با كمال تعجب از خواب بيدار شدم. مدتها گذشت و مادرم خواستگاران مرا با عنوان ادامه تحصيل رد كرد. تا اينكه مرتضي مطهري به علت آشنايي با پدرم به خواستگاري من آمد. اما مادرم مسأله درس خواندن مرا مطرح نمود و مرتضي گفت:«هيچ اشكالي ندارد، مي توانند درسشان را ادامه بدهند و ديپلم بگيرند.» سرانجام در روز بيست و سوم مادرم موافقت خود را اعلام نمود. همان روز گفتند:«‌بيست و نهم براي عقد روز خوبي است.»‌و من در همان روز در سن 13 سالگي به عقد ايشان در آمدم. تازه آن موقع حقيقت خوابي را كه ديده بودم، برايم روشن شد.

دعا
آقا مطهري خيلي به انجام فرائض ديني اهميت مي دادند و مقيد بودند كه آن را با آمادگي روحي انجام دهند. هميشه براي اداي نماز صبح لباس پوشيده و عمامه شان را برسر مي گذاشتند و حتي اصرار داشتند كه هنگام غروب روز جمعه حتماً ‌دعا بخوانند. به طوريكه يك روز در خانة يكي از دوستان جلسه اي برگزار بود. ايشان با متانت و بزرگواري به صاحبخانه فرمود:« ساعتهاي آخر روز جمعه است. من اجازه مي خواهم اگر جاي خلوتي هست كمي دعا بخوانم.» پس برخاست و در گوشه اي آرم به مناجات پرداخت. راوي: حجت الاسلام محمدرضا فاكر

شادي روح استاد شهيد، صلوات

برای خواندن بقیه خاطرات حضرت استاد می تونید به اینجا مراجعه کنید
التماس دعا
در پناه حق محفوظ باشید

 

 

× نوشته شده توسط محمد صدارت | لینک ثابت |



مردم و انتخابات

به نام خداي مختار

سلام و درود بر شما
در فرمايشات گرانبهاي پيامبر اعظم(جانم بفدايش) مردم در برابر هركار خيري 4 حالت دارند:
حالت اول:
همه دست به دست هم مي‌دهند و با شور و شعف آن كار را به انجام مي‌رسانند، كه در اين باره حضرت مي‌فرمايند: « المومنُ لِلمومنِ كالبُنيانِ يُشَيِّدُ بعضُه بعضاً»  (۱) « مومن نسبت به مومن مانند اجزاي يك ساختمان مي‌ماند كه هر يك محكم كننده ديگري است» پس اگر اينگونه عمل شود مومن واقعي هستيم
حالت دوم:
اما گاهي اوقات پيش مياد كه مي‌بينيم افرادي در كار خير مشاركت مي‌كنند  اما دلشون رضا نيست، انگار كه با اجبار شركت كردن، كراهت دارن از اين كه اين كار را انجام دادن
درباره اين اشخاص حضرت مي‌فرمايند كه اين كار براي آنها ثبت نمي‌شود گويا بيهوده انجام داده‌اند چرا كه در احاديث آمده: « مَن شَهِدَ أمراً فَكَرِهَه كانَ كَمَن غاب عنه» (۲) « كسيكه در كاري حضور داشته باشد اما كراهت بورزد مانند كسي است كه غائب بوده»
حالت سوم:
در مقابل افرادي هم هستند كه توفيق حضور ندارند و نمي‌توانند در كار خير شركت كنند اما اگر به دل آنها بنگري ميبيني كه آرزو مي‌كنند كاش توان حضور داشتيم و انجام آن كار را دوست دارند، در اين رابطه حضرت مي‌فرمايند: « مَن غابَ عَن أمرٍ فَرضَيه كانَ كَمَن شَهِدَه» (۳) « كسيكه در كاري غيبت داشته باشد اما به آن كار راضي باشد مانند كسي است كه در آن كار حضور داشته است»
حالت چهارم:
افرادي هستند كه بر خلاف جماعت مسلمين گام بر‌ميدارن و راه خودشون رو از راه جميع مومنين جدا مي‌كنن كه در اين باره حضرت مي‌فرمايند: « مَن فارَقَ الجَماعَةَ خَلَعَ اللهُ رِبقَةَ الإسلامِ مِن عُنُقِه» (۴) « كسي كه از جماعت مسلمين جدا شود خدا يوق اسلام را از گردنش بر‌ميدارد»


انتخابات يكي از امور خيري هست كه در جامعه اسلامي ما بوقوع مي‌پيوندد تا جاييكه در هر دوره از انتخابات شاهديم مقام معظم رهبري به حكم « فاستبقوا الخيرات» توصيه ميكنند در اين كار خير سبقت بگيريم و در اول وقت حضور پيدا كنيم حال بايد ديد ما نسبت به انتخابات در چه حالي هستيم!
آيا مومن به حساب خواهيم آمد؟
يا شركتمون كار بيهوده حساب خواهد شد؟
يا نمي‌توانيم شركت كنيم اما در پرونده اعمالمون ثبت خواهد شد؟
يا اينكه يوق اسلام از گردنمون برداشته خواهد شد؟

ان شالله كه هممون عاقبت بخير باشيم
در پناه حق محفوظ باشيد

-----------------------------------------------

(۱) تفسیر نمونه جلد ۷ ص ۴۵
(۲) و (۳) تفسیر نمونه جلد ۹ ص ۱۵۸
(۴) نهج الفصاحه باب جماعت

× نوشته شده توسط محمد صدارت | لینک ثابت |




آخرین مطالب وبلاگ



Copyright 2010 Designer Mohammad Rfiei & sedarat.blogfa.com